۳ - النوبة الثانیة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی أنزل من السماء ماء این باز مثلی دیگرست که الله تعالی زد حق و باطل را و ایمان و کفر را می گوید مثل الحق فی ثباته و انتفاع صاحبه به و الباطل فی ذهابه و قلة انتفاع صاحبه به کمثل ماء مطر انزله الله من السحاب من جانب السماء فسالت أودیة الاودیة جمع واد و هو الموضع الذی یسیل فیه الماء بکثرة بقدرها یعنی الکبیر بقدر کبارته و الصغیر بقدر صغره و قیل بقدرها ما قدرها ما قدرها من ملیها فاحتمل السیل الذی حدث من ذلک الماء زبدا رابیا ای عالیا و الزبد و ضر الغلیان و خبثه آب صافی که مردم را در آن نفع بود مثل حق است و زبد مثل باطلست که نماید و نپاید معنی آنست که باطل اگر چه بر زبر حق شود در بعضی احوال باک نیست که آن بنماند و نه پاید و عاقبت سرانجام جز حق را و اهل آن را نبود آن گه مثلی دیگر زد پیش از آنک این یکی تمام شد گفت و مما یوقدون علیه فی النار قرأ حمزة و الکسایی یوقدون بالیاء اذ لا مخاطبة ها هنا ای یلقون الحطب فی النار تحته و یسبکونه من الفلزات کالذهب و الفضة و الرصاص و الصفر و النحاس ابتغاء حلیة ای لابتغاء حلیة هو الذهب و الفضة یتخذ منهما حلیة السیف و المرکب و الدواة و حلیة النساء أو متاع کالرصاص و النحاس و الصفر منها یتخذ الاوانی و ما یتمتع به فی الحضر و السفر زبد مثله ای لهذه الفلزات اذا اغلیت زبد و خبث مثل زبد الماء قوله زبد مثله مبتداء و مما توقدون علیه خبره ای و مثل زبد الماء زبد ما یوقد علیه کذلک یضرب الله الحق و الباطل ای مثل الحق و الباطل فأما الزبد یعنی زبد الماء و خبث الحدید و الصفر و النحاس فیذهب جفاء ای باطلا من جفأت القدر و اجفات اذا غلت و علا زبدها فاذا سکنت لم یبق منه شی ء و بناء فعال مما یرمی و یطرح و قیل جفا الوادی و اجفا اذا نشف و أما ما ینفع الناس الماء و الحلی و الاوانی فیمکث فی الأرض یشرب منه الحیوان و یزرع به فیکون منه معاش الخلق و انتفاع الناس بالحلی و الامتعة ظاهر کذلک یضرب الله الأمثال فمثل المؤمن و اعتقاده و نفع الایمان کمثل هذا الماء المنتفع به فی نبات و حیاة کل شی ء و کمثل نفع الذهب و الفضة و سایر الآلات التی ذکرناها لانها کلها تبقی منتفعا بها و مثل الکافر و کفره کمثل هذا الزبد الذی یذهب و کمثل خبث الحدید و ما تخرجه النار من وسخ الفضة و الذهب الذی لا ینتفع به کذلک یضرب الله الأمثال ای کما بین هذا بضرب المثل کذلک یبین الله سایر المشکلات اینجا سخن تمام شد و منقطع گشت پس گفت للذین استجابوا لربهم یعنی وحدوه و صدقوا رسله همانست که گفت استجیبوا لربکم جای دیگر گفت من بعد ما استجیب له أجیبوا داعی الله الحسنی یعنی لهم الحیاة و الرزق و تضاعف الحسنات فی الدنیا و الجنة و الرؤیة فی العقبی و الذین لم یستجیبوا له یعنی المشرکین لو أن لهم ما فی الأرض جمیعا و مثله معه ای ملکوا اموال الدنیا و ملکوا معها مثلها لافتدوا به لبذلوه لیدفعوا عن انفسهم عذاب الله و تقدیره لو ان لهم ما فی الارض جمیعا و مثله معه و قیل الفداء لافتدوا به جای دیگر ازین گشاده تر گفت لیفتدوا به من عذاب یوم القیامة ما تقبل منهم أولیک لهم سوء الحساب یعنی المناقشة و من نوقش الحساب هلک و قیل سوء الحساب الذی معه التوبیخ و التقریع قال فرقد قال لی ابراهیم یا فرقد أ تدری ما سوء الحساب قلت لا قال ان یحاسب العبد بذنبه کله لا یغفر له منه شی ء و مأواهم جهنم ای مرجعهم الی النار و بیس المهاد المستقر جهنم قوله أ فمن یعلم أنما أنزل إلیک این آیت در شأن حمزه فرو آمد و بو جهل و حمزه مردی بود مهیب با حشمت و با قوت و قریش او را عظیم حرمت داشتندی و از بطش و بأس وی هراسیدندی و تا در جاهلیت بودی پیوسته حمایت و رعایت رسول خدا ص کردی و او را دوست داشتی و از بیم وی کس را زهره نبودی که رسول را رنجانیدی وقتی بصید رفته بود بو جهل فرصت یافت با جمعی کفار مکه قصد رسول خدای کردند و او را برنجانیدند حمزه آن ساعت در آن صحرا از پی آهویی همی راند آهو روی با وی کرد بزبانی فصیح گفت ای حمزه ترا شغلی هست از صید من مهم تر و اولی تر حمزه چون آن سخن بشنید او را عجب آمد عنان باز گرفت روی بمکه نهاد هنوز در مکه نرفته بود که تقاضای دیدار جمال محمد عربی ناگاه از درون دل وی سر برزد آتش مهر وی زبانه زد با خود همی گفت کاشک محمد ص را بدیدمی نباید که دشمنی بر وی ظفر یافته باشد درین اندیشه بود که کنیزک وی پیش آمد گفت یا سیدی خبر نداری که بو جهل لعین با محمد ص چه کرد چون دانست که تو بصید بیرون رفته ای از بطش و قهر تو ایمن گشته رفت و محمد را برنجانید و زخم کرد و ناسزا گفت حمزه گفت و مرا نیز کاری عجیب پیش آمد آهویی با من سخن چنین گفت و مرا در کار محمد ص بصیرتی تمام حاصل گشت هم چنان خشم آلود برگشت و بو جهل را طلب کرد او را دید با جماعتی قریش گرد آمده چون حمزه را از دور بدیدند آن جمع از بیم وی متفرق شدند و هر یکی گریختن را گوشه ای گرفت بو جهل تنها بماند حمزه گفت ای نامرد هیچ کس ترا با محمد ص چه کارست و با وی چه حساب داری که او را رنجانی و ترا خود چه زهره آن بود که بگوشه چشم بدو بازنگری این همی گوید و کمان بر سر وی همی زند تا جراحتها در وی پدید کرد پس حمزه از وی باز گشت و بخانه خدیجه آمد رسول خدای ص چون وی را بدان صفت دید دانست که حمزه نه خود آمد که او را آورده اند و از جام هدایت او را شربتی داده اند گفت یا عم چه غم خوری از آنک بو جهل مرا بزد من از آن اندوهگین نه ام و بآنک بو جهل مرا مکافات کردی شاد نه ام شادی من بچیزی دیگر بود حمزه گفت یا محمد شادی تو در چه باشد تا من همان کنم رسول خدا ص گفت شادی من در آن بود که تو گویی لا اله الا الله محمد رسول الله حمزه در ساعت کلمه شهادت بگفت و مسلمان شد دلهای مسلمانان باسلام حمزه قوی گشت رب العالمین در شأن ایشان آیت فرستاد که أ فمن یعلم أنما أنزل إلیک من ربک الحق این حمزه است کمن هو أعمی این بو جهل است می گوید کسی که داند که آنچ بتو دادند از نامه و پیغام راست است و درست چون برابر بود با کسی که نابینا دل بود هیچ فرا حق نبیند و درنیابد آن گه گفت إنما یتذکر أولوا الألباب پند کسی پذیرد که خرد دارد حق کسی بیند که بصیرت دارد الذین یوفون بعهد الله و لا ینقضون المیثاق این تفسیر اولوا الالباب است می گوید عهدی که کردند و پیمانی که بستند روز میثاق بوفاء آن عهد باز آمدند و هیچ نقض نکردند و گفته اند وفاء عهد آنست که امر و نهی که ایشان را الزام کردند در کتاب خدا و سنت مصطفی بجای آوردند و هیچ خلاف نکردند و قیل عهده ان یطاع فلا یعصی و ان یذکر فلا ینسی و ان یشکر فلا یکفر و یراجع بالتوبة و المعذرة عند المعصیة قتاده گفت رب العزه در هیچ گناه آن مبالغت ننموده که در نقض عهد نموده که در قرآن بیست و اند جایگه آنست که بوفاء عهد می فرماید و از نقض آن بیم می دهد و الذین یصلون ما أمر الله به أن یوصل قیل هو نصرة المؤمنین و قیل صلة محمد ص و قیل الایمان بجمیع الانبیاء من غیر تفریق بینهم فی النبوة و قیل ان یوصل الزکاة بالصلاة و الصلاة بالصیام و الصیام بالحج و العمل بالقول و اکثر المفسرین علی انه الرحم امر الله بصلتها و نهی عن قطیعتها قال النبی ص اعجل الخیر ثوابا صلة الرحم و اسرع الشر عقابا البغی و یمین الصبر تدع الدیار بلاقع و عن عبد الله بن عمرو قال من اتقی ربه و وصل رحمه نسی ء له فی عمره و اثری ماله و احبه اهله و فی التوریة یا بن آدم اتق ربک و بر والدیک و صل رحمک امد لک فی عمرک و ایسر لک یسرک و اصرف عنک عسرک و یخشون ربهم یعظمونه و یخافون عذابه و یخافون سوء الحساب ای یخافون ان لا تغفر سییاتهم و لا تقبل حسناتهم و قیل سوء الحساب شدة العذاب و الحساب الجزاء و اعطاء الاستحقاق و الذین صبروا یعنی علی طاعة الله و قیل علی المرازی و المصایب و الحوادث ابتغاء وجه ربهم ای طلب رضاء الله و تعظیمه و أقاموا الصلاة المفروضة و أنفقوا مما رزقناهم سرا و علانیة یعنی الزکاة و یدرؤن بالحسنة السییة ای یدفعون بالتوبة المعصیة و بالصلة الجفوة و بالصفح السفه و بالصدقة العذاب و فی الخبر اتبع السییة الحسنة تمحها و قال معاذ بن جبل یا رسول الله اوصنی قال اذا عملت سییة فاعمل بجنبها حسنة تمحها السر بالسر و العلانیة بالعلانیة قال عبد الله بن المبارک هذه ثمانی خلال مسیرة الی ثمانیة ابواب الجنة و قال ابو بکر الوراق هذه ثمانیة جسور فمن اراد القربة من الله و الاتصال به عبرها أولیک لهم عقبی الدار یعنی العاقبة الحسنة ای اعقبهم الله الجنة من اعمالهم الصالحة فی الدنیا ای عاقبة دنیا هم لهم لا علیهم و عقبی الشی ء منتهاه و قیل کانت لهم بعد دار الدنیا جنات عدن فهی بدل من عقبی الدار جنات عدن ای دار اقامة یدخلونها قرأ ابن کثیر و ابو عمرو یدخلونها بضم الیاء و فتح الخاء می گوید در آرند ایشان را در آن بهشتها همیشه و من صلح ای هم و من صلح من آبایهم و أزواجهم جمع زوج و المراد به الزوجة و ذریاتهم اولادهم و اولاد اولادهم من کان صالحا منهم وصفهم بالصلاح لیعلم ان مجرد السبب لا یغنی و قیل الصلاح ها هنا الایمان و الملایکة یدخلون علیهم من کل باب بالتحیة و السلام تکرمة من الله لهم سلام علیکم ای یقولون سلام علیکم بما صبرتم یعنی بدل صبرکم فی الدنیا و مقاساة البلاء فالدنیا بلاء کلها فنعم عقبی الدار این عقبی همانست که آنجا گفت و العاقبة للمتقین ای نعم عاقبة العمل فی دار الدنیا الجنة قال مقاتل یدخلون علیهم فی مقدار یوم و لیلة من ایام الدنیا ثلث کرات معهم الهدایا و التحف یقولون سلام علیکم بما صبرتم روی عن انس بن مالک انه تلا هذه الآیة جنات عدن الی قوله فنعم عقبی الدار ثم قال انه خیمة من در مجوف طولها فی الهواء ستون میلا لیس فیها صدع و وصل فی کل زاویة منها اهل و لها اربعة آلاف مصراع من ذهب یقوم علی کل باب سبعون الفا من الملایکة من کل ملک منهم هدیة من الرحمن لیس مع صاحبه مثلها لا یدخلون الا باذنه بینهم و بینه حجاب و عن عبد الله بن عمرو قال قال رسول الله ص هل تدرون اول من یدخل الجنة من خلق الله قالوا الله و رسوله اعلم قال المهاجرون الذین یسد بهم الثغور و یتقی بهم المکاره یموت احدهم و حاجته فی نفسه لا یستطیع لها قضاء فیقول الله لمن یشاء من ملایکته ایتوهم فحیوهم فتأتیهم الملایکة فیدخلون علیهم من کل باب سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار و کان النبی ص یأتی قبور الشهداء علی رأس کل حول فیقول السلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار و ابو بکر و عمرو عثمان رضی الله عنهم و الذین ینقضون عهد الله ای یخالفون امر الله من بعد میثاقه ای من بعد ما وثقوا علی انفسهم لله ان یعملوا بما عهد الیهم و المیثاق مفعال من الوثاقة و هو کل عقد اکد بیمین و یقطعون ما أمر الله به أن یوصل مراد باین صلت رحم است که بنی اسراییل بنی اعمام مصطفی بودند که ایشان ولد اسحاق بودند و مصطفی ص از اولاد اسماعیل بود و بوی ایمان نیاوردند و رحم بریدند قال النبی ص اذا لم تمش الی ذی رحمک برجلک و لم تعطه من مالک فقد قطعته و یفسدون فی الأرض بالکفر و الظلم أولیک لهم اللعنة ای البعد من الرحمة و لهم سوء الدار عذاب الآخرة الله یبسط الرزق ای یوسع لمن یشاء و یقدر ای و یضیق علی من یشاء هو العالم بالاصلح لخلقه لابن لنکک قد وقف العقل فی حقیقة ذا یا فلکا دار بالنذال و بالجه ل الی کم تدور یا خرف فعاقل ما یبل انملة و جاهل بالیدین یغترف فما علی ضمن امره نقف و فرحوا بالحیاة الدنیا رضوا بها و زهدوا فی الآخرة و ما الحیاة الدنیا فی الآخرة إلا متاع متعة و بلغة لا تدوم و یقول الذین کفروا لو لا أنزل علیه آیة من ربه هذه الآیة تکون وحیا کما سأله اهل الکتاب ان ینزل علیهم کتابا من السماء و تکون معجزة کما سألته قریش ان یأتی بالملایکة قبیلا او یکون لک بیت من زخرف او حنة او کنز او یأتیهم بالموتی احیاء قل إن الله یضل من یشاء باقتراح الآیات بعد ظهور المعجزات و یهدی إلیه من أناب ای من آمن و تاب و رجع الیه بقلبه و المعنی قل یا محمد للذین طلبوا الآیة لیؤمنوا لیس هدایة من اهتدی بنزول الآیة و لاضلال من ضل بترک انزالها لکن ذلک الی مشیة الله فمن شاء اضله فلا ینفعه الآیات و من شاء وفقه للایمان فاهتدی و هذه الآیة حجة علی المعتزلة و القدریة واضحة

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.