۱ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان
فالزاجرات زجرا ۲ بآیتهای قرآن که باززنندست از بدیها
و الصافات صفا ۱ بفرشتگان پرستندگان او قطار قطار
فالتالیات ذکرا ۳ بخوانندگان سخن خداوند عز و جل
إن إلهکم لواحد ۴ که خداوند شما یکی است
رب السماوات و الأرض و ما بینهما خداوند آسمانها و زمینها و هر چه میان آن و رب المشارق ۵ و خداوند مشرق و مغرب آفتاب
إنا زینا السماء الدنیا ما بیاراستیم آسمان دنیا را بزینة الکواکب ۶ بآرایش ستارگان
و حفظا من کل شیطان مارد ۷ آن ستارگان نگاه داشت کردیم و کوشیدن از هر دیوی ستنبه شوخ
لا یسمعون إلی الملإ الأعلی نمی نیوشند بآن گروهان زبرین و یقذفون من کل جانب ۸ و می اندازند ایشان را از هر سوی
دحورا براندن ایشان و لهم عذاب واصب ۹ و ایشانراست عذابی پیوسته همیشه
إلا من خطف الخطفة مگر که دیوی سخن دزد سخنی رباید فأتبعه شهاب ثاقب ۱۰ در پی او نشیند شاخی آتش درفشان سوزان
فاستفتهم پرس از ایشان أ هم أشد خلقا که ایشان سخت تراند بر آفریدگار در آفرینش أم من خلقنا یا او که بیافریدیم إنا خلقناهم من طین لازب ۱۱ ما بیافریدیم ایشان را از گلی دوسنده
بل عجبت شگفت می آید ترا و یسخرون ۱۲ و افسوس میدارند بر تو و سست می فرادارند ترا
و إذا ذکروا و چون ایشان را پند دهند و در یاد ایشان دهند لا یذکرون ۱۳ یاد نکنند و پند نپذیرند
و إذا رأوا آیة و آن گه که نشانی بینند از نشانهای یستسخرون ۱۴ یکدیگر را بر سخریت می خوانند
و قالوا إن هذا إلا سحر مبین ۱۵ و آن نشان را میگویند نیست این مگر جادویی آشکارا
أ إذا متنا و کنا ترابا و عظاما باش ما آن گه که خاک گردیم و استخوان أ إنا لمبعوثون ۱۶ أ و آباؤنا الأولون ۱۷ ما با پدران پیشینان ما برانگیختنی ایم
قل نعم و أنتم داخرون ۱۸ گوی نعم آری برانگیختنی اید و شما درمانده و کم آمده
فإنما هی زجرة واحدة فإذا هم ینظرون ۱۹ چنین بود جز ازین نه یک راندن بود که ایشان زنده می شوند می نگرند
و قالوا یا ویلنا و میگویند ای هلاکا بر ما و نفریغ هذا یوم الدین ۲۰ آنک این روز شمار و پاداش
هذا یوم الفصل این آن روزگار بر گزاردن است الذی کنتم به تکذبون ۲۱ آن روز که شما بدروغ می داشتید و می گفتید که دروغ است
احشروا الذین ظلموا و أزواجهم فراهم آرید ایشان را که بر خود ستم کردند و همسران ایشان را و ما کانوا یعبدون ۲۲ من دون الله و هر چه می پرستیدند فرود از الله فاهدوهم إلی صراط الجحیم ۲۳ و ایشان را فرا سر راه دوزخ دهید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş