۱۷ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و إذ أخذ ربک گرفت خدای تو من بنی آدم از فرزندان آدم من ظهورهم از پشتهای ایشان ذریتهم فرزندان ایشان و أشهدهم علی أنفسهم و ایشان را گواه گرفت بر ایشان أ لست بربکم نه ام من خداوند شما قالوا بلی ایشان پاسخ دادند آری تویی خداوند ما شهدنا گواه بودیم بر ایشان أن تقولوا یوم القیامة تا نگویند روز رستاخیز إنا کنا عن هذا غافلین ۱۷۲ که ما ازین اقرار و گواهی ناآگاه بودیم أو تقولوا یا گویند پسینان ایشان إنما أشرک آباؤنا من قبل که پدران پیشینان ما انبازان گرفتند با تو پیش از ما و کنا ذریة من بعدهم و ما فرزندان ایشان بودیم پس از ایشان أ فتهلکنا پس اکنون ما را می هلاک کنی و عذاب کنی بما فعل المبطلون ۱۷۳ بآنچه کج کاران کردند و نابکاران پیش از ما و کذلک نفصل الآیات چنین تفصیل میدهیم و می باز گشاییم و راست و درست و پیدا می باز نماییم گفتها و کرده های خویش و لعلهم یرجعون ۱۷۴ و تا مگر ایشان باز آیند از راه کج با راه راست و اتل علیهم و بر ایشان خوان نبأ الذی آتیناه آیاتنا خبر آن مرد که او را دادیم سخنان خویش فانسلخ منها بیرون شد او از آن چو مار از پوست فأتبعه الشیطان پس خود فرا کرد او را دیو فکان من الغاوین ۱۷۵ تا از بیراهان گشت و لو شینا و اگر خواستیم لرفعناه بها برداشتیمی با آن آیات و علم و لکنه أخلد إلی الأرض لکن آن مرد با زمین بنشست و با این جهان گرایید و اتبع هواه و بر پی بایست خویش رفت فمثله کمثل الکلب مثل او راست چون مثل سگ است إن تحمل علیه اگر بروی حمله بری و وی را بر تاختن داری یلهث زبان از دهن بیرون افکند أو تترکه یا از وی باز شوی یلهث هم زبان از دهن بیرون افکند ذلک مثل القوم این مثل آن مرد است و مثل آن کسان الذین کذبوا بآیاتنا ایشان که سخنان ما بدروغ فرا داشتند فاقصص القصص و بر ایشان خوان قصه هایی لعلهم یتفکرون ۱۷۶ تا مگر ایشان دراندیشند ساء مثلا بدسان و بد مثل اند القوم الذین کذبوا بآیاتنا آن گروه که بدروغ فرا داشتند سخنان ما و أنفسهم کانوا یظلمون ۱۷۷ و بر خویشتن می ستم کردند من یهد الله هر که راه نمود الله او را فهو المهتدی بر راه راست اوست و من یضلل و هر که بیراه کرد الله وی را فأولیک هم الخاسرون ۱۷۸ ایشان اند که زیانکاران اند و لقد ذرأنا لجهنم و آفریدیم ما دوزخ را کثیرا من الجن و الإنس فراوانی از پریان و آدمیان لهم قلوب ایشان را دلهایی است لا یفقهون بها که بآن حق درنیابند و لهم أعین و ایشان را چشمهایی است لا یبصرون بها که حق بآن نه بینند و لهم آذان و ایشان را گوشهایی است لا یسمعون بها که بآن حق بنشنوند أولیک کالأنعام ایشان همچون ستوران اند بل هم أضل نه راست چون ستور بلکه گمراه تر از ستور أولیک هم الغافلون ۱۷۹ ایشان اند که از حق و راه آن غافلان اند

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.