۳ - النوبة الثالثة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و قیل للذین اتقوا الآیة هم مدحست و هم تهنیت و هم بشارت مدح نیکو و تهنیت بسزا و بشارت تمام مدح آنست که ایشان را بصفت تقوی بستود گفت و قیل للذین اتقوا تهنیت آنست که ایشان را در دنیا حسنه مهنا داد گفت للذین أحسنوا فی هذه الدنیا حسنة بشارت آنست که ایشان را سرای پیروزی و ملک جاودانی وعده داد که و لنعم دار المتقین جنات عدن گفت نیک سرای است و خوش جای جنات عدن متقیان را همانست که آنجا گفت تلک الجنة التی نورث من عبادنا من کان تقیا آن بهشت بدان نیکویی و سرای بدان پیروزی و نعیم بدان فراخی و آسانی کسی را ساخته ایم که در کوی تقوی منزل دارد و ایمان خویش بلباس تقوی آراسته دارد مصطفی ص گفت الایمان عریان و لباسه التقوی هر مسافری را زادی باید در آن سفر که پیش دارد و مسافر راه حقیقت را زاد تقوی است و تزودوا فإن خیر الزاد التقوی اگر کسی را از تقوی نشان توان داد آن درویشان صحابه اند بزرگان دین و پیشوایان شریعت و حقیقت که در طلب جمال دین از اوطان خویش هجرت کردند غریب وار جان و دل خویش از اندوه دین و درد اسلام بگداخته و نهاد ایشان از تیمار مسلمانی بیمار و نحیف گشته و بر دوستی خدا و رسول ص تن سبیل و جان فدا کرده نیکو گفت آن جوانمرد که گفت ازین مشتی ریاست جوی رعنا هیچ نگشاید مسلمانی ز سلمان جوی و درد دین ز بودردا لا جرم ایشان را بود در دنیا نعمت حلاوت طاعت و صفاء وقت و حصول استقامت و زیادت توفیق در اعمال و تحقیق در احوال اینست که الله تعالی گفت للذین أحسنوا فی هذه الدنیا حسنة و قیل تلک الحسنة ان یبلغهم منازل الاکابر و السادة قال الله تعالی و جعلنا منهم أیمة یهدون بأمرنا لما صبروا در طاعت راغب بودند و بر خدمت مواظب تا بدرجه امامت رسیدند و منزلت سادات و اکابر یافتند و از برکات ارشاد ایشان در راه دین مریدان خاستند و بچراغ علم ایشان براه شریعت و حقیقت رفتند فتحقق فیهم قول النبی ص لان یهتدی بهداک رجل خیر لک من حمر النعم ثم قال و لدار الآخرة خیر لان ما فیها یبقی و لیس فیها خطر الزوال و لان فی الدنیا مشاهدة و فی الآخرة معاینة فرق میان مشاهده و معاینه است که مشاهده بر خاستن عوایق است میان بنده و میان حق و معاینه هم دیداری است عارفان را امروز مشاهده دلست و فردا هم مشاهده دل بود هم معاینه چشم و معاینه سه چیز است بچشم اجابت فرا مجیب نگرستن و بچشم انفراد فرا فرد نگرستن و بچشم حضور فرا حاضر نگرستن پیر طریقت گفت ای جوانمرد بدوری از خود نزدیکی وی را نزدیک باش و بغیبت از خود حضور وی را بکرم حاضر باش وی جل جلاله نه از قاصدان دور است نه از طالبان پنهان نه از مریدان غایب جنات عدن یدخلونها چه بزرگوار جایی و چه نیکو سرایی که رب العزه بخودی خود میگوید و لنعم دار المتقین جنات عدن خوش جایی است که در آن همه زندگی است مرگی نیست همه جوانی است پیری نیست همه تن درستی است بیماری نیست بنده در آن جاودانی است بیرون آمدنی نیست در هوای بهشت سرما و گرما نیست آفتاب و ظلمت نیست سموم و زمهریر نیست راست چون روز نوبهارست همه بنفشه زار و گلزارست نسیم خوش و مرد جوان و تن درست و دل شاد و جان خرم و در جمله بهشتیان بر دو گروه اند از یک گروه سخن توان گفت و از دیگر گروه نه و آن یک گروه که ازیشان سخن توان گفت کمینان اند فهمها و وهمها بقدر نعمت ایشان نرسد و زبانها شرح آن بر نتابد و خبر درست است از مصطفی ص که قصه آن مرد گفت که هزار سال در آتش خواهد بود وانگاه برهد گفت که او را از بهشت چندان که همه دنیا بدهند و ده بار دیگر چندان که این جهانست از اول گیتی تا آخر بدهند و اگر اهل بهشت بمهمان او آیند همه را فراخ طعام و شراب دهد و همه را لباس و مرکب دهد و از آنچ او را دادند پر پشه ای نقصان درنیابد و کمال نعمت آنست که هرگز بریدنی نیست چنانک گفت عطاء غیر مجذوذ از روی اشارت میگوید بجفاء رهی عطاء خود دریغ نداشتیم دیدیم آنچ دیدیم و مهر خود ازو بر نداشتیم الذین تتوفاهم الملایکة طیبین طاهرة انفسهم من التدنس برهج المخالفات و طاهرة قلوبهم عن العلاقات و اسرارهم عن الالتفات الی شی ء من المخلوقین و المخلوقات یقولون سلام علیکم ادخلوا الجنة منهم من یخاطبه بذلک الملک و منهم من یکاشفه بذلک الملک

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.