۲ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی هو الذی أنزل من السماء ماء اوست که فرو فرستاد از آسمان آبی لکم منه شراب شما از آن می آشامید و منه شجر و بآن نبات و درخت می پرورید فیه تسیمون ۱۰ و در آن چهار پایان می چرانید
ینبت لکم به الزرع می رویانیم شما را با آن آب کشت زار و الزیتون و النخیل و الأعناب و زیتون و خرما و انگور و من کل الثمرات و از هر میوه ای إن فی ذلک لآیة در آن نشانیست یکتایی آفریدگار را لقوم یتفکرون ۱۱ قومی را که در اندیشند
و سخر لکم اللیل و النهار و شما را روان کرد آمد شد آن شب و روز و الشمس و القمر و آفتاب و ماه و النجوم مسخرات بأمره و ستارگان روان کرد بفرمان او إن فی ذلک لآیات در آن نشانهایی است آشکارا یکتایی آفریدگار را لقوم یعقلون ۱۲ قومی را که دریابند
و ما ذرأ لکم فی الأرض و هر چیز که بیافرید شما را در زمین مختلفا ألوانه جدا جدا رنگهای آن إن فی ذلک لآیة در آن نشانی است یکتایی آفریدگار را لقوم یذکرون ۱۳ قومی را که دریابند و پند پذیرند
و هو الذی سخر البحر و او آنست که دریا را نرم کرد لتأکلوا منه لحما طریا تا از آن می خورید گوشتی تازه و تستخرجوا منه حلیة و بیرون آرید از آن مروارید تلبسونها تا می پوشید آن را و تری الفلک مواخر فیه و کشتیها می بینید در آن روان و آب بران و لتبتغوا من فضله و تا از اقلیم باقلیم از فضل می جویید و لعلکم تشکرون ۱۴ تا مگر سپاس دارید و آزادی کنید
و ألقی فی الأرض رواسی و در افکند در زمین کوه های بلند أن تمید بکم تا بنگرداند شما را و بنجنبد زمین و شما بر آن و أنهارا و سبلا و جویها روان کرد و راهها ساخت شما را لعلکم تهتدون ۱۵ تا شما راه می برید
و علامات و شما را نشانها ساخت و بالنجم هم یهتدون ۱۶ می درنیابید
أ فمن یخلق کمن لا یخلق آن کس که آفریند چنو بود که نه آفریند
أ فلا تذکرون ۱۷ م درنیابید
و إن تعدوا نعمة الله و اگر در شمار گیرید نیکو داشتهای خدای تعالی لا تحصوها نتوانید که شمارید آن را إن الله لغفور رحیم ۱۸ خدای آمرزگار مهربانست براستی
و الله یعلم و الله میداند ما تسرون و ما تعلنون ۱۹ آنچ نهان می دارید و آنچ آشکارا می کنید
و الذین یدعون من دون الله و ایشان که مشرکان ایشان را خدای میخوانند فرود از الله لا یخلقون شییا هیچیز نیافرینند و هم یخلقون ۲۰ و ایشان خود آفریده اند
أموات غیر أحیاء و ایشان خود مردگانند نه زندگان و ما یشعرون أیان یبعثون ۲۱ و ندانند که ایشان را کی برانگیزانند و کی برخیزانند
إلهکم إله واحد خدای شما خدای یکتاست فالذین لا یؤمنون بالآخرة ایشان که بنه می گروند بروز رستاخیز قلوبهم منکرة دلهای ایشان راستی را ناپذیرنده است با آن بیگانه و هم مستکبرون ۲۲ و ایشان از آن گردنکش
لا جرم أن الله یعلم براستی که الله می داند ما یسرون و ما یعلنون آنچ نهان می دارند و آنچ آشکارا می کنند إنه لا یحب المستکبرین ۲۳ که الله گردنکشان را دوست ندارد
و إذا قیل لهم ما ذا أنزل ربکم و چون ایشان را گویند چه چیزست که فرو فرستاد خداوند شما قالوا أساطیر الأولین ۲۴ گویند افسانه پیشینیان
لیحملوا أوزارهم کاملة یوم القیامة تا بر دارند بارهای گران خویش همه روز رستاخیز و من أوزار الذین یضلونهم بغیر علم و بارهای ایشان که گمراه کردند ایشان را بنادانی ألا ساء ما یزرون ۲۵ بد باری که می کشند ایشان که بار کفر می کشند
قد مکر الذین من قبلهم ساز ساختند و کوشیدند ایشان که از پیش بودند فأتی الله بنیانهم فرمان خدای تعالی آمد بآن بنا که افراشته بودند من القواعد از زیر بر کند آن را فخر علیهم السقف من فوقهم تا کار از زبر بر ایشان افتاد و أتاهم العذاب من حیث لا یشعرون ۲۶ و بایشان آمد عذاب از آنجا که ندانستند
ثم یوم القیامة یخزیهم پس آن گه روز رستاخیز ایشان را رسوا کند و یقول و ایشان را گوید أین شرکایی الذین کنتم تشاقون فیهم کجااند آن انباز خواندگان من که از بهر ایشان و با ایشان خلاف و ستیز می کردید
قال الذین أوتوا العلم خدا شناسان گویند إن الخزی الیوم که رسوایی امروز و السوء علی الکافرین ۲۷ و بد عذاب امروز بر کافرانست
الذین تتوفاهم الملایکة ایشان که فریشتگان می میراند ایشان را ظالمی أنفسهم و ایشان ستمکاران بر تن خویش فألقوا السلم خویشتن دهند در دست فریشتگان و خویشتن بیفکنند ایشان را ما کنا نعمل من سوء و گویند ما هرگز هیچ بد نکردیم بلی إن الله علیم بما کنتم تعملون ۲۸ جواب دهند ایشان را که بلی کردید الله داناست بآنچ می کردید
فادخلوا أبواب جهنم در روید از درهای دوزخ خالدین فیها جاویدان در آن فلبیس مثوی المتکبرین ۲۹ و بد جایگاهست گردنکشان را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş