۱ - النوبة الثانیة
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
این سوره یونس صد و نه آیت و هزار و هشتصد و سی و دو کلمت است و هفت هزار و پانصد و شصت و هفت حرف همه به مکه فرو آمد مگر یک آیت و منهم من یؤمن به و منهم من لا یؤمن به که این یک آیت بمدینه فرو آمد در شأن جهودان و گفته اند سه آیت ازین سوره بمدینه فرو آمد فإن کنت فی شک مما أنزلنا إلیک الی آخر الآیات الثلث و قیل کلها مکیة الا آیتین قل بفضل الله و برحمته نزلت فی ابی بن کعب الانصاری و ذلک ان رسول الله لما امر ان یقرأ علیه القرآن قال ابی یا رسول الله و قد ذکرت هناک فبکی بکاء شدیدا و نزلت هذه الآیه فهی فخر و شرف لابی و حکمها باق فی غیره و الآیة التی تلیها ذم القوم لانهم حرموا ما احل الله لهم فصار حکمها فی کل من فعل مثل ذلک الی یوم القیمة و درین سورت هشت آیت منسوخ است بجای خویش گوییم ان شاء الله و در فضیلت سورت أبی کعب روایت کند از مصطفی ص
قال من قرأ سورة یونس اعطی من الاجر عشر حسنات بعدد من صدق بیونس و کذب به و بعدد من غرق مع فرعون
قوله بسم الله الرحمن الرحیم در آیت تسمیت هم کمال عبادت است هم حصول برکت هم غفران معصیت و برداشت درجت اما کمال عبادت آنست که مصطفی ص گفت لا وضوء لمن لم یذکر اسم الله علیه
این لا بمعنی نفی کمال و فضیلت است چنان که گفت لا صلاة لجار المسجد الا فی المسجد و لا فتی الا علی و قال ص اذا توضأ احدکم فذکر اسم الله علیه طهر جمیع اعضایه و اذا لم یذکر اسم الله علیه لم یطهر منه الا ما مسه الماء
اما حصول برکت آنست که رب العالمین نام خود را مبارک گفت تبارک اسم ربک ذی الجلال و الإکرام با برکت است نام خداوند بزرگوار و بزرگواری کردن هر کاری که در مبدأ و مقطع وی نام خدای رود با برکت و پر خیر بود
قومی پیش مصطفی آمدند گفتند یا رسول الله طعام که میخوریم ما را کفایت نمی باشد و سیری نمیکند رسول خدا گفت سموا الله عز و جل و اجتمعوا علیه یبارک لکم فیه
و غفران معصیت و برداشت درجت آنست که بو هریره روایت کند از مصطفی ص
قال من کتب بسم الله الرحمن الرحیم و لم یعور الهاء الذی فی الله کتب له الف الف حسنة و محا عنه الف الف سییة و رفع له الف الف درجة و من قال بسم الله الرحمن الرحیم کتب الله له اربعة آلاف حسنة و محا عنه اربعة الاف سییة و رفع له اربعة آلاف درجة
و قال تنوق رجل فی بسم الله الرحمن الرحیم فغفر له
قوله الر قرایت مکی حفص و یعقوب فتح راست و باقی بکسر خوانند و معنی آنست که انا الله اری انا الرب لا رب غیری قتاده گفت نامی است از نامهای قرآن و گفته اند نام سورت است و گفته اند قسم است که رب العالمین بنامهای خود سوگند یاد میکند الف الله است و لا لطیف و را رحیم باین نامها سوگند یاد میکند که این حروف آیات کتاب حکیم است و نامه خداوند است جل جلاله و تقدست اسماؤه و تفسیر و معانی این حروف در سورة البقرة بشرح رفت و قیل معناه هذه الآیات التی انزلتها علیک آیات القران الحکیم المحکم المتقن الممنوع من الخلل و الباطل لا لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه و گفته اند حکیم بمعنی حاکم است ای هو القرآن الحاکم بین الناس
چنان که جایی دیگر گفت و أنزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه و روا باشد که حکیم بمعنی محکوم باشد ای حکم فیه بالعدل و الاحسان و حکم فیه بالجنة لمن اطاعه و بالنار لمن عصاه و حکم فیه بالحلال و الحرام و الارزاق و الآجال و حکیم کسی را گویند که سخن حکمت گوید و نیز گویند این سخنی حکیم است یعنی از حکمت یا با حکمت عبد الله بن عباس گفت ان الکلمة الحکیمة لتزید الشریف شرفا و ترفع المملوک حتی تجلسه مجالس الملوک
قوله أ کان للناس عجبا الف استفهام است بمعنی توبیخ و این ناس مشرکان قریش اند و سبب نزول این آیت آن بود که کفره قریش بر سبیل انکار میگفتند عجب کاریست که خدای در همه عالم رسولی نیافت که بخلق فرستد مگر یتیم بو طالب و روا باشد که انکار ایشان باصل رسالت بود که میگفتند الله اعظم من ان یکون رسوله بشرا مثل محمد خدای بزرگتر از آنست که بشری را چون محمد بخلق فرستد
رب العالمین گفت أ کان للناس عجبا ای لیس بعجب لانه ارسل الی من قبلهم من هو مثله و التعجب انما یکون مما لا یعهد مثله و لا یعرف سببه گفت این عجب نیست که پیش از ایشان رسولان از خدا بخلق آمدند و تعجب در چیزی کنند که معهود نباشد میان خلق و نه آن را سببی بود و تقدیره ا کان ایحاؤنا الی رجل منهم بان انذر الناس عجبا فیکون ان فی الاولی فی محل الرفع و فی الثانیة فی محل النصب
و بشر الذین آمنوا أن لهم قدم صدق عند ربهم قدم الصدق ما تقدم لهم من الله من المواعید الصادقة و سبق لهم من حسن العبادة و الطاعة و قیل قدم الصدق شفاعة المصطفی و شفاعة المؤمنین بعضهم لبعض و قیل اراد به السقط یقوم محبنطیا علی باب الجنة فیقول لا ادخلها حتی یدخلها والدی
روی انس بن مالک قال قال رسول الله ص اذا کان یوم القیمة نودی فی اطفال المسلمین ان اخرجوا من قبورکم فیخرجون من قبورهم و ینادی فیهم ان امضوا الی الجنة زمرا فیقولون یا ربنا و والدانا معنا فینادی فیهم الثانیة ان امضوا الی الجنة زمرا فیقولون یا ربنا و والدانا معنا فینادی فیهم الثالثة ان امضوا الی الجنة زمرا فیقولون یا ربنا و والدانا معنا فیبسم الرب تعالی فی الرابعة فیقول و والداکم معکم فیثب کل طفل الی ابویه فیأخذون بایدیهم فیدخلونهم الجنة فهم اعرف بآبایهم و امهاتهم یومیذ من اولادکم الذین فی بیوتکم
قوله قال الکافرون تقدیره فلما انذرهم قال الکافرون إن هذا لساحر مبین قرایت اهل مدینه است و ابو عمرو یعنی ان هذا الرجل ای محمدا ص لساحر مبین باقی بی الف خوانند ای ان هذا الوحی لسحر مبین
إن ربکم الله الذی خلق السماوات و الأرض فی ستة أیام ای فی مدة مقدارها ستة ایام لأن الایام تکونت بعد خلق السماوات و الارض من دوران الفلک ثم استوی علی العرش شرح و بیان این همه در سورة الاعراف رفت و یقال جمع السماوات لانها اجناس مختلفة کل سماء من غیر جنس الأخری و وحد الارض لانها کلها تراب
یدبر الأمر یقضیه وحده و قیل یرتب الامور مراتبها علی احکام عواقبها
و قیل یدبر الامر ینزل الوحی ما من شفیع إلا من بعد إذنه این جواب ایشان است که خدای را انبازان میگفتند و ایشان را می پرستیدند و می گفتند هؤلاء شفعاؤنا عند الله و گفته اند که این باول آیت تعلق دارد میگوید خدای بیافرید آسمانها و زمینها بی شفاعت شفیعی و بی تدبیر مدبری بعلم و ارادت خویش آفرید بقدرت و حکمت خویش یقول تعالی ادبر عبادی بعلمی انی بعبادی خبیر بصیر
