۱ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان
الر منم آن خداوند که می بینم جز من دارنده و پروراننده نه تلک آیات الکتاب این آیتها آن نامه است الحکیم ۱ آن نامه نیکو حکمت راست حکم
أ کان للناس عجبا مردمان را شگفت آمد و بنزدیک ایشان شگفت بود أن أوحینا إلی رجل منهم که پیغام دادیم بمردی هم از ایشان أن أنذر الناس که مردمان را بیم نمای و آگاه کن و بشر الذین آمنوا و بشارت ده گرویدگان را أن لهم قدم صدق که ایشان را است وعده راست و کاری پیش شده عند ربهم بنزدیک خداوند ایشان قال الکافرون ناگرویدگان گفتند إن هذا لساحر مبین ۲ این جادویی است آشکارا
إن ربکم الله خداوند شما الله است الذی خلق السماوات و الأرض او که هفت آسمان و هفت زمین آفرید از آغاز فی ستة أیام در شش روز ثم استوی علی العرش آن گه مستولی شد بر عرش یدبر الأمر میسازد کار و پیش می برد و می اندازد ما من شفیع إلا من بعد إذنه نیست هیچ شفیع کس را مگر پس دستوری او ذلکم الله ربکم اوست خداوند شما فاعبدوه او را پرستید أ فلا تذکرون ۳ پند نپذیرید و حق درنیابید
إلیه مرجعکم جمیعا با اوست بازگشت شما همه وعد الله حقا هنگام نهادن خدای است این براستی إنه یبدؤا الخلق ثم یعیده اوست که آفریده می آرد از آغاز و فردا آن را زنده کند باز لیجزی الذین آمنوا تا پاداش دهند ایشان را که بنگرویدند و عملوا الصالحات بالقسط و کارهای نیک کردند بسزا و الذین کفروا و ایشان که کافر شدند و بگرویدند لهم شراب من حمیم ایشان را شرابی از آب جوشیده و عذاب ألیم و عذابی دردنمای بما کانوا یکفرون ۴ بآنچه کافر شدند
هو الذی جعل الشمس ضیاء اوست که خورشید را روشن گردانید و القمر نورا و ماه را روشنایی داد و قدره منازل و آن را باز انداخت و چنان ساخت که میرود در منزلها بریدن فلک را لتعلموا عدد السنین و الحساب و رفتن او شمار سال و ماه و روزگار میدانید ما خلق الله ذلک إلا بالحق نیافرید خدای آن را مگر بدانش خویش و توان خویش بیکتایی خویش یفصل الآیات نشانهای گشاده روشن می نماید و پیغامهای روشن گشاده می فرستد لقوم یعلمون ۵ایشان را که بدانند
إن فی اختلاف اللیل و النهار در شد آمد شب و روز و ما خلق الله فی السماوات و الأرض و در آنچه خدای آفرید در آسمان و زمین از آفریده های خویش لآیات لقوم یتقون ۶ نشانهای روشن است بیکتایی ایشان را که از خشم خدای و از جحود حق او می پرهیزند
إن الذین لا یرجون لقاءنا ایشان که دیدار ما نمی بیوسند و بانگیزانیدن ما بنمی گروند و رضوا بالحیاة الدنیا و باین جهان می بسندند
و خرسندی کنند و اطمأنوا بها و بآن آرام می کنند و الذین هم عن آیاتنا غافلون ۷ و ایشان که از وعد و وعید ما ناآگاه و ناگرویدند أولیک مأواهم النار بما کانوا یکسبون ۸ ایشان آنند که جایگاه ایشان آتش است بآنچه میکردند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş