۳ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و لا تقولن لشی ء مگوی هیچیز را و هیچ کار را إنی فاعل ذلک غدا ۲۳ که خواهم کرد من فردا إلا أن یشاء الله مگر که گویی که اگر خدای خواهد و اذکر ربک إذا نسیت و اگر در چیزی فراموش کنی که گویی اگر خدای خواهد آن گه که یاد آید بگوی و قل عسی أن یهدین ربی و بگوی که مگر خداوند من مرا راه نماید لأقرب من هذا رشدا ۲۴ ازینچ از من می پرسید دانش راست و جواب پاک ازینج می پرستید راست تر و نیکوتر و لبثوا فی کهفهم ثلاث مایة سنین و بودند در غار خویش سیصد سال و ازدادوا تسعا ۲۵ و بیفزودند نه سال قل الله أعلم بما لبثوا بگوی الله تعالی داناتر داناییست بآن درنگ که ایشان کردند له غیب السماوات و الأرض او راست دانش ناپیداها در آسمان و زمین أبصر به و أسمع چه بینایی که اوست و چه شنوایی ما لهم من دونه من ولی نیست ایشان را جز ازو خداوندی و نه یاری و لا یشرک فی حکمه أحدا ۲۶ و در کار راندن خود از ایشان هیچ انباز نگیرد و اتل ما أوحی إلیک من کتاب ربک بر خوان آنچ پیغام داده آمد بتو از خداوند تو لا مبدل لکلماته بدل کننده نیست سخنان او را و لن تجد من دونه ملتحدا ۲۷ و نیابی جز ازو پناهی و پشتیوانی و اصبر نفسک شکیبایی کن خویشتن را مع الذین یدعون ربهم بالغداة و العشی با ایشان که خداوند خویش را می خوانند بامداد و شبانگاه یریدون وجهه و خداوند خویش را می خواهند بآنچ می کنند و لا تعد عیناک عنهم ایدون بادا که دو چشم تو جز از ایشان ننگراد ترید زینة الحیاة الدنیا که زینت این جهانی و آرایش آن خواهی و لا تطع و نگر فرمان بردار و سخن نیوش و کار پسند نباشی من أغفلنا قلبه عن ذکرنا کسی را که ما دل او غافل کردیم از یاد خویش و اتبع هواه و او بر پی بایست خویش ایستاد و کان أمره فرطا ۲۸ و کار وی تباه گشت و کوشش او و روزگار او ضایع و قل الحق من ربکم و بگوی آنک پیغام و سخن راست از خداوند شما فمن شاء فلیؤمن هر که خواهد تا گرود و من شاء فلیکفر و هر که خواهد تا کافر شود و نگرود إنا أعتدنا للظالمین نارا ما ساختیم ستمکاران را آتشی أحاط بهم سرادقها گرد ایشان فرو گرفته سراپرده آن و إن یستغیثوا یغاثوا بماء و اگر آب خواهند ایشان را آبی دهند کالمهل همچون دردی زیت یا مس گداخته یشوی الوجوه رویها می سوزد آن آب که فرا روی برند بیس الشراب بد شراب که آنست و ساءت مرتفقا ۲۹ و بد فرو آمد جایی است و برگ گاهی آتش إن الذین آمنوا ایشان که بگرویدند و عملوا الصالحات و نیکیها کردند إنا لا نضیع ما ضایع نکنیم أجر من أحسن عملا ۳۰ کردار آن کس که کار نیکو کرد أولیک لهم جنات عدن ایشانند که ایشانراست بهشتهای همیشی تجری من تحتهم الأنهار می رود زیر ایشان جویهای روان یحلون فیها می آرایند ایشان را در آن بهشتها من أساور من ذهب از دستینهای زر و یلبسون ثیابا خضرا و می پوشند جامه های سبز من سندس و إستبرق از سندس و استبرق متکیین فیها تکیه زدگان در آن علی الأرایک در حجله ها بر تختها نعم الثواب نیک پاداش که آنست و حسنت مرتفقا ۳۱ و نیک فرو آمدن جایی و برگ جایی که آنست

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.