شمارهٔ ۲۲۹
م مسعود سعد سلمان
0
Altın Yaprak
من دوش که از هجر تو در تاب شدم
جان تو که گر چو شمع در خواب شدم
از دیده و دل در آتش و آب شدم
بر جام چو بر آینه سیماب شدم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş