۳ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و من آیاته اللیل و النهار و الشمس و القمر از نشانهای توانایی اوست شب و روز و آفتاب و ماه لا تسجدوا للشمس و لا للقمر سجود مبرید آفتاب و ماه را و اسجدوا لله الذی خلقهن سجود او را برید که آن همه او آفرید إن کنتم إیاه تعبدون ۳۷ اگر او را خواهید پرستید که او خدای بسزاست فإن استکبروا اگر گردن کشند از سجود الله را فالذین عند ربک ایشان باری که نزدیک خداوند تواند از فرشتگان یسبحون له باللیل و النهار او را می پرستند و می ستایند بشب و روز و هم لا یسأمون ۳۸ و هیچ از پرستش و ستایش او سیر نیایند و من آیاته و از نشانهای توانایی اوست أنک تری الأرض خاشعة که تو زمین را بینی فرومرده فإذا أنزلنا علیها الماء چون آب برو فرستادیم اهتزت نبات را بجنبانید و ربت و بر دمید و برخنجید إن الذی أحیاها آن کس که زنده کرد آن را لمحی الموتی او زنده کننده مردگان است إنه علی کل شی ء قدیر ۳۹ و او بر همه چیز تواناست إن الذین یلحدون فی آیاتنا ایشان که کژ می روند در سخنان ما لا یخفون علینا پوشیده نمانند بر ما أ فمن یلقی فی النار خیر آن کس که فردا آرند و افکنند در آتش به است أم من یأتی آمنا یوم القیامة یا آن کس که می آید بی بیم روز رستاخیز اعملوا ما شیتم می کنید هر چه خواهید إنه بما تعملون بصیر ۴۰ که او بآنچه کنید بینا و داناست إن الذین کفروا بالذکر لما جاءهم ایشان که کافر شدند بسخن و پیغام که بایشان آمد و إنه لکتاب عزیز ۴۱ و این قرآن نامه ایست بشکوه و بی همتا و بر دشمنان بزور لا یأتیه الباطل نیاید بآن هیچ باطل من بین یدیه و لا من خلفه نه از پیش آن و نه از پس آن تنزیل من حکیم حمید ۴۲ فرو فرستاده ایست از دانای سترده ما یقال لک نمی گویند ترا إلا ما قد قیل للرسل من قبلک مگر همان که فرستادگان را پیش از تو إن ربک لذو مغفرة خداوند تو با آمرزگاریست و ذو عقاب ألیم ۴۳ و با گرفتاریی سخت و لو جعلناه قرآنا أعجمیا و اگر ما این نامه را بزبان عجم فرستادیمی و آن را پارسی کردیمی لقالوا لو لا فصلت آیاته گفتندی چرا پیدا و گشاده نکردند آن را ء أعجمی و عربی گویندی باش نامه ای عجمی و رسولی عربی قل هو للذین آمنوا هدی و شفاء گوی این سخن گرویدگان را راه نمونی است و آسانی ای و الذین لا یؤمنون فی آذانهم وقر و ایشان که نمی گروند بآن در گوشهای ایشان گرانی است و کریی و هو علیهم عمی و آن نامه بر ایشان کوریی أولیک ینادون من مکان بعید ۴۴ ایشان را میخوانند از جای بس دور و لقد آتینا موسی الکتاب موسی را نامه دادیم فاختلف فیه در مخالفت گفتن ایستادند در ان و لو لا کلمة و گرنه سخنی بودی سبقت من ربک که پیشی کرد از خداوند تو اجلها و روزیها را لقضی بینهم برگزاردندی میان ایشان کار و عذاب فرستادندی بایشان و إنهم لفی شک منه مریب ۴۵ و ایشان از ان درگمانند و پنداره نمایی من عمل صالحا فلنفسه هر که نیکی کند خویشتن را و من أساء فعلیها و هر که بد کند بر خویشتن کند و ما ربک بظلام للعبید ۴۶ و خداوند تو ستمکار نیست رهیکان را إلیه یرد علم الساعة بازو گردانند آخر دانستن هنگام رستاخیز و ما تخرج من ثمرات من أکمامها و بیرون نیاید هیچ میوه از غلاف خویش و ما تحمل من أنثی و بار برنگیرد هیچ ماده و لا تضع إلا بعلمه و بار ننهد مگر بدانش او و یوم ینادیهم و آن روز که ایشان را خواند و گوید أین شرکایی این انبازان من کجااند قالوا آذناک ما منا من شهید ۴۷ گویند بگفتیم ترا امروز از ما کس بر خویشتن بشرک گواهی دهنده نیست و ضل عنهم ما کانوا یدعون من قبل و گم شد ازیشان هر چه می خدای خواندند پیش ازین و ظنوا ما لهم من محیص ۴۸ و بدانند بدرست که ایشان را بازگشت و جای آن نیست لا یسأم الإنسان سیر نیاید مردم هرگز من دعاء الخیر از وایستن جهان و خواستن خیر آن و إن مسه الشر فیؤس قنوط ۴۹ و اگر بد بدو رسد بد اندیش بود نومید و لین أذقناه رحمة منا و اگر او را بچشانیم بخشایشی از ما و فراخیی و آسانی ای من بعد ضراء مسته پس تنگی و دشواری که بدو رسید لیقولن هذا لی گوید سزای من اینست و من این را ارزانی ام و ما أظن الساعة قایمة و نپندارم که رستاخیز بپای شدنی است و لین رجعت إلی ربی پس اگر مرا با خداوند من برند إن لی عنده للحسنی مرا بنزدیک اوست آنچه او نیکوتر فلننبین الذین کفروا بما عملوا بخبر کنیم ناگرویدگان را از آنچه می کردند و لنذیقنهم من عذاب غلیظ ۵۰ و بچشانیم ایشان را از عذاب بزرگ و إذا أنعمنا علی الإنسان و آن گه که نیکویی کنیم با مردم و نعمت گسترانیم برو أعرض روی گرداند از شکر و طاعت و نأی بجانبه و بیک سو بیرون شود و خویشتن در کشد و إذا مسه الشر و چون بدیی بدو رسد فذو دعاء عریض ۵۱ با بانگ و خواندنیی فراوان بود قل أ رأیتم بگوی چه بینید إن کان من عند الله ثم کفرتم به اگر این پیغام که آوردم از نزدیک الله است و شما کافر می شوید بآن من أضل ممن هو فی شقاق بعید ۵۲ آن کیست بی راه تر از ان کس که در ستیزیست از راستی دور سنریهم آیاتنا می نماییم ایشان را نشانهای خویش فی الآفاق در هر سویی از جهان و فی أنفسهم و در تنهای ایشان حتی یتبین لهم تا آن گه که پیدا شود ایشان را أنه الحق که قرآن و محمد و اسلام راست است أ و لم یکف بربک خداوند تو بسنده نیست أنه علی کل شی ء شهید ۵۳ که او بر همه چیز گواه است ألا إنهم فی مریة بدانید که ایشان در گمانند من لقاء ربهم از دیدار خداوند خویش و خاستن از گور ألا إنه بکل شی ء محیط ۵۴ بدانید که الله بهمه چیز داناست

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.