۱ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
بسم الله الرحمن الرحیم قوله تعالی بسم الله بنام خداوند الرحمن فراخ بخشایش الرحیم مهربان حم ۱ بحلم من و بمجد من و الکتاب المبین ۲ و باین نامه روشن إنا جعلناه قرآنا عربیا ما کردیم قرآنی تازی لعلکم تعقلون ۳ تا مگر شما دریابید و إنه فی أم الکتاب و این نامه در مهینه همه کتابهاست لدینا نزدیک ما لعلی حکیم ۴ بلند قدر است أ فنضرب عنکم الذکر صفحا باش ما این سخن و این پیغام از شما باز گردانیم أن کنتم قوما مسرفین ۵ از بهر آنکه شما گروهی گرانکارانید و کم أرسلنا من نبی فی الأولین ۶ و چند فرستادیم از پیغامبر در پیشینان و گذشتگان و ما یأتیهم من نبی و نیامد بایشان هیچ پیغامبری إلا کانوا به یستهزؤن ۷ مگر افسوس میکردند برو فأهلکنا أشد منهم بطشا هلاک کردیم و تباه با نیروتر از ایشان و با زورتر و مضی مثل الأولین ۸ و برفت پیش از این پیشینیان را که مثل زنند بآن و لین سألتهم من خلق السماوات و الأرض و اگر پرسی ایشان را که آفرید آسمانها و زمینها لیقولن خلقهن العزیز العلیم ۹ ایشان گویند آن توانای دانا آفرید آن را الذی جعل لکم الأرض مهدا او آنست که شما را زمین آرامگاه کرد و جعل لکم فیها سبلا و شما را در آن راهها ساخت لعلکم تهتدون ۱۰ تا راه میدانید برد و الذی نزل من السماء ماء بقدر و آنست که فرو فرستاد از آسمان آبی باندازه فأنشرنا به بلدة میتا زنده کردیم بآن آب زمینی مرده کذلک تخرجون ۱۱ هم چنان که بیرون آرند و الذی خلق الأزواج کلها و آنست که بیافرید همه گوناگونها و جنسها و جعل لکم من الفلک و الأنعام و شما را بیافرید از کشتیها و ستوران ما ترکبون ۱۲ آنچه بر آن برنشینید لتستووا علی ظهوره تا راست نشینید بر پشتهای ستوران ثم تذکروا نعمة ربکم آن گاه نیکوکاری خداوند خویش یاد میکنید إذا استویتم علیه آن گه که بر ستور راست نشینید و تقولوا و آن گه گویید سبحان الذی سخر لنا هذا پاکی و بی عیبی او را که زیر دست کرد و نرم ما را این ستور و ما کنا له مقرنین ۱۳ یا نه ما با او برنتوانستیمی و برنیامدیمی و إنا إلی ربنا لمنقلبون ۱۴ و ما در این نعمت با خداوند خویش میگردیم و جعلوا له من عباده جزءا او را از رهیگان او بهره ای ساختند إن الإنسان لکفور مبین ۱۵ این مردم ناسپاسی است آشکارا أم اتخذ مما یخلق بنات باش از آنچه خود آفرید دختران گرفت و مادینه گزید خود را و أصفاکم بالبنین ۱۶ و شما را خالص کرد و برگزید پسران و إذا بشر أحدهم و آن گه که بشارت دهند یکی را از ایشان بما ضرب للرحمن مثلا بآنچه رحمن را صفت ساخت ظل وجهه مسودا روی وی سیاه گردد و هو کظیم ۱۷ و او پراندوه أ و من ینشؤا فی الحلیة باش کسی که در زیور برآید و ببالد و هو فی الخصام غیر مبین ۱۸ و او در داوری بی زبان و بی سخن بود و جعلوا الملایکة الذین هم عباد الرحمن إناثا و فریشتگان را که ایشان بندگان رحمانند مادینان کردند أ شهدوا خلقهم بودند آنجا که فرشتگان را میآفرید ستکتب شهادتهم می نویسند گواهیهای ایشان و یسیلون ۱۹ و بپرسند ایشان را و قالوا لو شاء الرحمن ما عبدناهم گفتند اگر رحمن خواستی که فرشتگان را نپرستیم نپرستیدیمی ایشان را ما لهم بذلک من علم ایشان را هیچ دانش نیست بآنچه میگویند إن هم إلا یخرصون ۲۰ نیستند مگر دروغ زنان أم آتیناهم کتابا من قبله یا ما ایشان را پیش از قرآن نامه ای داده ایم فهم به مستمسکون ۲۱ ایشان دست در آن زده اند بل قالوا نه که گفتند إنا وجدنا آباءنا علی أمة ما پدران خویش را بر کیشی یافتیم و إنا علی آثارهم مهتدون ۲۲ و ما بر پیهای ایشان راه میبریم و کذلک ما أرسلنا و هم چنان نفرستادیم من قبلک فی قریة من نذیر پیش از تو در هیچ شهر هیچ آگاه کننده ای إلا قال مترفوها مگر که جهانداران و بطر گرفتگان ایشان گفتند إنا وجدنا آباءنا علی أمة ما پدران خویش را بر کیشی یافتیم و إنا علی آثارهم مقتدون ۲۳ و ما بر پیهای ایشان پس رو میباشیم قال أ و لو جیتکم گفت باش و اگر من بشما آمدم و آوردم بأهدی مما وجدتم علیه آباءکم راست تر از آن چیز که پدران خویش را بر آن یافتید قالوا إنا بما أرسلتم به کافرون ۲۴ گفتند ما بآنچه شما را بآن فرستادند ناگرویدگانیم فانتقمنا منهم کین کشیدیم از ایشان فانظر کیف کان عاقبة المکذبین ۲۵ نگر چون بود سرانجام دروغ زن گیران و إذ قال إبراهیم لأبیه و قومه ابراهیم گفت پدر خویش را و قوم خویش را إننی براء مما تعبدون ۲۶ من بیزارم از آنچه شما میپرستید إلا الذی فطرنی مگر آن خدای که مرا آفرید فإنه سیهدین ۲۷ که او خود مرا راه مینماید و جعلها کلمة باقیة آن سخن را سخنی پاینده کرد فی عقبه در نژاد فرزندان خویش لعلهم یرجعون ۲۸ تا مگر با خدا آیند بل متعت بلکه برخوردار کردم هؤلاء و آباءهم اینان را و پدران ایشان را حتی جاءهم الحق تا آن گه که بایشان آمد قرآن و رسول مبین ۲۹ و رسولی آشکارا و لما جاءهم الحق چون بایشان آمد چیزی درست و راست قالوا هذا سحر گفتند این مر دیو است و جادویی و إنا به کافرون ۳۰ و ما بآن ناگرویدگانیم و قالوا لو لا نزل هذا القرآن گفتند چرا نه این قرآن فرو فرستادند علی رجل من القریتین عظیم ۳۱ بر مردی بزرگ از این دو شهر

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.