۲ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی قال رب اشرح لی صدری ۵ گفت خداوند من فراخ بگشای دل من و یسر لی أمری ۲۶ و آسان کن مرا کار من و احلل عقدة من لسانی ۲۷ و بگشای گره از زبان من یفقهوا قولی ۲۸ تا در بیابند سخن من و اجعل لی وزیرا من أهلی ۲۹ و مرا از کسان من مردی بار کش ده هارون أخی ۳۰ و آن هارون است برادر من اشدد به أزری ۳۱ پشت من و نیروی من باو سخت کن و أشرکه فی أمری ۳۲ و او را در کار انباز من کن کی نسبحک کثیرا ۳۳ تا بپاکی ترا یاد کنیم و نذکرک کثیرا ۳۴ و ترا در یاد داریم بیاد فراوان إنک کنت بنا بصیرا ۳۵ تو بما بینایی قال قد أوتیت سؤلک یا موسی ۳۶ فرمود آنچه خواستی ترا دادیم ای موسی و لقد مننا علیک مرة أخری ۳۷ و بر تو سپاس نهادیم باری دیگر إذ أوحینا إلی أمک آن گه که آگاهی افکندیم به مادر تو ما یوحی ۳۸ آن آگاهی که افکنده آمد به او أن اقذفیه فی التابوت که موسی را در تابوت کن فاقذفیه فی الیم و آن تابوت در دریا افکن فلیلقه الیم بالساحل تا دریا او را با کران افکند یأخذه عدو لی و عدو له تا بگیرد او را کسی دشمنست مرا و دشمنست او را و ألقیت علیک محبة منی و بر تو افکندم دوستی از خویشتن و لتصنع علی عینی ۳۹ و می پرورند ترا بر دیدار چشم من إذ تمشی أختک میرفت خواهر تو فتقول هل أدلکم میگفت خواهید شما را نشانی دهم علی من یکفله بر کسی که او را بدایگی بدارد فرجعناک إلی أمک دادیم ترا با مادر تو کی تقر عینها تا روشن گردد چشم او و لا تحزن و اندوهگن مبادا و قتلت نفسا و کسی را بکشتی فنجیناک من الغم برهانیدیم ترا از اندوه و فتناک فتونا و ترا بیازمودیم آزمودنی فلبثت سنین فی أهل مدین سالها درنگ کردی و بودی در مدین ثم جیت علی قدر یا موسی ۴۰ و آن گه آمدی ای موسی بر هنگامی و اندازه ای و اصطنعتک لنفسی ۴۱ و ترا بگزیدم خویشتن را اذهب أنت و أخوک بآیاتی شو تو و برادر تو بنشانهای من و لا تنیا فی ذکری ۴۲ و هیچ سست مشوید در یاد من اذهبا إلی فرعون بروید هر دو بفرعون إنه طغی ۴۳ که او بس شوخ شد فقولا له قولا لینا گویید او را سخنی نرم بمدارا لعله یتذکر أو یخشی ۴۴ تا مگر او پند پذیرد و بترسد قالا ربنا گفتند خداوند ما إننا نخاف أن یفرط علینا ما می ترسیم که فرعون بر ما بسر در افتد أو أن یطغی ۴۵ یا گزاف و شوخی در گیرد و بر حال بکشد قال لا تخافا إننی معکما گفت مترسید که من با شما ام أسمع و أری ۴۶ می شنوم و می بینم فأتیاه فقولا باو روید و گویید إنا رسولا ربک ما فرستادگان خدای توایم فأرسل معنا بنی إسراییل و لا تعذبهم و بنی اسراییل را بما ده و عذاب مکن قد جیناک بآیة من ربک نشانی آورده ایم بتو از خداوند تو و السلام علی من اتبع الهدی ۴۷ درود و سلام بر آن کس که براه راست پی برد إنا قد أوحی إلینا ما را گفته اند و بما رسانیده أن العذاب علی من کذب و تولی ۴۸ که عذاب بر آن کس است که راستی را دروغ شمرد و از پذیرفتن آن بر گردد قال فمن ربکما یا موسی ۴۹ گفت کیست خداوند شما ای موسی قال ربنا الذی أعطی کل شی ء خلقه گفت خداوند ما اوست که هر چیزی را آفرینش او بداد ثم هدی ۵۰ و آن چیز را در دل افکند که قوت از کجا جوید و از دشمن چون پرهیزد و بمادر چون رسد قال فما بال القرون الأولی ۵۱ گفت کار و بار گروهان پیش چیست قال علمها عند ربی فی کتاب گفت دانش آن بنزدیک خداوند منست در نسختی لا یضل ربی و لا ینسی ۵۲ خداوند من فرو نگذارد نه فراموش کند الذی جعل لکم الأرض مهدا او که شما را از زمین آرامگاه و بنگاه کرد و سلک لکم فیها سبلا و شما را در آن راهها ساخت و أنزل من السماء ماء و فرو فرستاده از آسمان آبی فأخرجنا به أزواجا تا بیرون آوریم بآن آب همتاها من نبات شتی ۵۳ از رستها از زمین پراکنده کلوا و ارعوا أنعامکم می خورید و ستوران خویش را می خورانید إن فی ذلک لآیات درین کردها نشانهاست لأولی النهی ۵۴ زیرکان و خداوندان خرد را

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.