۳ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی من المؤمنین رجال از گرویدگان مردانی اند صدقوا ما عاهدوا الله علیه که راست آمدند در آنچه پیمان کردند با خدای بر آن فمنهم من قضی نحبه ازیشان هست که بر وفای خود برفت از دنیا و منهم من ینتظر و از ایشان هست که چشم میدارد و ما بدلوا تبدیلا ۲۳ و پیمان به بیوفایی بدل نکردند لیجزی الله الصادقین بصدقهم آن همه آن راست تا پاداش دهد الله راستان را براستی ایشان و یعذب المنافقین إن شاء و عذاب کند دورویان را اگر خواهد أو یتوب علیهم یا توبت دهد ایشان را إن الله کان غفورا رحیما ۲۴ که الله تعالی آمرزگار است و بخشاینده و رد الله الذین کفروا و باز برد الله کافران را با پس بغیظهم با درد دل ایشان لم ینالوا خیرا دست بهیچ کام نرسیده و کفی الله المؤمنین القتال و بسر برد الله مؤمنانرا جنگ و کان الله قویا عزیزا ۲۵ و الله تاونده است بی همتا از همیشه و أنزل الذین ظاهروهم آورد ایشان را که هم پشت گشتند من أهل الکتاب از توریة خوانان من صیاصیهم از حصارهای ایشان و قذف فی قلوبهم الرعب و در دلهای ایشان افکند بیم فریقا تقتلون گروهی را میکشید و تأسرون فریقا ۲۶ و گروهی را میگیرید و أورثکم و شما را میراث داد ازیشان أرضهم و دیارهم و أموالهم زمین ایشان و خان و مان ایشان و مالهای ایشان و أرضا لم تطؤها و زمینی که هرگز درو نرفتید و کان الله علی کل شی ء قدیرا ۲۷ و الله بر همه چیز تواناست همیشه یا أیها النبی قل لأزواجک پیغامبر من گوی زنان خویش را إن کنتن تردن الحیاة الدنیا و زینتها اگر چنانست که شما را این جهان می باید و آرایش آن فتعالین پس بیایید أمتعکن تا شما را چیزی دهم و أسرحکن و شما را گسیل کنم و رها کنم سراحا جمیلا ۲۸ رها کردنی نیکو و إن کنتن تردن الله و رسوله اگر چنانست که شما خدای را میخواهید و رسول او و الدار الآخرة و سرای آن جهانی فإن الله أعد للمحسنات منکن أجرا عظیما ۲۹ الله بساخت نیکوکاران را از شما مزدی بزرگوار یا نساء النبی ای زنان پیغامبر من یأت منکن بفاحشة مبینة هر که از شما کاری زشت کند و ناپسندی پیدا کننده عقوبت یضاعف لها العذاب ضعفین دوباره او را عذاب کنند در ان جهان و کان ذلک علی الله یسیرا ۳۰ و آن بر خدای آسانست و من یقنت منکن لله و رسوله و هر که بر ایستاد کند از شما بفرمان برداری خدای را و رسول او را و تعمل صالحا و کردار نیک کند نؤتها أجرها مرتین او را دهیم مزد او دوباره و أعتدنا لها رزقا کریما ۳۱ و ساختیم او را در بهشت مزدی نیکو کریم آزاده آسان یا نساء النبی ای زنان پیغامبر لستن کأحد من النساء شما چون هیچکس از زنان دیگر نیستید إن اتقیتن اگر چنان است که از خدای می ترسید فلا تخضعن بالقول پس سخن بناز مگویید فیطمع الذی فی قلبه مرض که آن گه طمع کند در شما مردی که در دل او بیماری است و قلن قولا معروفا ۳۲ و سخن بآزرم گویید و پسندیده و قرن فی بیوتکن و در خانهای خویش آرام گیرید و لا تبرجن و نیز اظهار زینت و محاسن خویش مکنید تبرج الجاهلیة الأولی چنانک اهل جاهلیت پیشین کردند در روزگار نادانان نخستین و أقمن الصلاة و نماز بپای دارید و آتین الزکاة و از مال بدهید و أطعن الله و رسوله و فرمان برید خدای را و رسول او را إنما یرید الله میخواهد الله لیذهب عنکم الرجس که از شما ببرد همه تاشها و ناخوشها أهل البیت ای خاندان رسول و یطهرکم تطهیرا ۳۳ و پاک کند شما را پاک کردنی و اذکرن ما یتلی فی بیوتکن و یاد کنید آنچه میخوانند در خانهای شما من آیات الله از سخنان خدای و الحکمة و از سنت رسول او إن الله کان لطیفا خبیرا ۳۴ که الله باریک دان است دور بین در مغز کار آگاه از همه چیز إن المسلمین و المسلمات گردن نهادگان مردان و زنان و الصادقین و الصادقات و راستگویان مردان و زنان و الصابرین و الصابرات و شکیبایان مردان و زنان و الخاشعین و الخاشعات و فروتنان مردان و زنان و المتصدقین و المتصدقات و صدقه دهان مردان و زنان و الصایمین و الصایمات و روزه داران مردان و زنان و الحافظین فروجهم و الحافظات و فرجها را گوشوانان مردان و زنان و الذاکرین الله کثیرا و الذاکرات و یاد کنندگان الله مردان و زنان أعد الله لهم مغفرة و أجرا عظیما ۳۵ بساخت الله ایشان را آمرزش و مزد بزرگوار و ما کان لمؤمن و لا مؤمنة نیست و نبود و نیاید هیچ گرویده را نه مرد و نه زن إذا قضی الله و رسوله أمرا که الله فرمانی دهد و رسول او کاری گزارد ایشان را أن یکون لهم الخیرة من أمرهم که ایشان را گزین بود خود را و اختیار از کار و بار ایشان و من یعص الله و رسوله و هر که سر کشد از فرمان خدای و رسول او فقد ضل ضلالا مبینا ۳۶ او گمراه گشت گم گشتنی آشکارا و إذ تقول للذی أنعم الله علیه یاد کن آنکه میگفتی آن مرد را که نیکویی کرد الله با او و أنعمت علیه و نیکویی کردی تو با او أمسک علیک زوجک که اهل خویش نگاه دار و اتق الله و از خدای بترس و تخفی فی نفسک ما الله مبدیه و نهان میداشتی چیزی در دل که الله آن را پیدا خواست کرد و تخشی الناس و از مردمان میترسیدی و الله أحق أن تخشاه و الله سزاتر بود که ازو ترسی فلما قضی زید منها وطرا اکنون که زید کام خویش از ان زن برآورد زوجناکها او را بزنی بتو دادیم لکی لا یکون علی المؤمنین حرج از بهر آن تا بر مؤمنان هیچ تنگی نبود فی أزواج أدعیایهم در بزنی کردن زنان پسرخواندگان ایشان إذا قضوا منهن وطرا که بزنی کنند ایشان را و کام حلال خویش ازیشان برآرند و کان أمر الله مفعولا ۳۷ و کار خدای کردنی است و بفرمان او کار کردنی ما کان علی النبی من حرج نیست بر پیغامبر هیچ تنگی فیما فرض الله له در آن که الله برید او را و کرد و شریعت ساخت سنة الله فی الذین خلوا من قبل سنت الله است در پیغامبران که گذشتند از پیش و کان أمر الله قدرا مقدورا ۳۸ و همه کارهای الله باندازه است و بتقدیر باز انداخته چنانک باید الذین یبلغون رسالات الله ایشان که می رسانند پیغامهای الله و یخشونه و ازو می ترسند و لا یخشون أحدا إلا الله و بنه ترسند از هیچ کس جز از الله و کفی بالله حسیبا ۳۹ و بسنده است الله بکار سازی و نگهبانی همه

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.