۲ - النوبة الثانیة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی یا أیها الذین آمنوا إذا قیل لکم تفسحوا فی المجالس الآیة مقاتل گفت سبب نزول این آیه آن بود که اصحاب رسول در مجلسها که رسول ص حاضر بودی هر یکی از ایشان می شتافتند تا نشست وی برسول نزدیکتر بودی و باین معنی منافست میان ایشان رفتی وقتی رسول خدا در صفه نشسته بود و جایگه بس تنگ بود و جمعی مهاجر و انصار که نه بدریان بودند حاضر آمده و بقرب رسول جای گرفته پس قومی بدریان بآخر رسیدند و جای نشست نیافتند برابر رسول ایستاده منتظران که تا ایشان را جای دهند کس ایشان را جای نداد رسول ص اهل بدر را همیشه گرامی داشتی و ایشان را نواخت کردی رسول چند کس را گفت از آن نشستگان قم یا فلان قم یا فلان قومی را از ایشان برانگیخت و اهل بدر را بجای ایشان نشاند آن قوم را بر روی کراهیت پدید آمده و قومی منافقان بیهوده سخن در گرفتند که این نه عدلست که وی کرد سابقان را برانگیخت و لاحقان را بجای ایشان نشاند در آن حال جبرییل آمد و این آیه آورد رسول خدا ص بر قوم خواند و بعد از آن بهر مجلس که نشستند چون دیگری در آمدی جای بر وی فراخ داشتندی ابن عباس گفت در شأن ثابت بن قیس بن شماس فرو آمد که در مجلس رسول ص آمد و مجلس غاص بود و جایگه تنگ پای بر سر جمع می نهاد و می گفت توسعوا و تفسحوا تا نزدیک رسول ص رسید آخر آن یکی مرد که نزدیک رسول نشسته بود او را جای نداد و نجنبید رب العالمین در شأن آن مرد این آیه فرو فرستاد حسن گفت این آیه در غزا فرو آمد در مجالس حرب و قتال همانست که جای دیگر گفت تبوی المؤمنین مقاعد للقتال و کانوا لشدة رغبتهم فی الجهاد یتزاحمون علی الصف الاول و یقول بعضهم لبعض توسعوا الی لنلقی العدو و نصیب الشهادة فلا یوسعون له رغبة منهم فی الجهاد و الشهادة فانزل الله تعالی هذه الآیة و قیل ان رجلا من الفقراء دخل المسجد فاراد ان یجلس بجنب احد من الاغنیاء فلما قرب منه قبض الغنی ثوبه الیه فرأی رسول الله ص ذلک فقال للغنی أ خشیت ان تعدیه غناک او یعدیک فقره روی عن نافع عن ابن عمر قال قال رسول الله ص لا یقیمن احدکم الرجل من مجلسه ثم یخلفه فیه و لکن تفسحوا و توسعوا و فی روایة جابر بن عبد الله ان النبی ص قال لا یقیمن احدکم اخاه یوم الجمعة و لکن لیقل افسحوا التفسح التوسع یقال انت فی فسحة من دینک ای فی سعة و رخصة و فلان فسیح الخلق ای واسع الخلق و قال الشاعر یا قومنا الی متی نصیح و لا یروج عند کم فصیح ان البلاد عرضها فسیح و زوزن قد خربت فسیحوا قرأ عاصم تفسحوا فی المجالس لان لکل جالس مجلسا معناه لیتفسح کل رجل فی مجلسه و قوله یفسح الله لکم ای یفسح ذلک المجلس بازالة وحشة التضایق و تطبیب النفوس به و قیل یفسح الله لکم فی الجنة و قیل یفسح الله فی القبر و إذا قیل انشزوا فانشزوا قرأ اهل المدینة و الشام و عاصم بضم الشینین و قرأ الآخرون بکسرهما و هما لغتان و المعنی اذا قیل لکم ارتفعوا عن مواضعکم و تحرکوا حتی توسعوا لاخوانکم فافعلوا و قال عکرمة و الضحاک کان رجال یتثاقلون عن الصلاة اذا نودی لها فقیل لهم انهضوا الی الصلاة و الذکر و عمل الخیر و قیل معناه لا تطیلوا المکث عند رسول الله ص فان له حوایج کقوله و لا مستأنسین لحدیث یرفع الله الذین آمنوا منکم ذهب بعضهم الی أن الدرجات لاولی العلم خاصة ای یرفع الله الذین آمنوا منکم و یرفع الذین أوتوا العلم درجات و قیل تقدیره یرفع الله الذین آمنوا منکم لایمانه و طاعته درجة و منزلة و یرفع الذین اوتوا العلم من المؤمنین علی من لیس بعالم درجات قال الحسن قرأ ابن مسعود هذه الآیة و قال یا ایها الناس افهموا هذه الآیة و لترغبنکم فی العلم فان الله یقول یرفع الله المؤمن العالم فوق الذی لا یعلم درجات بین الله عز و جل فی هذه الآیة فضل العلماء علی من دونهم روی عن جابر بن عبد الله قال قال رسول الله ص فضل العالم علی الشهید درجة و فضل الشهید علی العابد درجة و فضل النبی علی العالم درجة و فضل العالم علی سایر الناس کفضلی علی ادناهم و قال صلی الله علیه و سلم من جاءته منیته و هو یطلب العلم فبینه و بین الانبیاء درجة و یروی عن کثیر بن قیس قال کنت مع ابی الدرداء فی مسجد دمشق فجاء رجل فقال یا ابا الدرداء انی جیتک من مدینة الرسول ص فی حدیث بلغنی انک تحدث عن رسول الله ص قال ما کانت لک حاجة غیره قال لا قال و لا جیت لتجارة قال لا قال و لا جیت الا فیه قال نعم قال فانی سمعت رسول الله ص یقول من سلک طریق علم سهل الله له طریقا من طرق الجنة و ان الملایکة لتضع اجنحتها رضا لطالب العلم و ان السماوات و الارض و الحوت فی الماء لتدعو له و ان فضل العالم علی العابد کفضل القمر علی سایر الکواکب لیلة البدر و ان العلماء هم ورثة الانبیاء و ان الانبیاء لم یورثوا دینارا و لا درهما انما ورثوا العلم فمن اخذه اخذ بحظ وافر عن نافع عن عبد الله بن عمر قال ان رسول الله مر بمجلسین فی مسجد واحد المجلسین یدعون الله و یرغبون الیه و الآخر یتعلمون الفقه و یعلمونه قال کلا المجلسین علی خیر واحد عما افضل من صاحبه اما هؤلاء فیدعون الله و یرغبون الیه و اما هؤلاء فیتعلمون الفقه و یعلمون الجاهل فهولاء افضل و انما بعثت معلما ثم جلس فیهم و عن ابن مسعود قال النبی ص من خرج یطلب بابا من علم لیرد به ضالا الی هدی او باطلا الی حق کان عمله کعبادة متعبد اربعین عاما و قال صلی الله علیه و سلم من علم علما فله اجرما عمل به عامل لا ینقص من اجر العالم شییا و عن محمد بن کعب قال قال رسول الله ص لا یصلح بعالم أن یسکت علی علمه و لا یصلح لجاهل ان یسکت علی جهله حتی یسأل و تصدیق ذلک فی کتاب الله فسیلوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون و عن زید بن ثابت قال من غدا او راح الی المسجد لیتعلم علما او یعلمة او یحیی سنة قد درست کان مثله کمثل الغادی الرایح فی سبیل الله و عن ابی الدرداء قال لان اتعلم مسألة احب الی من ان اصلی مایة رکعة و لان اعلم مسألة احب الی من ان اصلی الف رکعة و عن ابی سلمة قال قال ابو هریرة و ابو ذر باب من العلم نتعلمه احب الینا من الف رکعة تطوع و باب من العلم نعلمه عمل به أ و لم یعمل به احب الینا من مایة رکعة تطوع و قالا سمعنا رسول الله ص یقول اذا جاء الموت طالب العلم علی هذه الحال مات و هو شهید یا أیها الذین آمنوا إذا ناجیتم الرسول سبب نزول این آیه آن بود که مؤمنان صحابه از رسول خدا ص سؤال بسیار میکردند و در مجلس وی دراز می نشستند و در مناجات رسول افراط میکردند تا بغایتی که رسول ص از آن ضجر گشت و کراهیت نمود رب العالمین تخفیف رسول را و تأدیب ایشان را این آیت فرستاد مقاتل حیان گفت توانگران در مجلس رسول و مناجات با وی و سؤال کردن از وی دراز می نشستند و بر درویشان مزاحمت داشتند تا ایشان نشسته بودند درویشان را تمکن آن نبود که با رسول سخن گفتندی و نه آن توانگران سخن کوتاه میکردند تا رسول را تخفیف بودی پس رب العالمین تأدیب توانگران را و تخفیف رسول ص را بفرمود تا هر که مناجات رسول خواهد که کند نخست صدقه ای در پیش دارد آن گه مناجات کند اینست که رب العالمین گفت إذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقة پس درویشان از نایافت و توانگران از بخل نمیکردند و کار بر صحابه دشخوار شد که از مناجات و محادثت رسول ص بازمانده بودند بعضی مفسران گفتند چند روز این حکم ثابت بود پس منسوخ گشت و قومی گفتند یک ساعت روز ثابت بود پس رخصت آمد و ناسخ که أ أشفقتم أن تقدموا بین یدی نجواکم صدقات و این آیه ناسخ آن حکم گشت و هیچکس از صحابه بحکم این آیت نرفت مگر علی بن ابی طالب ع روی ان علیا ع کان یقول آیة فی کتاب الله لم یعمل بها احد قبلی و لا یعمل بها احد بعدی و هی آیة المناجاة روی انه قال کان عندی عشرة دراهم فکنت اذا ناجیت النبی ص تصدقت بدرهم فنسخت و لم یعمل بها احد غیری و قیل تصدق علی ع بدینار و روی ان رسول الله ص قال یا علی بکم یتصدق الرجل قبل نجواه فقال علی ع الله و رسوله اعلم فقال بدینار فقال علی الدینار کثیر لا یطیقونه فقال رسوله الله فبکم یا علی قال حبة او شعیرة فقال رسول الله انک لرجل زهید ای قلیل المال قال علی ع فبی خفف الله عن هذه الامة قال ابن عمر کان لعلی بن ابی طالب کرم الله وجهه ثلث لو کانت لی واحدة منهن کانت احب الی من حمر النعم تزویجه فاطمة علیها السلام و اعطاءه الرایة یوم خیبر و آیة النجوی و قال بعضهم ان رسم النثارات للملوک و غیرهم من الکبراء و الرؤساء مأخوذ من آداب الله تعالی فی شأن رسوله حیث قال یا أیها الذین آمنوا إذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقة قوله ذلک خیر لکم ای ذلک التصدق خیر لکم من البخل و أطهر لانفسکم و ازکی لها فإن لم تجدوا ما تتصدقونه قبل النجوی فإن الله غفور یغفر لکم لعلمه بضرورتکم و صدق نیاتکم رحیم بکم حیث لم یؤاخذکم بذلک أ أشفقتم قال ابن عباس ابخلتم و قال الشاعر هون علیک و لا تولع باشفاق فانما ما لنا للوارث الباقی و المعنی أ خشیتم الفقر و الفاقه من هذه الصدقة و عصیتم الله بان لم تفعلوا ما امرکم به ثم قال فإذ لم تفعلوا و تاب الله علیکم من هذه المعصیة و اسقط عنکم هذا الفرض فأقیموا الصلاة و آتوا الزکاة المفروضة فی مالکم فان هذا لا یوضع عنکم بوجه و أطیعوا الله و رسوله فیما یأمرکم به قال مقاتل بن حیان کان ذلک عشر لیال ثم نسخ و قال الکلبی ما کان الا ساعة من نهار و قیل قصة الآیة انهم لما نهوا عن النجوی فلم ینتهوا امروا ان یتصدق الرجل بصدقة اذا اراد ان یسار رسول الله ص ثم یساره ثم نسخت بعد ساعة بقوله أ أشفقتم أن تقدموا بین یدی نجواکم صدقات و تجاوز عنهم بقوله فإذ لم تفعلوا و تاب الله علیکم قیل الواو صلة مجازه و إذ لم تفعلوا تاب الله علیکم و نسخ الصدقة ثم قال فأقیموا الصلاة هذا کلام عارض و هو تعظیم للصلاة هذا کفعل الخطیب فی الخطبة للصلاة و الخطبة للنکاح یبدأ بتعظیم طاعة الله و اقامة امره ثم یأخذ فی المقصود بدأ عز و جل بتعظیم اعظم ما کتب علی العباد و هو اقامة الصلاة و ایتاء الزکاة ثم اخذ فی قصة الحال فقال أطیعوا الله و رسوله فی ترک النجوی و تجنب اذی المسلمین و الله خبیر بما تعملون أ لم تر إلی الذین تولوا قوما غضب الله علیهم این آیه در شأن سران منافقان فرو آمد عبد الله ابی سلول و عبد الله بن سعد بن ابی سرح و عبد الله بن نبتل که با جهودان که غضب و سخط الله بر ایشانست دوستی داشتند و اسرار مؤمنان با ایشان می گفتند و در عداوت رسول ص با یکدیگر عهد می بستند رب العالمین گفت ما هم منکم و لا منهم این منافقان نه بر دین شمااند که مؤمنان اید و نه از جمله جهودان اند همانست که جای دیگر گفت مذبذبین بین ذلک لا إلی هؤلاء و لا إلی هؤلاء و یحلفون علی الکذب و هم یعلمون انهم کاذبون ابن عباس گفت رسول خدا ص در حجره ای از حجره های خویش نشسته بود و جمعی مسلمانان با وی نشسته بودند رسول ص گفت همین ساعت یکی در آید بدلی ناپاک جباری گردنکش شوخ و بد و بدیده شیطنت بشما نگرد بدل جبار است و بدیده شیطان چون در آید با وی سخن مگویید پس عبد الله نبتل می آمد او را بدر حجره در نگذاشتند ببام حجره در آمد مردی بود ازرق چشم رسول خدا ص با وی گفت انت الذی تسبنی و فلان و فلان تویی که ما را ناسزا می گویی و فلان و فلان چند کس از منافقان برداد وی برفت و آن قوم را که رسول خدا ص نام ایشان برده بود بیاورد و همه سوگند خوردند که ما ترا ناسزا نگوییم و بد نگوییم و عذرهای دروغ نهادند رب العالمین این آیات فرو فرستاد او ایشان را بآنچه گفتند دروغ زن کرد گفت یحلفون علی الکذب و هم یعلمون انهم کاذبون منافقون أعد الله لهم عذابا شدیدا إنهم ساء ما کانوا یعملون فی الدنیا من النفاق اتخذوا أیمانهم الکاذبة جنة وقایة دون دمایهم و اموالهم فصدوا عن سبیل الله ای عن طاعته و الایمان به و قیل صدوا المؤمنین عن جهادهم بالقتل و اخذ اموالهم فلهم عذاب مهین لن تغنی عنهم أموالهم یعنی یوم القیمة و لا أولادهم من الله شییا و ذلک انهم کانوا یقولون ان کان ما یقوله محمد ص حقا لندفعن العذاب عن انفسنا باموالنا و اولادنا فاکذبهم الله عز و جل فی قولهم و أخبر أنهم أصحاب النار هم فیها خالدون ای مقیمون دایمون یوم یبعثهم الله جمیعا ای لن تغنی عنهم اموالهم یوم یبعثهم الله جمیعا و هو یوم القیمة فیحلفون له ای لله فی الآخرة انهم کانوا مخلصین فی الدنیا غیر منافقین کما یحلفون لکم فی الدنیا و هو قولهم و الله ربنا ما کنا مشرکین و یحسبون أنهم علی شی ء ای یظنون انهم علی شی ء ینفعهم فی الآخرة کما نفعهم فی الدنیا حین قالوا لا اله الا الله فحقنوا بها دماءهم ألا إنهم هم الکاذبون فی دعواهم و فی حسبانهم روی مقسم عن ابن عباس قال قال رسول الله ص ینادی مناد یوم القیمة این خصماء الله فیقوم القدریة مسوادة وجوههم مزراقة عیونهم مایلا شدتهم یسیل لعابهم فیقولون و الله ما عبدنا من دونک شمسا و لا قمرا و لا صنما و لا وثنا و لا اتخذنا من دونک الها فقال ابن عباس و یحسبون أنهم علی شی ء ألا إنهم هم الکاذبون هم و الله القدریة هم و الله القدریة هم و الله القدریة استحوذ علیهم الشیطان الاستحواذ الاستیلاء و الغلبة یقال استحوذ و استحاذ و حاذ و احاذ کلها بمعنی واحد ای غلب علیهم الشیطان فأنساهم ذکر الله طاعته و الایمان به أولیک حزب الشیطان ای جنده یقال تحزب القوم علی فلان ای صاروا فرقا و حزب الامیر جنده علی احزاب ألا إن حزب الشیطان هم الخاسرون المغبونون إن الذین یحادون الله و رسوله أولیک فی الأذلین الاسفلین الصاغرین فی الدنیا بالقتل و السبی و فی الآخرة بالعذاب و النار کتب الله ای حکم الله و قضی و کتب فی اللوح المحفوظ لأغلبن أنا و یغلب رسلی بالنصر و الحجة و العاقبة إن الله قوی بنصرة دینه عزیز بانتقامه من اعدایه نظیره قوله لقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین إنهم لهم المنصورون و إن جندنا لهم الغالبون قال الزجاج غلبه الرسل علی نوعین من بعث منهم بالحرب فهو غالب فی الحرب و السیف و من لم یومر بالحرب فهو غالب بالحجة روی ان المؤمنین قالوا لین فتح الله لنا مکة و خیبر و ما حولهما فانا لنرجو ان یظفرنا علی الروم و فارس فقال عبد الله بن ابی أ تظنون ان فارس و الروم کبعض القری التی انتم غلبتم علیها و الله لهم اکثر عددا و اشد بطشا من ذلک فانزل الله عز و جل کتب الله لأغلبن أنا و رسلی إن الله قوی عزیز لا تجد قوما یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آباءهم أو أبناءهم الآیة اخبر أن ایمان المؤمنین یفسد بموادة الکفار و ان من کان مؤمنا لا یوالی من کفر و ان کان من عشیرته نزلت فی حاطب بن ابی بلتعة حین کتب الی اهل مکة یخبرهم بخروج رسول الله ص و سیأتی ذکره فی سورة الممتحنة و قال السدی نزلت فی عبد الله بن عبد الله بن ابی بن سلول و ذلک انه جلس الی جنب رسول الله ص فشرب رسول الله ص الماء فقال عبد الله یا رسول الله ابق فضلة من شرابک قال فما تصنع به قال اسقیها ابی لعل الله تعالی یطهر قلبه ففعل فاتاها اباه فقال ما هذا قال فضلة من شراب رسول الله ص جیتک بها لتشربها لعل الله یطهر قبلک فقال له ابوه هلا جیتنی ببول امک فرجع الی النبی ص فقال یا رسول الله ایذن لی فی قتل ابی فقال رسول الله ص بل ترفق به و تحسن الیه قال ابن جریج حدثنا ان ابا قحافة قبل ان اسلم سب النبی ص فصکه ابو بکر صکة خر منها ساقطا ثم ذکر ذلک للنبی ص فقال او فعلته قال نعم قال فلا تعد الیه فقال ابو بکر و الله لو کان السیف منی قریبا لقتلته فانزل الله تعالی هذه الآیة و عن ابن مسعود فی قوله و لو کانوا آباءهم یعنی ابا عبیدة بن الجراح قتل اباه یوم احد أو أبناءهم یعنی ابا بکر دعا ابنه یوم بدر الی البراز فقال یا رسول الله ص دعنی اکن فی الرعلة الاولی و هی القطعة من الفرسان فقال له رسول الله ص متعنا بنفسک یا ابا بکر اما تعلم انک عندی بمنزلة سمعی و بصری أو إخوانهم یعنی مصعب عمیر قتل اخاه یوم احد أو عشیرتهم یعنی عمر و علیا و حمزة و عبیدة بن الحارث قتل عمر خاله العاص بن هشام بن المغیرة یوم بدر و قتل حمزة شیبة و قتل علی الولید بن عتبة و ضرب عبیدة بن الحارث عتبة ثم کر علی و حمزة علی عتبة باسیافهما ففرغا منه قیل خرج هذا مخرج المدح و قیل خرج مخرج النهی و قیل نفی الله عز و جل ان یکون حکم من و اد الکافر حکم المؤمن فمن وادهم معتقدا لذلک فهو کافر و من وادهم علی اعتقاد منه انه خطأ فهو فاسق قوله أولیک کتب ای اثبت فی قلوبهم الإیمان و زینه و کتابة الایمان فی قلوبهم سمة و علامة تدل علی ان الایمان فی قلوبهم یعلم بها کل من شاهدهم من الملایکة ان فی قلوبهم الایمان و قیل کتب علی قلوبهم انهم مؤمنون کقوله فی جذوع النخل ای علی جذوع النخلة أیدهم بروح منه ای قواهم و اعانهم بنصر منه و قیل بروح منه یعنی بالقرآن کقوله أوحینا إلیک روحا من أمرنا و قیل ایدهم بنور الایمان و قیل برحمة منه و قیل جبرییل ع و یدخلهم جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها رضی الله عنهم فی الدنیا بطاعاتهم و رضوا عنه فی الآخرة بالجنة و الثواب و قیل رضوا عنه بما قضی علیهم فی الدنیا من غیر کراهیة حکی عن ابی عثمان النیسابوری قال منذ اربعین سنة ما اقامنی الله تعالی فی حال کرهته و لا نقلنی الی غیره فسخطته أولیک حزب الله انصار حقه و رعاة خلقه ألا إن حزب الله هم المفلحون الفایزون الباقون فی النعیم المقیم روی ان داود ع قال الهی من حزبک فاوحی الله تعالی الیه یا داود الغاضة ابصارهم النقیة قلوبهم السلیمة اکفهم اولیک حزبی و حول عرشی

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.