۳ - النوبة الثانیة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و ما کنت تتلوا یا محمد من قبله ای من قبل القرآن من کتاب کتابا من الکتب و لا تخطه بیمینک ای و لا تخط کتابا بیدک لانک امی لا تکتب و لا تقرأ و کذا صفة النبی ص فی التوریة و ذلک فضله و ذکر الیمین فی الایة تحبیر للکلام فان الخط بالشمال من ابعد النوادر هذا من زیادات الکلام کقوله عز و جل ذلک قولهم بأفواههم إذا لارتاب المبطلون یعنی لو کنت تقرء الکتب او تکتب قبل الوحی لشک المبطلون المشرکون من اهل مکة و قالوا انه یقرأه من کتب الاولین و ینسخه منها و قال مقاتل المبطلون هم الیهود و المعنی اذا لشک الیهود فیک و اتهموک و قالوا ان الذی نجد نعته فی التوریة امی لا یقرأ و لا یکتب و لیس هذا علی ذلک النعت روی عن الشعبی قال ما مات النبی ص حتی کتب و قری و لا تخطه بالفتح علی النهی و هو شاذ و الصحیح انه لم یکن یکتب بل هو آیات بینات فی صدور الذین أوتوا العلم مفسران را درین آیت سه قول است حسن گفت بل القرآن آیات بینات فی صدور المؤمنین جواب ایشان است که گفتند إن هذا إلا إفک افتراه این قرآن دروغی است که محمد برساخته رب العالمین گفت ساخته محمد نیست که سخنان خدای است روشن و پیدا بی گمان یاد گرفته و یاد داشته در دلهای مؤمنان و این تخصیص این امت است که امتهای پیشینه را نبوده پیشینیان کتابهای خدا نظرا میخواندند و طاقت یادگرفتن و حفظ آن نداشتند مگر پیغامبران و از اینجا است که موسی ع در حضرت مناجات گفت یا رب انی اجد فی التوریة امة اناجیلهم فی صدورهم یقرءونه ظاهرا و فی بعض الآثار ما حسدتکم الیهود و النصاری علی شی ء کحفظ القرآن قال ابو امامة ان الله لا یعذب بالنار قلبا وعی القرآن و قال النبی ص القلب الذی لیس فیه شی ء من القرآن کالبیت الخرب و قال ص تعاهدوا هذا القرآن فانه اشد تفصیا من صدور الرجال من النعم من عقلها قال بعض اهل السنة القرآن فی الصدر غیر ممزوج به فمن زعم انه فی الصدر ممزوج به فقد اخطاء و ذلک لانه باین عن الصدر غیر ممزوج به بل هو منسوب الیه لقوله تعالی بل هو آیات بینات فی صدور الذین أوتوا العلم قول دوم آنست که این نامه یاد گرفته تو یا محمد از شگفتهای آشکارا است که تو نویسنده و خواننده نه ای و صفت تو امی است و آنکه خبر میدهی از قصه های پیشینیان و آیین رفتگان و نیک و بد جهان و جهانیان این دلیلهایی است روشن بر صحت نبوت تو و نشانهای آشکارا که الله در دلهای اهل علم نهاده از امت تو گفته اند که این اهل علم صحابه رسول اند که قرآن حفظ داشتند و احکام آن را معتقد بودند و بجان و دل بپذیرفتند و آن را بی هیچ گمان کلام و سخن الله دانستند قول سوم آنست که بل هو یعنی محمد ص ذو آیات بینات فی صدور الذین أوتوا العلم من اهل الکتاب لانهم یجدونه بنعته و صفته فی کتبهم یعنی نعته ص مذکور فی الکتب الماضیة یعرفها اهل الکتاب روی ان المسیح عیسی بن مریم ع قال للحواریین انا اذهب و سیأتیکم الفارقلیط یعنی محمدا ص روح الحق الذی لا یتکلم من قبل نفسه و لا یقول من تلقاء نفسه شییا و لکنه ما یسمع به یکلمکم و یسوسکم بالحق و یخبرکم بالحوادث و الغیوب و هو یشهد لی کما شهدت له فانی جیتکم بالامثال و هو یأتیکم بالتأویل و یفسر لکم کل شی ء قوله یخبرکم بالحوادث یعنی ما یحدث فی الازمنة مثل خروج الدجال و ظهور الدابة و طلوع الشمس من مغربها و اشباه هذا و یعنی بالغیوب امر القیامة من الحساب و الجنة و النار مما لم یذکر فی التوریة و الانجیل و الزبور و ذکره نبینا ص و ما یجحد بآیاتنا إلا الظالمون ای ما ینکر هذا الکتاب و لا هذه الحجج الا الظالمون انفسهم تقول جحده و جحد به و کفره و کفر به و الجحود فی الایة الاولی متعلق بالوحدانیة و فی الایة الثانیة متعلق بالنبوة و قالوا لو لا أنزل علیه آیات من ربه قرأ ابن کثیر و حمزة و الکسایی و ابو بکر آیة من ربه علی التوحید و قرأ الآخرون آیات من ربه لقوله عز و جل قل إنما الآیات عند الله و المعنی قال کفار مکة هلا انزل علیه آیة من ربه کما انزل علی الانبیاء من قبل کناقة صالح و مایدة عیسی و العصا و الید البیضاء و فلق البحر لموسی و قال بعضهم اراد به الآیات المذکور فی قوله عز و جل لن نؤمن لک حتی تفجر لنا من الأرض ینبوعا الی آخر الآیات قل یا محمد إنما الآیات عند الله ای فی حکم الله و هو القادر علی ارسالها اذا شاء ارسلها و لست املک منها شییا و کان فی حکمته ان الکتاب الذی انزله کاف لکم إنما أنا نذیر مبین ای انما انا رسول ارسلنی الیه الیکم لا خوفکم علی کفرکم و ابین لکم ما ارسلنی من امر دینه و الحکمة فی ترک اجابة الانبیاء ع الی الآیات المقترحة انه یودی الی ما لا یتناهی و ذلک انه سبحانه لو اجاب قوما الی آیة مقترحة طلب منه قوم آخرون آیة اخری و اذا اجابهم الی ذلک طلب کل واحد منهم آیة مقترحة ثم آیة بعد آیة فیؤدی الی ما لا یتناهی و لان هؤلاء طلبوا آیات تضطرهم الی الایمان فلو اجابهم الیها لما استحقوا الثواب علی ذلک أ و لم یکفهم أنا أنزلنا علیک الکتاب یتلی علیهم این آیت جواب ایشانست که گفتند لو لا أنزل علیه آیات من ربه میگوید ایشان که اقتراح آیات میکنند این کتاب قرآن ایشان را دلیل نه پس بر صحت نبوت تو کتابی بر لغت ایشان نظم آن معجزه لفظ آن فصیح عبارت آن بلیغ حجت آن روشن حکم آن پیدا نظم آن زیبا تو بزبان ایشان بر ایشان میخوانی و ایشان را بآن پند میدهی و ایشان با فصاحت و بلاغت ایشان درماندند از قبیل آن گفتن و یک سورت چنان آوردن و این از همه معجزات بلیغ تر است و از اسباب شک دورتر نه بس ایشان را این چنین کتاب بدین صفت که دیگری میخواهند آن گه گفت إن فی ذلک ای فی القرآن لرحمة و ذکری لمن همه الایمان دون التعنت گفته اند سبب نزول این آیت آن بود که رسول خدا در مدینه شد قومی مسلمانان سخنها و مسألتها که از جهودان شنیده بودند و نبشته بودند آن نبشتها آوردند پیش مصطفی ص رسول در آن نگرست و بر ایشان خشم گرفت و آن نبشتها بیفکند و گفت کفی بقوم حمقا او ضلالا ان یرغبوا عما جاءهم به نبیهم الی ما جاء به غیر نبیهم الی قوم غیرهم و الذی نفس محمد بیده لو ادرکنی موسی و عیسی لاتبعانی و ما اتبعهما فانزل الله هذه الایة و گفته اند در شان عمر بن الخطاب فرو آمد که بحضرت رسول خدا آمد و نبشته ای در دست وی گفت یا رسول الله این نبشته جهودی داد بمن برخوانم رسول گفت اگر از آن تورات است که حق تعالی بموسی فرستاد برخوان عمر میخواند و رسول خدا متغیر و متلون همی گشت و عمر نمیدانست تا عبد الله بن ثابت جوانی انصاری خادم رسول که پیوسته با رسول بودی دست بر پهلوی عمر زد گفت ثکلتک امک یا عمر اما تری وجه رسول الله ص یتلون فرمی عمر بالرق و نزلت أ و لم یکفهم أنا أنزلنا علیک الکتاب الآیة قوله قل کفی بالله بینی و بینکم شهیدا یشهد لی بالصدق بانی رسوله و ذلک فی قوله و کفی بالله شهیدا محمد رسول الله و قیل معناه فی القرآن الذی بین الله باعجازه صدقی کفایة و شهادة صدق بینی و بینکم لمن طلب الدلیل یعلم ما فی السماوات و الأرض ای انه یعلم ان الاصلح لکم ان لا تؤتوا ما تقترحونه من الآیات و ان لکم فی القرآن کفایة لان من یعلم ما فی السماوات و الارض لا یخفی علیه ما فیه مصلحتکم من مفسدتکم و الذین آمنوا بالباطل الذی لا یجوز به الایمان و هو ابلیس و الصنم و کفروا بالله الذی یجب الایمان به و الشکر علی نعمه أولیک هم الخاسرون الهالکون و یستعجلونک بالعذاب این آیت در شان النضر بن الحارث فرو آمد که گفت یا محمد إن کان هذا هو الحق من عندک فأمطر علینا حجارة من السماء رب العالمین گفت جل جلاله و لو لا أجل مسمی ای لو لا ما وعدتک انی لا اعذب قومک و لا استأصلهم و أؤخر عذابهم الی یوم القیمة کما قال بل الساعة موعدهم لجاءهم العذاب و قال بعضهم معناه لو لا الموت الذی یوصلهم الی العذاب لعجل لهم العذاب فی الحال و لیأتینهم بغتة ای لیأتینهم الموت بغتة و اذا اتاهم الموت بغتة کان ذلک اشق علیهم و هم لا یشعرون باتیانه بغتة و فی بعض الآثار من مات مصححا لامره مستعدا لموته ما کان موته فجأة بغتة و ان قبض قایما و من لم یکن مصححا لامره و لا مستعدا لموته فموته موت فجأة و ان کان صاحب الفراش سنة قوله یستعجلونک بالعذاب اعادة تاکیدا و إن جهنم لمحیطة بالکافرین جامعة لهم لا یبقی منهم احدا لادخلها و قیل معناه عجب من جهلهم فی استعجال العذاب و قد اعد الله لهم جهنم و انها قد احاطت بهم و هم علی شفیر جهنم لم یبق الا ان یدخلوها و قیل لمحیطة بهم فی الآخرة ای سیحیط بهم هو عن قریب لان ما هو آت قریب یوم یغشاهم العذاب من فوقهم و من تحت أرجلهم ای من کل الجهات لانه محیط بهم و یقول ذوقوا و بال ما کنتم تعملون فی الدنیا من معاصی الله و ذلک زیادة فی العقوبة و الایجاع و قرأ نافع و اهل الکوفة و یقول بالیاء یعنی یقول لهم الموکل بعذابهم ذوقوا و قرأ الباقون بالنون لانه لما کان بامره نسب الیه یا عبادی الذین آمنوا بی و برسلی و لا یمکنکم اظهار دینکم و توحیدکم بمکانکم یعنی بمکة و کانوا یعذبون علی الدین إن أرضی واسعة فانتقلوا منها الی حیث یمکنکم ان تعبدونی فیها نزلت هذه الایة فی قوم من المؤمنین دعوا الی الهجرة فشق علیهم ذلک من جهة الطبع فقالوا کیف یکون حالنا اذا انتقلنا الی دار العزبة و لیس بها احد یعرفنا فیواسینا و لا نعرف وجوه الاکتساب بها فانزل الله هذه الآیة قطعا لعذرهم فی ترک الهجرة بهذه العلة و قال مقاتل و الکلبی نزلت فی المستضعفین من المؤمنین یحثهم علی الهجرة یقول ان کنتم فی ضیق بمکة من اظهار الایمان فاخرجوا منها ان ارضی المدینة واسعة آمنة و قال عطاء اذا امرتم بالمعاصی فاهربوا فان ارضی واسعة و کذلک یجب علی کل من کان فی بلد یعمل فیها بالمعاصی و لا یمکنه تغییر ذلک ان یهاجر الی حیث یتهیأ له العبادة روی عن النبی ص قال من فر بدینه من ارض الی ارض و ان کان شبرا من الارض استوجب الجنة و کان رفیق ابرهیم و محمد صلی الله علیهما و قال مطرف بن عبد الله ارضی واسعة معناه رزقی لکم واسع فاخرجوا و قیل معناه ارض الجنة واسعة فاعبدونی اعطکم کل نفس ذایقة الموت خوفهم بالموت لیهون علیهم الهجرة ای کل احد میت اینما کان فلا تقیموا بدار الشرک خوفا من الموت ثم إلینا ترجعون فنجزیکم باعمالکم و قرأ ابو بکر یرجعون بالیاء و الذین آمنوا و عملوا الصالحات لنبوینهم قرأ حمزة و الکسایی لنثوینهم بالثاء ساکنة من غیر همز ای نجعلهم ثاوین فیها مقیمین یقال ثوی الرجل اذا اقام و اثویته اذا انزلته منزلا یقیم فیه و قرأ الآخرون بالباء و فتحها و تشدید الواو و همز بعدها ای لننزلنهم من الجنة غرفا قصورا علالی و انما قال ذلک لان الجنة فی عالیة و النار فی سافلة و لان النظر من الغرف الی المیاه و الخضر اشهی و الذ تجری من تحتها الأنهار ای من تحت الغرف و قیل من تحت اشجار الجنة الانهار من الماء و الخمر و اللبن و العسل و التسنیم خالدین فیها الی غیر غایة نعم أجر العاملین الذین صبروا علی الشداید و الاذی فی ذات الله و صبروا علی فرایض الله و جهاد اعدایه و علی ربهم یتوکلون ای علی کفایة ربهم یعتمدون و بفضله یثقون و انما وصفهم بهذه الصفة لان الشیطان کان یوسوس لهم انکم ان ترکتم ارضکم و اموالکم و صرتم الی دار لعزبة افتقرتم و هلکتم فوصفهم الله بالطاعة علی مخالفة الشیطان و الثقة بکفایة الرحمن لان ذلک من قوة الایمان و کأین من دابة لا تحمل رزقها الدابة کل حیوان علی الارض مما یعقل و مما لا یعقل لانها تدب علی الارض این آیت هم در شأن ایشان آمد که هجرت بر ایشان سخت بود و دشخوار از بیم درویشی و می گفتند ما لنا بالمدینة مال فاین المعاش لنا هناک رب العالمین گفت کم من دابة ذات حاجة الی غذاء لا تحمل رزقها ای ترفع رزقها معها و لا تدخر شییا لغد مثل البهایم و الطیر ای بسا جانورا که او را حاجت است بغذا چنان که شما را حاجت است و هرگز رزق خویش با خود برندارد و فردا را ادخار نکند و رب العزة او را و شما را بادرار روزی میدهد قال سفیان لا یدخر من الدواب غیر الآدمی و النملة و الفارة ابن عمر گفت با رسول خدا بودم در نخلستان مدینة و رسول صلوات الله علیه رطب بدست مبارک خویش از زمین برمی گرفت و میخورد و مرا گفت کل یا بن عمر تو نیز بخور ای پسر عمر گفتم یا رسول الله این ساعت مرا آرزوی خوردن نیست و طبع نمیخواهد رسول خدا گفت مرا آرزو هست و طبع می خواهد و امروز چهارم روز است که طعامی نخوردم و نیافتم ابن عمر گفت انا لله الله المستعان رسول گفت یا بن عمر من اگر خواستمی از خدا مرا بدادی آنچه خواستمی و بر ملک کسری و قیصر افزون دادیلکن اجوع یوما و اشبع یوما انگه گفت فکیف بک یا بن عمر اذا عمرت و بقیت فی حثالة من الناس یخبیون رزق سنة و یضعف الیقین قال فو الله ما برحنا حتی نزلت و کأین من دابة لا تحمل رزقها الله یرزقها و إیاکم یوما فیوما من غیر طلب و هو السمیع العلیم بحاجتکم الی الرزق فلا تهتموا لاجل الرزق و لا تترکوا عبادة الله بسبب الرزق عن ابن عباس رضی الله عنه قال قال رسول الله ص ایها الناس ان الرزق مقسوم لن یعدو امرءا ما کتب له فاجملوا فی الطلب ایها الناس ان فی القنوع لسعة و ان فی الاقتصاد لبلغة و ان فی الزهد لراحة و لکل عمل جزاء و کل ما هو آت قریب و عن ابن مسعود قال قال رسول الله ص یقول الله تعالی یا بن آدم تؤتی کل یوم برزقک و انت تحزن و تنقص کل یوم من عمرک و انت تفرح انت فیما یکفیک و انت تطلب ما یطغیک لا بقلیل تقنع و لا من کثیر تشبع و عن نافع عن ابن عمر قال قال رسول الله ص لیس شی ء یباعدکم من النار الا و قد ذکرته لکم و لا شی ء یقربکم من الجنة الا و قد دللتکم علیه ان روح القدس نفث فی روعی انه لن یموت عبد حتی یستکمل رزقه فاجملوا فی الطلب ای اختصروا فی الطلب و لا یحملنکم استبطاء الرزق علی ان تطلبوا شییا من فضل الله بمعصیته فانه لا ینال ما عند الله الا بطاعته الا و ان لکل امری رزقا هو یأتیه لا محالة فمن رضی به بورک له فیه فوسعه و من لم یرض به لم تبارک له فیه و لم یسعه ان الرزق لیطلب الرجل کما یطلبه اجله و روی ان النبی قال لو انکم یتوکلون علی الله حق توکله لرزقتم کما یرزق الطیر تغدوا خماصا و تروح بطانا و لین سألتهم یعنی کفار مکة من خلق السماوات و الأرض و سخر الشمس و القمر لمصالح العباد حتی یجریا دایبین لیقولن الله فأنی یؤفکون یعنی من این یصرفون عن عبادة صانعها و خالقها الی عبادة جمادات لا تضر و لا تنفع کانه قال مع علمهم بجلایل صنع الله و شدة عجز الاوثان ما الذی یحملهم علی ان ینصرفوا عن توحیده الی الاشراک به الله یبسط الرزق لمن یشاء من عباده و یقدر له یعنی یوسع الرزق علی من یشاء من عباده و یضیق علی من یشاء علی ما یوجبه الحکمة قال الحسن یبطأ الرزق لعدوه مکرا به و یقدر علی ولیه نظرا له فطوبی لمن نظر الله له إن الله بکل شی ء علیم یعلم من یصلحه القبض و من یصلحه البسط و فی حدیث ابی ذر عن رسول الله ص فیما یروی عن ربه عز و جل ان من عبادی من لا یصلح ایمانه الا الغنی و لو افقرته لافسده ذلک و ان من عبادی من لا یصلح ایمانه الا الفقر و لو اغنیته لافسده ذلک ادبر عبادی بعلمی انی بعبادی خبیر بصیر و لین سألتهم من نزل من السماء ماء فأحیا به الأرض من بعد موتها باخراج الزرع و الاشجار عنها و الارض المیتة التی لیست بمنبتة سمیت میتة لانه لا ینتفع بها کما لا ینتفع بالمیتة لیقولن الله ای هم مقرون بذلک قل الحمد لله علی قیام حجتی و صدق لهجتی قل الحمد لله علی اقرارهم و لزوم الحجة علیهم قالوا الحمد لله الذی هدانا لهذا و اعاذنا من الجهل الذی اضل به هؤلاء الکفار بل أکثرهم لا یعقلون ما یلزمهم فی اقرارهم هذا من الحجة علی ان یعبدوا الله وحده دون غیره و ما هذه الحیاة الدنیا إلا لهو و لعب اللهو هو الاستماع بلذات الدنیا و اللعب العبث سمیت بها لانها فانیة لا تدوم کما لا یدوم اللهو و اللعب فان قیل لم سماها لهوا و لعبا و قد خلقها حکمة و مصلحة قلنا انه سبحانه بنی الخطاب علی الاعم الاغلب و ذلک ان غرض اکثر الناس من الدنیا اللهو و اللعب و إن الدار الآخرة لهی الحیوان الحیوان و الحیاة واحدة یقال حیی یحیی حیاة و حیوانا فهو حی و قیل الحیوان الحیاة الدایمة التی لا زوال لها و لا انقطاع و لا موت و قیل معناه ان الدار الآخرة فیها الحیاة الدایمة لو کانوا یعلمون لکان خیرا و قیل معناه لو علموا طیب حیاة الدار الآخرة لرغبوا فیها فإذا رکبوا فی الفلک یعنی الکفار لتجاراتهم و تصرفاتهم و هاجت الریاح و اضطربت الامواج و خافوا الغرق دعوا الله مخلصین له الدین یعنی یدعون الله وحده و یخلصون له الدعوة للنجاة من دون الاصنام لعلمهم بانها لا تقدر علی النفع و الضر علی انجایهم منها فلما نجاهم إلی البر إذا هم یشرکون عادوا الی شرکهم جهلا و عنادا قال عکرمة کان اهل الجاهلیة اذا رکبوا البحر حملوا معهم الاصنام فاذا اشتدت بهم الریح القوها فی البحر و قالوا یا رب یا رب لیکفروا بما آتیناهم هذا لام الامر و معناه التهدید و الوعید کقوله اعملوا ما شیتم ای لیجحدوا نعمة الله فی انجایه ایاهم و لیتمتعوا قرأ حمزة و الکسایی ساکنة اللام و قرأ الباقون بکسرها نسقا علی قوله لیکفروا و قیل من کسر اللام جعلها لام کی و کذلک فی لیکفروا و المعنی انما خلصهم الله من تلک الاهوال و ردهم الی سلامة البر لیکفروا نعم الله التی انعم بها علیهم فی النجاة و الخلاص و لکی یزداد وا کفرا بالله و تمردا علیه و لکی یتمت عوا بها خولوا فی دنیاهم الی منتهی آجالهم من غیر نصیب فی الآخرة فسوف یعلمون اذا و ردوا الآخرة و عاینوها حین یحل بهم العذاب انهم کانوا مستدرجین فی الدنیا زیادة فی تعذیبهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما أ و لم یروا یعنی اهل مکة أنا جعلنا حرما آمنا و یتخطف الناس من حولهم یعنی العرب یسبی بعضهم بعضا و اهل مکة آمنون و قیل ان اهل مکة کانوا غیر آمنین قبل خروج رسول الله ص فلما خرج آمنهم الله من الخوف و اطعمهم من الجوع و ذلک قوله أطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ای لا احد فعل ذلک غیر الله فکیف یکفرون نعمتی التی هی حق و یصدقون الباطل فیجعلون الاوثان آلهة و قیل أ فبالباطل یعنی بالاصنام یؤمنون و بنعمة الله بمحمد و الاسلام یکفرون و قیل کانت قریش استکتبت من فارس قصص ملوکهم و کانت تقرأها و تکفر بالرسول و القرآن و من أظلم ممن افتری علی الله کذبا ای لا احد اظلم من الکاذب علی الله و هو الواصف له بما لیس من صفته أو کذب بالحق لما جاءه علی لسان الرسول و هو القرآن او کذب بما ورد من اوصافه فی کتابه کعلمه و قدرته أ لیس فی جهنم مثوی للکافرین استفهام بمعنی التقریر معناه اما لهذا الکافر المکذب مأوی فی جهنم و الذین جاهدوا فینا ای فی طاعتنا و عبادتنا لنهدینهم سبلنا ای لنعرفنهم سبیل دیننا و سبیل المعرفة بنا و سبیل الله دینه و سبیل الله الطریق المؤدی الی عبادته و المعرفة به و قیل و الذین جاهدوا المشرکین لنصرة دیننا لنثیبنهم علی ما قاتل علیه و قیل لنزیدنهم هدی کما قال تعالی و یزید الله الذین اهتدوا هدی و قیل و الذین جاهدوا فینا ای فی طلب العلم لنهدینهم سبل العمل به و قال سهل بن عبد الله و الذین جاهدوا فی اقامة السنة لنهدینهم سبل الجنة ثم قال مثل السنة فی الدنیا کمثل الجنة فی العقبی من دخل الجنة فی العقبی سلم کذلک من لزم السنة فی الدنیا سلم و قال سفیان بن عیینة اذا اختلف الناس فانظروا ما علیه اهل الثغور فان الله عز و جل یقول و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و قال الحسین بن الفضل فیه تقدیم و تأخیر مجازه و الذین هدیناهم سبلنا جاهدوا فینا و إن الله لمع المحسنین بالنصرة و المعونة فی دنیاهم و بالثواب و المغفرة فی عقباهم

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.