۳ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی أ لم تر إلی ربک نمی بینی بخداوند خویش کیف مد الظل که چون سایه کشید و لو شاء لجعله ساکنا و اگر خواستی آن کردی ایستاده آرمیده ثم جعلنا الشمس علیه دلیلا ۴۵ آن گه آفتاب را بر آن سایه نشان نمای کردیم و بر پی او رونده ثم قبضناه إلینا قبضا یسیرا ۴۶ آن گه ما خود می گیریم آن سایه را باز گرفتنی آسان و هو الذی جعل لکم اللیل لباسا او آن کس است که شب در شما پوشید و آن را پوشش شما کرد و النوم سباتا و خواب شما را آسایش کرد و جعل النهار نشورا ۴۷ و بامداد روز ماننده رستخیز کرد و هو الذی أرسل الریاح بشرا بین یدی رحمته او آنست که بادها گشاد در هوا پیش ببخشایش خویش و أنزلنا من السماء ماء طهورا ۴۸ و فرو فرستادیم از آسمان آبی پاک لنحیی به بلدة میتا تا زنده کنیم بآن شهری مرده و نسقیه بیاشامانیم آن را مما خلقنا أنعاما از آنچه آفریدیم چهارپایان را و أناسی کثیرا ۴۹ و مردمان فراوان را و لقد صرفناه بینهم میگردانیم میان ایشان لیذکروا تا پند ما پذیرند فأبی أکثر الناس إلا کفورا ۵۰ پس سر باز زد بیشتر مردمان که نه مگر ناسپاسی و لو شینا و اگر ما خواستید لبعثنا فی کل قریة نذیرا ۵۱ ما فرستادید در هر شهری آگاه کننده فلا تطع الکافرین نگر تا فرمان کافران نبری و جاهدهم به و باز کوش با ایشان جهادا کبیرا ۵۲ باز کوشیدنی بزرگ و هو الذی مرج البحرین او آنست که فراهم گذاشت دو شاخ آب در دریا هذا عذب فرات این آبی سخت خوش و هذا ملح أجاج و این شورابی سخت تلخ و جعل بینهما برزخا و میان آن دو دریا جدایی ساخته و حجرا محجورا ۵۳ بسته ای بازداشته و هو الذی خلق من الماء بشرا او آنست که از آب مردم آفرید فجعله نسبا و صهرا آن را نژاد کرد و خویش و پیوند و کان ربک قدیرا ۵۴ و خداوند تو توانای است همیشی و یعبدون من دون الله و می پرستند فرود از الله ما لا ینفعهم و لا یضرهم چیزی که نه سود کند ایشان را و نه زیان و کان الکافر علی ربه ظهیرا ۵۵ کافر همیشه دیو را هم پشت است و بر الله یاور و پشت برو گردانیده و ما أرسلناک إلا مبشرا و نذیرا ۵۶ و نفرستادیم ترا مگر بشارت دهی بیم نمایی قل ما أسیلکم علیه من أجر گوی نمی خواهم از شما برین پیغام هیچ مزدی إلا من شاء أن یتخذ إلی ربه سبیلا ۵۷ مگر آن را تا هر که خواهد بخداوند خویش راه جوید و توکل علی الحی الذی لا یموت کار بسپار و پشت باز کن بآن زنده که هرگز نمیرد و سبح بحمده و بستای او را بپاکی او و کفی به بذنوب عباده خبیرا ۵۸ و آگاه و بسنده دان او را و دانا بگناه بندگان او الذی خلق السماوات و الأرض او که بیافرید آسمانها را و زمینها را و ما بینهما و آنچه در میان آنست فی ستة أیام در شش روز ثم استوی علی العرش الرحمن آن گه مستوی شد بر عرش رحمن فسیل به خبیرا ۵۹ خبر او ازو پرس که او آگاه ازو و إذا قیل لهم اسجدوا للرحمن و آن گه که ایشان را گویند که سجود کنید رحمن را قالوا و ما الرحمن گویند چه چیز است رحمن أ نسجد لما تأمرنا باش تا سجود کنیم ما از بهر آنکه می فرمایی ما را و زادهم نفورا ۶۰ ایشان را رمیدن میفزاید

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.