آن گه گفت ذلکم الله ربکم خداوند شما و دارنده و پروراننده شما اوست که آسمان و زمین آفرید و خود میدانید و اقرار میدهید که آفریدگار خلق اوست نه بتان پس او را پرستید و در خداوندی و خداکاری او را یگانه شناسید و با وی در پرستش هیچ انباز مگیرید أ فلا تذکرون ا فلا تتدبرون ان لا یستحق غیره العبادة
إلیه مرجعکم جمیعا یعنی بالموت و البعث و النشور جمیعا نصب علی الحال و وعد الله نصب علی المصدر ای وعدکم الله وعدا حقا ای حققه حقا میگوید خدای شما را وعده داده وعده راست درست که در آن خلف نه که بازگشت شما پس از مرگ با وی است و بعث و نشور و حساب و کتاب و جزای اعمال در پیش آن گه گفت بر استیناف إنه یبدؤا الخلق لخلقه ثم یمیته ثم یعیده قرایت ابو جعفر انه یبدأ الخلق بفتح الف است یعنی الیه مرجعکم جمیعا لانه یبدؤا الخلق ثم یعیده لیجزی الذین آمنوا ای یعیده لیجزی الذین آمنوا و عملوا الصالحات بالقسط ای بالعدل عدل اینجا احسان است که جای دیگر میگوید هل جزاء الإحسان إلا الإحسان ای الجنة و نعیمها
و الذین کفروا لهم شراب من حمیم ای ماء حار قد انتهی حره حمیم فعیل بمعنی مفعول یقال حم الماء اذا اسخن و الحمیم العرق منه لسخنته و الحمام لحرارة مایه او لانه یتعرق فیه
قوله هو الذی جعل الشمس ضیاء ای خلقها ضیاء فیکون منصوبا علی الحال و ضیاء مصدر ضاء و تقدیره جعل الشمس ذات ضیاء و یجوز ان یکون ضیاء جمیع ضوء و القمر نورا یستضاء به فی اللیالی قال الکلبی یضی ء وجوههما لاهل السماوات السبع و ظهورهما لاهل الارضین السبع
و قدره این ها با قمر شود ای قدر القمر یسیر منازل فیکون ظرفا للسیر و قیل قدر له منازل میگوید تقدیر کرد و باز انداخت سیر قمر به بیست و هشت منزل در بریدن دوازده برج در هر برجی دو روز و سه یکی تا هر ماه فلک بتمامی باز برد وظیفه ایست آن را ساخته و انداخته لتعلموا عدد السنین و الحساب تا شمار ماه و سال و روزگار میدانید بسیر قمر درین منازل ما خلق الله ذلک إلا بالحق یعنی للحق لم یخلقه باطلا بل اظهارا لصنعه و دلالة علی قدرته و حکمته و لتجزی کل نفس بما کسبت ابن جریر گفت الحق هاهنا هو الله ای ما خلق الله ذلک الا بالله ای وحده لا شریک معه یفصل الآیات بیاء قرایت ابن کثیر و ابو عمرو و حفص و بنون قرایت باقی و در نون معنی تعظیم است
إن فی اختلاف اللیل و النهار کلبی گفت اهل مکه گفتند یا محمد ایتنا بآیة حتی نؤمن بک و نصدقک فنزل إن فی اختلاف اللیل و النهار فی مجی ء کل واحد منهما خلف الآخر و اختلاف الوانهما و ما خلق الله فی السماوات و الأرض من الخلایق و العجایب و الدلالات لایات یوجب العلم الیقین لقوم یتقون الشرک
إن الذین لا یرجون لقاءنا این آیت در شأن منکران بعث و نشور آمد رجا اینجا بمعنی تصدیق است هم چنان که در سورة الفرقان گفت و قال الذین لا یرجون لقاءنا و لقاء بعث است پس مرگ یعنی ان الذین لا یصدقون بالبعث بعد الموت
و قیل معناه لا یخافون عقابنا و لا یرجون ثوابنا
رضوا بالحیاة الدنیا من الله حظا فاختاروها و عملوا لها و اطمأنوا و سکنوا الیها بدلا من الآخرة و الذین هم عن آیاتنا ای عن البعث و الثواب و العقاب و قیل عن القران و محمد غافلون تارکون لها مکذبون
أولیک مأواهم النار ای مصیرهم و مرجعهم النار بما کانوا یکسبون من الکفر و التکذیب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş