۴ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی و الذی جاء بالصدق و آن کس که راستی آرد فردا و صدق به و راست دانسته بود وی آن را أولیک هم المتقون ۳۳ ایشانند باز پرهیزنده
لهم ما یشاؤن عند ربهم ایشانراست هر چه خواهند نزدیک خداوند ایشان ذلک جزاء المحسنین ۳۴ آنست پاداش نیکوکاران
لیکفر الله عنهم أسوأ الذی عملوا تا بسترد الله ازیشان بترکار که کردند و یجزیهم أجرهم و پاداش دهد ایشان را بمزد ایشان بأحسن الذی کانوا یعملون ۳۵ نیکوتر کاری را که میکردند
أ لیس الله بکاف عبده بسنده نیست الله رهیکان خویش را بداشت و باز داشت و یخوفونک بالذین من دونه و میترسانند ترا باین پرستیدگان جز الله و من یضلل الله فما له من هاد ۳۶ و هر که را بیراه کرد خدا او را رهنمایی نیست
و من یهد الله فما له من مضل و هر که را راه نمود الله او را بی راه کننده ای نیست أ لیس الله بعزیز ذی انتقام ۳۷ بگو الله نه تواناییست تاونده کین ستان
و لین سألتهم و اگر پرسی مشرکان را من خلق السماوات و الأرض که کی آفرید آسمانها و زمینها را لیقولن الله ناچار گویند که الله قل أ فرأیتم ما تدعون من دون الله گوی چه بینید این چه می پرستید فرود از الله إن أرادنی الله بضر اگر الله بمن گزندی خواهد هل هن کاشفات ضره ایشان باز برنده اند گزند او را أو أرادنی برحمة یا بمن بخشایشی خواهد کرد و نیکویی که بمن رسد هل هن ممسکات رحمته ایشان بازگیرنده اند بخشایش او را قل حسبی الله بگو الله مرا بخدایی بسنده است علیه یتوکل المتوکلون ۳۸ باو پشتی دارند پشتی داران و برو چسبند کارسپاران
قل یا قوم گوی ای قوم من اعملوا علی مکانتکم هم بر آن که هستید میباشید و کار میکنید إنی عامل که من هم بر آن که هستم میباشم و کار میکنم فسوف تعلمون ۳۹ من یأتیه عذاب یخزیه آری بدانید که آن کیست که باو آید عذابی که رسوا کند او را و یحل علیه عذاب مقیم ۴۰ و فرو آید بدو عذابی پاینده که بسر نیاید
إنا أنزلنا علیک الکتاب ما فروفرستادیم بر تو این نامه للناس بالحق مردمان را براستی فمن اهتدی فلنفسه هر که براه راست رود خویشتن را رود و من ضل فإنما یضل علیها و هر که بر گمراهی رود گمراهی او بر او و ما أنت علیهم بوکیل ۴۱ و تو بر ایشان خداوند و کارساز نه ای
الله یتوفی الأنفس الله اوست که می میراند هر تنی را حین موتها بهنگام مرگ او و التی لم تمت فی منامها و هر کس که بنمرده بود در خواب خویش فیمسک التی قضی علیها الموت می میراند و جان باز میستاند در خواب آن را که قضای مرگ او در رسید و یرسل الأخری و می گشاید از خواب و زنده باز می فرستد آن دیگر کس را که هنگام مرگ او در نرسید انیز إلی أجل مسمی تا بهنگامی نام زده کرده مرگ او را إن فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون ۴۲ درین آفرینش خواب نشانهاست صراح ایشان را که در اندیشند
أم اتخذوا من دون الله شفعاء فرود از الله شفیعان میگیرند قل أ و لو کانوا لا یملکون شییا و لا یعقلون ۴۳ گوی باش و اگر بر هیچ کار پادشاه نباشند و هیچیز در نیابند
قل لله الشفاعة جمیعا گوی شفاعت خدایراست بهمگی له ملک السماوات و الأرض پادشاهی آسمان و زمین او راست ثم إلیه ترجعون ۴۴ پس آن گه شما را وا او برند
و إذا ذکر الله وحده و آن گه که الله را نام برند بیکتایی اشمأزت قلوب الذین لا یؤمنون بالآخرة بر مد دلهای ایشان که به نمیگروند برستاخیز و إذا ذکر الذین من دونه و چون پیش ایشان معبودان دیگر را یاد کنند إذا هم یستبشرون ۴۵ ایشان تازه روی ورا مشکین می باشند
قل اللهم فاطر السماوات و الأرض گوی خدایا کردگار آسمان و زمین عالم الغیب و الشهادة دانای نهان و آشکارا أنت تحکم بین عبادک تو آنی که داوری بری میان بندگان خویش فی ما کانوا فیه یختلفون ۴۶ در آنچه ایشان در ان بودند خلاف رفتند و خلاف گفتند
و لو أن للذین ظلموا ما فی الأرض جمیعا و اگر ایشان را بودی که کافر شدند هر چه در زمین چیزست و مثله معه و هم چندان دیگر با آن لافتدوا به خویشتن را باز خریدندی من سوء العذاب یوم القیامة از بد عذاب آن روز رستاخیز و بدا لهم من الله و با دید آید ایشان را از الله ما لم یکونوا یحتسبون ۴۷ کاری و چیزی که هرگز در پنداره ایشان نبود
و بدا لهم سییات ما کسبوا و پیش آید ایشان را بدهای آنچه میکردند و حاق بهم ما کانوا به یستهزؤن ۴۸ و فرا سر نشست ایشان را و ببود بایشان آنچه می خندیدند از ان و افسوس میداشتند بران
فإذا مس الإنسان ضر دعانا هر گه که بمردم رسد گزندی یا رنجی خواند ما را ثم إذا خولناه نعمة منا پس چون او را نیکویی این جهانی بخشیم از نزدیک خود قال إنما أوتیته علی علم گوید این مال و این نعمت مرا بزیرکی من دادند بل هی فتنة نه چنانست که آن آزمایش او را دادند و لکن أکثرهم لا یعلمون ۴۹ لکن بیشتر ایشان نمیدانند
قد قالها الذین من قبلهم گفت همچنین ایشان که پیش ازیشان بودند فما أغنی عنهم ما کانوا یکسبون ۵۰ سود نداشت ایشان را و بکار نیامد آنچه میکردند و میساختند
فأصابهم سییات ما کسبوا تا بایشان رسید بدهای آنچه میکردند و الذین ظلموا من هؤلاء و ایشان که کافر شدند ازینان سیصیبهم سییات ما کسبوا آری بایشان رسد بدهای آنچه میکنند و ما هم بمعجزین ۵۱ و ایشان پیش نشوند و بر ما در نگذرند
أ و لم یعلموا نمیدانند أن الله یبسط الرزق لمن یشاء که الله فراخ میگستراند روزی او را که خواهد إن فی ذلک لآیات لقوم یؤمنون ۵۲ در ان نشانهایی روشن است ایشان را که بگروند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş