۲۰ - النوبة الثالثة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و من یعمل سوءا الآیة رب العالمین خداوند جهانیان و دارنده همگان بخشاینده مهربان درین آیت بر رهیگان توبت عرضه میکند و در عفو امید میدهد و تشدیدها که گفته است همه را درمان میسازد هم بیگانه را از بیگانگی می باز خواند هم عاصی را از معصیت و همه را بکرم خود امید میدهد بیگانه را میگوید إن ینتهوا یغفر لهم ما قد سلف اگر از کفر باز آیند و اسلام بجان و دل درپذیرند در گذشته با ایشان هیچ خطاب نکنم فان الاسلام یهدم ما قبله و عاصی را میگوید ثم یستغفر الله یجد الله غفورا چندان دارد که عذری بر زبان آرد و پشیمانی در دل آرد پس بجای هر بدی نیکی بنویسم فأولیک یبدل الله سییاتهم حسنات کریم است آن خداوندی که پیوسته بندگان را با خود میخواند و خود را بر ایشان عرضه میکند و لطف مینماید و عیب میپوشدو عطا میباراند و از بار میکاهد و در بر میفزاید اینهمه بآن میکند تا مگر آزرم دارند و اجابت کنند و بهره ور شوند و نیک خدایی وی دریابند و از نیک خدایی وی آنست که بنده را توفیق دهد تا دریابد و بنماید تا ببیند و بر خواند تا بیاید چنان که با سعد معاذ کرد چون خدای تعالی خواست که وی را بعز اسلام بیاراید و بخلعت توحید بزرگ گرداند مصطفی ص را بر آن داشت که مصعب عمیر را به مدینه فرستاد پیش از هجرت و مصعب بسرای اسعد بن زرارة فرو آمد و آن گه در سرایهای انصاریان و گوشها میگشت و اسلام بر یکان یکان عرضه میکرد و قرآن بر ایشان میخواند بدین اسلام در میآورد آخر روزی خبر به سعد معاذ رسید که مصعب آمده است و بتقویت و پشتی دادن اسعد زرارة چنین کاری از پیش میبرد و مردمان را از دین خویش برمیگرداند سعد معاذ خشم گرفت و اسید حضیر را فرمود که رو این مرد را از قوم خویش باز دار و بگو اگر نه حرمت اسعد زراره بودی که از خویشان ما است اگر چون تو هزار بودی همه را از روی زمین برگرفتمی و باک نداشتمی و بدست من آسان بودی اسید آمد و ایشان را در باغی یافت از باغهای بنی النجار و جماعتی مسلمانان گرد آمده اسید سخن درشت درگرفت و مصعب خاموش نشست آن گه گفت یا اسید این چه درشتی است یک لحظه بنشین تا با تو دو سخن بگویم اگر پذیرفتنی است بپذیر و اگر نه بمراد خود میرو اسید حربه داشت بزمین فرو زد و آنجا بنشست و مصعب سخن در گرفت و اسلام بر وی عرضه میکرد و قرآن بر وی میخواند اسید چون آن کلام شنید جمال آن سخن در دل وی اثر نمود و دل او را زیر و زبر کرد و گفت نیکو سخنی که اینست و خوش کلامی که اینست کلامی که آشنایی را سبب است و روشنایی را مدد است کلامی که از قطیعت امانست و بی قرار را درمانست چه باید کرد ما را ای مصعب تا از اهل این سخن شویم و محرم این سخن گردیم مصعب گفت راه آنست که غسلی بر آری و جامه نمازی در پوشی و کلمه شهادت بگویی و دو رکعت نماز بکنی اسید هم چنان کرد و بازگشت چون با سعد معاذ رسید سعد در روی وی نگرست بدانست که وی را کاری افتادست وز آن حال بگشته گفت چه داری و چه کردی یا اسید گفت ایها سعد مرا روی سخن نبود و جای جنگ نبود و وجه خلاف نبود اگر میپذیری و اگر نه خود یکی بر آزمای تا چه بینی و چه آری سعد هم چنان خشمگین رفت تا بآن باغ که ایشان در آنجا بودند اسعد بن زراره با مصعب میگوید می بینی این مرد را که آمد سید قبیله و مهتر قوم و سرور ایشانست اگر وی مسلمان شود پس از آن دو کس زهره ندارند که با یکدیگر خلاف کنند مصعب با سعد همان سخن گفت که با اسید گفته بود و سعد هزار بار از اسید عاشق تر و واله تر شد هم بر جای بماند که یا مصعب بیفزای این سخن را که دل را آرام است و جان را پیغام بیفزای این سخن که تن را زندگی است و روح را پیوستگی سعد را درخت امید ببر آمد و اشخاص فضل بدر آمد آفتاب معرفت بر آمد و ماهروی دولت درآمد وصل آمد و از بیم جدایی رستیم با دلبر خود بکام دل بنشستیم سعد غسلی برآورد و جامه نمازی کرد و کلمه شهادت بگفت و دو رکعت نماز کرد و از آنجا بیرون آمد بعز اسلام افروخته و بحلیت ایمان آراسته بقوم خود بازگشت و هم بنو عبد الاشهل ایشان همه گرد وی بر آمدند تا چه فرماید گفت یا قوم کیف تعلمون رأیی فیکم قالوا انت خیرنا رأیا قال فان کلام رجالکم نسایکم علی حرام حتی تؤمنوا بالله وحده و تشهدوا ان محمدا رسول الله و تدخلوا فی دینه فما امسی ذلک الیوم فی دور بنی عبد الاشهل رجل و لا امرأة الا اسلم و من یکسب إثما فإنما یکسبه علی نفسه الآیة اشارت است که حق جل جلاله بی نیاز است از طاعت مطیعان و پاک است از معصیت عاصیان و نه خداوندی وی را پیوندی می درباید از طاعت مطیعان و نه ملک وی را گزندی رسد از معصیت عاصیان بنده اگر نیکی کند و طاعت آرد تاج کرامتست که بر فرق روزگار خویش مینهد و اگر معصیت آرد قید مذلتیست که بر پای خویش مینهد من عمل صالحا فلنفسه و من أساء فعلیها و من یکسب خطییة أو إثما الآیة هر که عیب و عار خود بر دیگری بندد رب العزة او را علی رؤس الأشهاد فضیحت گرداند و در درجه این کس بیفزاید و این عیب و هنر نه در توان و فعل آدمی است که آن از درگاه قدم رود کسی که بنظافت ایمان و طاعت پاک گشت از آنست کش در ازل پاک کردند انما یطهرکم تطهیرا و او که بنجاست شرک و معصیت آلوده گشت هم در ازل آلوده گشت و این حکم بر وی راندند که أولیک الذین لم یرد الله أن یطهر قلوبهم و لو لا فضل الله علیک و رحمته منت است که رب العزة بر مصطفی ص مینهد و فضل خود بر وی اظهار میکند و او را در پرده عصمت میدارد و دست دشمن از وی کوتاه میکند و بخصایص و فضایل ازلی او را میآراید و بعلم خصوصیت میستاید که و علمک ما لم تکن تعلم قال بعضهم هو العلم بالله و بجلاله و العلم بعبودیة نفسه و مقدار حاله فی استحقاق عزه و کماله و یقال علمتک من مکنون اسراری ما لم تکن تعلم الا بی لا خیر فی کثیر من نجواهم إلا من أمر بصدقة الآیة بهینه اعمال بندگان این سه چیز است که درین آیت قرین یکدیگر است صدقه و معروف و اصلاح بین الناس و خیریت درین آیت آنست که بیک شخص تنها مخصوص نیست بلکه نفع آن بدیگری میرسد و عجب نه آنست که خود را دری بر گشایی عجب آنست و جوانمردی چنانست که دیگری را دری بر خود گشایی پیر بو علی سیاه قدس الله روحه گفت چه آید از آنکه تو خود خوش شوی کار آن دارد که کسی بتو خوش شود و مصطفی ص باین اشارت کرده که شر الناس من اکل وحده اما صدقه بر سه قسم است یکی بمال و یکی بتن و یکی بدل صدقه بمال مواسات درویشان است بانفاق نعمت صدقه بتن قیام کردنست از بهر ایشان بحق خدمت صدقه بدل وفاداری است بحسن نیت و توکید همت اینست صدقه کردن بر درویشان و صدقه دیگر است بر توانگران و آن آنست که بر ایشان جود نمایی و نیاز خود بر ایشان عرضه نکنی و امید از مبرت ایشان باز گیری و طمع در ایشان نبندی چون این صدقه و آن معروف و آن اصلاح در یکی مجتمع شود سر تا پای وی عین حرمت گردد صدف اسرار ربوبیت و مقبول شواهد الهیت شود نامش بصدیقی بیرون دهند و فردا با صدیقانش حشر کنند اینست مزد بزرگوار که رب العزة وعده داد فسوف نؤتیه أجرا عظیما

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.