۱ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان الحمد لله ستایش نیکو الله را فاطر السماوات و الأرض کردگار هفت آسمان و هفت زمین و نو سازنده آن جاعل الملایکة رسلا آفریدگار که فریشتگان را رسولان کرد أولی أجنحة خداوندان پرها مثنی و ثلاث و رباع پرهای دوان و سوان و چهاران یزید فی الخلق ما یشاء می فزاید در آفرینش آفریده خویش آنچه خواهد إن الله علی کل شی ء قدیر ۱ الله بر همه چیز تواناست ما یفتح الله للناس آنچه الله بگشاید مردمان را من رحمة از بخشایش فلا ممسک لها باز گیرنده ای نیست آن را و ما یمسک و هر چه باز گیرد فلا مرسل له گشاینده ای نیست آن را من بعده از پس گشادن و بستن الله و هو العزیز الحکیم ۲ و اوست آن توانای دانا یا أیها الناس ای مردمان اذکروا نعمت الله علیکم یاد کنید نیکوکاری الله بر خویشتن هل من خالق غیر الله هست آفریدگاری جز الله یرزقکم من السماء و الأرض که روزی دهد شما را از آسمان و زمین لا إله إلا هو نیست خدایی جز او فأنی تؤفکون ۳ چون می برگردانند شما را از راستی و إن یکذبوک و اگر دروغ زن گیرند ترا فقد کذبت رسل من قبلک دروغ زن گرفتند فرستادگان را پیش از تو و إلی الله ترجع الأمور و با مراد الله گردد همه کار یا أیها الناس ای مردمان إن وعد الله حق وعده داده الله راست است و بودنی فلا تغرنکم الحیاة الدنیا مبادا که زندگانی این جهانی شما را فریفته کناد و لا یغرنکم بالله الغرور ۵ و مبادا که شما را فریفته کند آن فریبنده إن الشیطان لکم عدو دیو شما را دشمن است فاتخذوه عدوا او را دشمن گیرید إنما یدعوا حزبه او می خواند پس روان و فرمان برداران خویش را لیکونوا من أصحاب السعیر ۶ تا از دوزخیان باشند الذین کفروا ایشان که کافر شدند لهم عذاب شدید ایشانراست عذابی سخت و الذین آمنوا و عملوا الصالحات و ایشان که بگرویدند و کردارهای نیک کردند لهم مغفرة و أجر کبیر ۷ ایشانراست آمرزش و مزدی بزرگ أ فمن زین له باش کسی که برآراستند او را سوء عمله بد کردار او فرآه حسنا تا آن را نیکو دید فإن الله یضل من یشاء الله گم راه کند او را که خواهد و یهدی من یشاء و با راه می آرد او را که خواهد فلا تذهب نفسک علیهم حسرات جان تو در سر زحیر خوردن بر ایشان مشا إن الله علیم بما یصنعون ۸ الله داناست بآنچه ایشان میکنند و الله الذی أرسل الریاح الله اوست که میگشاید بادها فتثیر سحابا تا می انگیزاند بآن میغها فسقناه إلی بلد میت می رانیم آن را بشهری و زمینی مرده فأحیینا به الأرض بعد موتها تا زنده کنیم بآب آن میغ زمین را پس مرگ آن کذلک النشور ۹ انگیختن پس مرگ هم چنان است من کان یرید العزة هر که عز میخواهد این جهانی و آن جهانی بهم فلله العزة جمیعا عز این جهانی و آن جهانی هر دو الله راست إلیه یصعد الکلم الطیب بسوی او بر میشود سخنان پاک خویش و العمل الصالح یرفعه و کردار نیکو می بربرد آن سخنان را و الذین یمکرون السییات و ایشان که بدی میکنند با ساز و مکر لهم عذاب شدید ایشان را است عذابی سخت و مکر أولیک هو یبور ۱۰ و ساز و دستان ایشان آنست که فرو خواهد ماند و تباه خواهد شد و الله خلقکم من تراب الله بیافرید شما را از خاک ثم من نطفة پس از آب پشت ثم جعلکم أزواجا پس شما را جفت کرد مرد و زن و ما تحمل من أنثی و هیچ بار بر نگیرد مادینه ای و لا تضع إلا بعلمه و بار ننهد مگر بدانش او و ما یعمر من معمر و هیچ دراز زندگانی نکنند دراز زندگانیی و لا ینقص من عمره و هیچ بنکاهند از عمر دیگری و کم نکنند زندگانی او از زندگانی کسی دیگر إلا فی کتاب إن ذلک علی الله یسیر ۱۱ مگر در نوشته ایست که کردن آن و نگه داشتن آن بر الله آسانست

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.