۱ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان
ق منم خداوند قادر و قهار قدوس و قریب و القرآن المجید ۱ باین قرآن بزرگوار
بل نیست چنانک کافران میگویند عجبوا أن جاءهم منذر منهم شگفت داشتند که بایشان آمد آگاه کننده ای هم از ایشان فقال الکافرون ناگرویدگان گفتند هذا شی ء عجیب ۲ این چیزیست شگفت
أ إذا متنا و کنا ترابا باش که ما بمیریم و خاک گردیم ذلک رجع بعید ۳ این باز بردی است دور
قد علمنا ما تنقص الأرض منهم میدانیم هر چه زمین از ایشان کاهد و عندنا کتاب حفیظ ۴ و نزدیک ما نوشته ای است آن را نگه دارنده
بل کذبوا بالحق لما جاءهم آری ایشان دروغ شمردند سخن راست که بایشان آمد فهم فی أمر مریج ۵ ایشان در کاری اند شوریده گمان آمیز
أ فلم ینظروا إلی السماء فوقهم در ننگرند در این آسمان زبر ایشان
کیف بنیناها که چون افراشتیم و زیناها و چون نگاشتیم
و ما لها من فروج ۶ و آن را هیچ شکاف و عیب نه
و الأرض مددناها و زمین باز کشیدیم و ألقینا فیها رواسی و در آن او کندیم کوه ها بلند و أنبتنا فیها من کل زوج بهیج ۷ و رویانیدیم در آن از هر صنفی نیکو
تبصرة و ذکری باز نمودن و در یاد دادن را لکل عبد منیب ۸ هر بنده را باز گردانیده بدل با الله
و نزلنا من السماء و فرو فرستادیم از آسمان ماء مبارکا آبی برکت کرده در آن فأنبتنا به جنات تا رویانیدیم بآن درختستانها و حب الحصید ۹ و تخم هر نبات درودنی
و النخل باسقات و خرما بنان بلند بارور لها طلع نضید ۱۰ آن را خوشه میوه آن در هم نشسته
رزقا للعباد داشت بندگان را و أحیینا به بلدة میتا و زنده کردیم بآن آب شهری و زمینی مرده کذلک الخروج ۱۱ هم چنان رستاخیز
کذبت قبلهم قوم نوح دروغزن گرفتند پیش از ایشان قوم نوح و أصحاب الرس و اصحاب چاه و ثمود ۱۲ و ثمود قوم صالح
و عاد اول قوم هود و فرعون و إخوان لوط ۱۳ و فرعون موسی و کسان لوط
و أصحاب الأیکة و قوم تبع و مردمان پیشه ای که و قوم تبع کل کذب الرسل همگان فرستادگان ما را دروغزن گرفتند فحق وعید ۱۴ تا واجب گشت و سزا آنچه بیم داده بودم ایشان را بآن
أ فعیینا بالخلق الأول بماندیم یا درماندیم بآفرینش نخستین بل هم فی لبس من خلق جدید ۱۵ بلکه ایشان در گمان اند از این آفرینش نو
و لقد خلقنا الإنسان بیافریدیم مردم را و نعلم ما توسوس به نفسه و میدانیم آنچه در دل او میاندیشد و نحن أقرب إلیه من حبل الورید ۱۶ ما نزدیکتریم باو از رگ جان
إذ یتلقی المتلقیان سخن می ربایند آن دو سخن ربای و می فراگیرند از او عن الیمین و عن الشمال قعید ۱۷ یکی از راست سوی او نشسته و یکی از چپ سوی او نشسته
ما یلفظ من قول بیرون ندهد هیچ سخن از دهن إلا لدیه رقیب عتید ۱۸ مگر نزدیک اوست گوشوانی ساخته
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş