۲۱ - النوبة الثانیة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی إن یدعون من دونه إلا إناثا الآیة این حکایت از مشرکان مکه است دعا بمعنی عبادتست میگوید ما یعبدون من دونه الا اناثا لات و عزی و منات همه اناث اند و اوثان همه مؤنث اوثان بتان بی صورت اند و اصنام بتان با صورت گفته اند که این لات و عزی و منات بتان بودند از سنگ تراشیده و در درون کعبه نهاده رب العزة جل جلاله در درون هر یکی شیطان گماشته تا با کهنه و سدنه خویش سخن میگفتند و ایشان از راه میافتادند قول حسن و قتاده و بو عبیده آنست که اناث بمعنی موات است یعنی مردگان اند که در ایشان روح نیست و نفع و ضر نیست از سنگ و چوب و کلوخ و مانند آن و این موات همه مؤنث باشند و صفت آن بتأنیث کنند عبد الرحمن زید گفت إلا إناثا یعنی بزعمهم بگفت ایشان اناث اند که ایشان بتان را بنات الله خواندند و إن یدعون إلا شیطانا مریدا شیطان اینجا ابلیس است و مرید صفت وی و هو الشدید العالی الخارج من الطاعة یقال مرد الرجل یمرد مردودا او مرادة اذا عتا و خرج من الطاعة و أصله من قول العرب حایط ممرد ای مملس لا خشونة فیه و شجرة مرداء اذا تناثر ورقها و بهذا سمی من لم تنبت لحیته امرد ای املس موضع اللحیة المرید الخارج من الطاعة المتلمس منها میگوید ایشان نمیخوانند و نمیپرستند الا ابلیس متمرد عاصی بر خدای عز و جل و الله بآن تمرد و معصیت او را برانده و بر وی لعنت کرده و قال لأتخذن من عبادک نصیبا مفروضا ای مقطوعا معدودا این حکایت از قول ابلیس است و بهره بریده که نصیب وی است از هزار نهصد و نود و نه اند چنان که در خبر است بروایت ابو سعید خدری قال قال النبی ص یقول الله تعالی و تقدس یوم القیامة یا آدم فیقول لبیک و سعدیک و الخیر فی یدیک فیقول اخری بعث النار فیقول و ما بعث النار فیقول الله تعالی من کل الف تسعمایة و تسعة و تسعون فعنده یشیب الصغیر و یضع کل ذات حمل حملها و تری الناس سکاری و ما هم بسکاری و لکن عذاب الله شدید قالوا یا رسول الله و اینا ذلک الواحد قال ابشروا فان منکم رجلا و من یاجوج و ماجوج الفا ثم قال و الذین نفسی بیده ارجو أن تکونوا ربع اهل الجنة فکبرنا فقال ارجو ان تکونوا ثلث اهل الجنة فکبرنا فقال ارجو ان تکونوا نصف اهل الجنة فکبرنا فقال ما انتم فی الناس الا کشعرة سوداء فی جلد ثور ابیض او کشعرة بیضاء فی جلد ثور اسود و لأضلنهم این هم از گفت ابلیس است میگوید بر گردانم ایشان را از طریق هدی و گم کنم از راه راستی و دین حق و لأمنینهم و ایشان را فرا وایستن بد کنم تا پیوسته بر آن باشند که بد میکنند و خبر دهم ایشان را که بهشت نیست و دوزخ نیست و بعث نیست چون این اعتقاد آرند در بدی بیشتر کوشند و یقال لأمنینهم ای اجمع لهم مع الاضلال اوهمهم انهم ینالون من الآخرة حظا میگوید ایشان را بیراه کنم آن گه با بیراهی در دل ایشان افکنم که ایشان را از آخرت نصیب خواهد بود این همچنانست که جای دیگر گفت و إذ زین لهم الشیطان أعمالهم و لآمرنهم فلیبتکن آذان الأنعام این بحیرة است که در سورة المایده گفت و این آنست که عرب گوش بعضی شتران میشکافتند و اکنون هر که گوش جانور بشکافد یا ببرد ملحق است بآن در کراهیت و معصیت و لآمرنهم فلیغیرن خلق الله بعضی مفسران گفتند این تغییر خلق خدا خصی کردن آدمیست و آن فرموده شیطان است بحکم این آیت و در خصی کردن دیگر جانوران میان علما خلاف است و هر که دندان گشاید یا پوست روی تراشد یا در موی موی پیوندد یا پوست آزیند همه ملحق است بتغییر خلق و خضاب موی سیاه مردان را هم نزدیکست باین و گفته اند تغییر خلق آنست که الله تعالی چهار پایان را بیافرید از بهر آدمیان تا مرکب خویش سازند و طعمه خویش و ایشان بر خود حرام کردند و آفتاب و ماه و سنگها بیافرید و مردم را نرم و روان کرد تا بدان منفعت گیرند و ایشان آن را معبود خود ساختند و عبادت آن کردند چون از آن نهاد که الله فرمود بگردانیدند و آن معنی که الله برای آن آفرید بمعنی دیگر بدل کردند تغییر خلق خدا کردند لا محاله و گفته اند خلق اینجا بمعنی دین است که جای دیگر گفت لا تبدیل لخلق الله ای لدین الله و تغییر دین آنست که حلال حرام میکردند و حرام حلال ثم قال و من یتخذ الشیطان ولیا من دون الله فقد خسر خسرانا مبینا زیانکار کسی است که فرمان شیطان برد نه فرمان الله یعدهم ایشان را وعده عمر دراز میدهد در دنیا و یمنیهم و یافت مرادها در دل ایشان می افکند و گفته اند در دل ایشان فقر می افکند تا از بیم فقر هزینه در کار خیر نکنند و رحم نپیوندند رب العالمین گفت و ما یعدهم الشیطان إلا غرورا و شیطان وعده که دهد جز بفرهیب ندهد سود نماید و زیان پیش نهد أولیک مأواهم جهنم یعنی مصیرهم و لا یجدون عنها محیصا ای مفرا اگر کسی گوید که ابلیس از کجا دانسته بود که قومی از فرزندان آدم نصیب وی خواهند بود تا ایشان را گمراه کند باین سخن که گفت لأتخذن من عبادک نصیبا مفروضا جواب آنست که رب العزة با وی این خطاب کرد لأملأن جهنم منک و ممن تبعک منهم أجمعین و ابلیس در آنجا دریافته بود که از فرزندان آدم گروهی نصیب وی خواهند بود دیگر جواب آنست که ابلیس بهشت و دوزخ معاینه دیده بود و دانست که هر یکی را قومی ساکنان خواهند بود و نیز گفته اند که ابلیس آدم را وسوسه داد تا بعضی مراد خویش از وی بیافت اما همه مراد خویش از وی نیافت بفرزندان آدم همین طمع کرد از اضلال همگان نومید است اما ببعضی طمع دارد این سخن از آنجا گفته است اگر کسی گوید چه حکمت است که ابلیس را آفرید و آن گه او را بر خلق مسلط کرد تا ایشان را وسوسه میکند جواب آنست که تصدیق قول خویش را جل جلاله که گفته است لأملأن جهنم منک و ممن تبعک منهم أجمعین فسلطه علی العصاة لیملأ جهنم من متبعیه فقال لهم و جعلناهم أیمة یدعون إلی النار و قال لمتبعی محمد ص و جعلناهم أیمة یهدون بأمرنا دیگر جواب آنست که علی ع گفت قال اراد الله ان یظهر کرامته علی المؤمنین فلو لم یکن ابلیس و وسوسته لما هاج من القلب ریح المودة و لما اضاء نور المعرفة و اگر نه ابلیس بودی بوی مودت و محبت از دل بنده مؤمن کی دمیدی و نور معرفت کی تافتی ابلیس را بدان آفرید که تا وی فعل خود ننماید رحمت و مغفرت حق ظاهر نگردد هر چه وی خراب کند رحمت وی در آید و آبادان گرداند هر چه وی بغارت برد تیغ غفران از وی واستاند و مزیدی بر سر نهد مردی پیش مصطفی ص آمد و از وسوسه شیطان بنالید و شکایت کرد مصطفی ص گفت ان السارق لا یدخل بیتا لیس فیه شی ء ذاک محض الایمان خانه ای که از کالا خالی بود دزد در آنجا نرود دلی که از معرفت و ایمان خالی بود شیطان آنجا چه کار دارد وسوسه شیطان دلیل است بر وجود ایمان نخعی گفته است از اینجا کل صلاة لا وسوسة فیها فانها لا تقبل لأن الیهود و النصاری لا وسوسة لهم و قال علی بن ابی طالب ع الفرق بین صلوتنا و صلاة اهل الکتاب الوسوسة لأن الشیطان فرغ منهم و من عملهم ابو بکر وراق گفت لیس للشیطان مع الکفار عمل لأنهم وافقوه و المؤمن یخالفه و المحاربة تکون مع المخالف و الذین آمنوا و عملوا الصالحات الآیة مضی تفسیره قوله لیس بأمانیکم و لا أمانی أهل الکتاب الأمانی الأکاذیب معناه لیس بأکاذیبکم و لا أکاذیب اهل الکتاب و این آن بود که میان جهودان و میان قومی از عرب در سخن مباهات رفت جهودان گفتند ما بهیم از شما کتابنا قیل کتابکم و نبینا قبل نبیکم این جواب ایشان را آمد و یقال هی من تمنیت ای اشتهیت معنی آنست که نه بآرزوهای شما است و نه بآرزوهای اهل کتاب مجاهد گفت که قریش گفتند لا نبعث و لا نحاسب و قالوا لا جنة و لا نار و جهودان گفتند لن تمسنا النار إلا أیاما معدودة و قالوا نحن أبناء الله و أحباؤه رب العالمین بجواب هر دو قوم این آیت فرستاد و اسم لیس مضمر است المعنی لیس ثواب الله بأمانیکم و لا امانی اهل الکتاب میگوید ثواب و نواخت خدای و دخول بهشت نه بآرزوی شما است و نه بآرزوی اهل کتاب لکن بایمانست و عمل صالح چنان که در آیت پیش گفت و الذین آمنوا و عملوا الصالحات سندخلهم جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها أبدا باز نمود که کار دین را بنا به آرزو نیست مصطفی ص گفت لیس الدین بالتمنی و لا بالتحلی و قال ص العاجز من اتبع نفسه هواها و تمنی علی الله من یعمل سوءا یجز به گفته اند این جزا درین جهان است یعنی آن رنجها که بگناهکار رسد در دنیا و درین معنی خبرها است از مصطفی ص قال ابو بکر الصدیق یا رسول الله کیف الصلاح بعد هذه الآیة فقال النبی ص أیة آیة فقال یقول الله عز و جل لیس بأمانیکم و لا أمانی أهل الکتاب من یعمل سوءا یجز به ما عملنا جزینا به فقال له النبی ص غفر الله لک یا أبا بکر أ لست تمرض الست تنصب أ لیس یصیبک اللأواء قال بلی قال فهو ما یجزون به و بروایتی دیگر ابو بکر صدیق گفت و اینا لم یعمل سوء و انا لمجزیون بکل سوء عملنا فقال النبی ص اما انت یا أبا بکر و اصحابک المؤمنون فتجزون بذلک فی الدنیا حتی تلقوا الله و لیست لکم ذنوب و اما الآخرون فتجمع ذنوبهم حتی یجزوا بها یوم القیامة عطا گفت آن روز که این آیت فرو آمد ابو بکر گفت هذه قاصمة الظهر یا رسول الله فقال النبی ص انما هی المصیبات تکون فی الدنیا ابو هریرة گفت آن روز که این آیت فرو آمد جماعتی یاران نشسته بودیم چون بشنیدیم همه بگریستیم و اندوهگن شدیم گفتیم یا رسول الله باقی نگذاشت این آیت یعنی از وعید رسول خدا گفت اما و الذی نفسی بیده انها لکما انزلت و لکن ابشروا و قاربوا و سددوا انه لا یصیب احدا منکم مصیبة فی الدنیا الا کفر الله بها خطییته حتی الشوکة شاکت احدکم فی قدمه حسن گفت این آیت در شأن کفار آمد که رب العالمین مؤمن را به بدکرداری جزا نکند بلکه وی را بکردار نیکو جزا دهد و سییات وی در گذارد چنان که گفت لیکفر الله عنهم أسوأ الذی عملوا و یجزیهم أجرهم بأحسن الذی کانوا یعملون جایی دیگر گفت و هل نجازی إلا الکفور و دلیل برین قول آنست که در آخر آیت گفت و لا یجد له من دون الله ولیا و لا نصیرا اگر کسی را نه در قیامت یار باشد و نه دوست جز کافر نبود که رب العزة مؤمنانرا گفته که ولی ایشانم الله ولی الذین آمنوا و ضمان نصرت کرده در هر دو سرای و گفته إنا لننصر رسلنا و الذین آمنوا فی الحیاة الدنیا و یوم یقوم الأشهاد و من یعمل من الصالحات الآیة گفته اند که چون آیت آمد که من یعمل سوءا یجز به اهل کتاب با مؤمنان گفتند که ما با شما یکسانیم بحکم این آیت و شما را بر ما فضل نیست رب العالمین مؤمنانرا بر ایشان فضل نهاد و گرامی کرد باین آیت دیگر و من یعمل من الصالحات من ذکر أو أنثی و هو مؤمن فأولیک یدخلون الجنة مکی و بصری و ابو بکر یدخلون بضم یا و فتح خا خوانند علی اسناد الفعل الی المفعول به و هو من الادخال لا من الدخول لأنهم لا یدخلونها حتی یدخلوها فلفظ الادخال اولی و معنی آنست که در آرند ایشان را در بهشت باقی بفتح یا و ضم خا خوانند علی اسناد الفعل الی الداخلین لأنهم اذا دخلوها دخلوها یعنی در شوند ایشان در بهشت و لا یظلمون نقیرا و هی النقرة التی تکون فی ظهر النواة

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.