۴ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و إن یونس لمن المرسلین ۱۳۹ یونس از فرستادگان ما بود إذ أبق إلی الفلک المشحون ۱۴۰ آن گه که با کشتی گران بار گریخت فساهم تیر انداخت و قرعه ای زد فکان من المدحضین ۱۴۱ و هر بار بر وی افتاد فالتقمه الحوت ماهی فرو برد او را و هو ملیم ۱۴۳ و گناه او را بود و خویشتن را بجای سرزنش آورد فلو لا أنه کان من المسبحین ۱۴۳ اگر نه آن بودی که او در روزگار گذشته از ستایندگان بود و پرستگاران للبث فی بطنه می بودی در شکم آن ماهی إلی یوم یبعثون ۱۴۴ تا آن روز که خلق را برانگیختندی فنبذناه بالعراء او را با هامون انداختیم و هو سقیم ۱۴۵ و او بیمار و أنبتنا علیه و بر رویانیدیم برو شجرة من یقطین ۱۴۶ درختی گسترانیده بی ساق و أرسلناه و فرستادیم او را إلی مایة ألف أو یزیدون ۱۴۷ بصد هزار مردم و بیش از آن فآمنوا بگرویدند فمتعناهم إلی حین ۱۴۸ و ایشان را برخورداری و زندگانی دادیم درین جهان تا آن گه که اجلها در رسید فاستفتهم بپرس از ایشان أ لربک البنات و لهم البنون ۱۴۹ باش خداوند ترا دختران و ایشان را پسران أم خلقنا الملایکة إناثا و هم شاهدون ۱۵۰ یا ما چون فریشتگان میآفریدیم ایشان حاضر بودند ألا إنهم من إفکهم آگاه باشید که ایشان از دروغ زنی ایشانست لیقولون ۱۵۱ ولد الله که میگویند که الله فرزند زاد و إنهم لکاذبون ۱۵۲ ایشان دروغ زنان اند أصطفی البنات علی البنین ۱۵۳ برگزید دختران را بر پسران ما لکم کیف تحکمون ۱۵۴ چه رسید شما را چونست این حکم که میکنید و این سخن که می گویید أ فلا تذکرون ۱۵۵ در نیابید و نپذیرید أم لکم سلطان مبین ۱۵۶ یا شما را حجتی پیدا و دست آویزی درست هست فأتوا بکتابکم إن کنتم صادقین ۱۵۷ بیارید این نامه خویش که دارید از من اگر می راست گویید و جعلوا بینه و بین الجنة نسبا میان الله و میان فریشتگان نژاد ساختند و لقد علمت الجنة و بدانسته اند فریشتگان إنهم لمحضرون ۱۵۸ که پرستگاران ایشان در آتش حاضر کردنی اند سبحان الله عما یصفون ۱۵۹ پاکی و بی عیبی خدای را از ان صفت و چونی که ایشان میگویند إلا عباد الله المخلصین ۱۶۰ مگر آن صفت که بندگان مخلصان پاکدلان میکنند او را فإنکم و ما تعبدون ۱۶۱ شما و اینان که بباطل می پرستید ما أنتم علیه بفاتنین ۱۶۲ بی راه کننده نیستید کسی را برو که الله است إلا من هو صال الجحیم ۱۶۳ مگر کسی را که او خود درخواست من و دانش من بآتش شدنی است و ما منا إلا له مقام معلوم ۱۶۴ و نیست از ما هیچ کس مگر که او را ایستادن گاهی است پرستش را شناخته و دانسته و إنا لنحن الصافون ۱۶۵ و ما قطار داران ایم پرستش الله را و إنا لنحن المسبحون ۱۶۶ و ما ستایندگانیم بپاکی او را و إن کانوا لیقولون ۱۶۷ هیچ نبود مگر که میگفتند لو أن عندنا ذکرا من الأولین ۱۶۸ اگر بنزدیک ما بودی سخنی و نامه ای و باز گفتی از قصه های پیشینان لکنا عباد الله المخلصین ۱۶۹ ما بآن نامه خدای را براستی پرستگاران بودیمی و از دل پاک رهیکان فکفروا به پس بآن یاد و نامه که بایشان آمد کافر شدند فسوف یعلمون ۱۷۰ آری آگاه شوند و لقد سبقت کلمتنا بدرستی که پیش شد سخنان ما لعبادنا المرسلین ۱۷۱ بندگان فرستادگان ما را إنهم لهم المنصورون ۱۷۲ که ایشان آنند که یاری دادگان من اند إن جندنا لهم الغالبون ۱۷۳ و سپاه ما ایشان اند که آخر به آمده و از شکننده ایشانند فتول عنهم روی گردان ازیشان حتی حین ۱۷۴ تا یک چندی و أبصرهم و ایشان را سیر ببین فسوف یبصرون ۱۷۵ که ایشان روز خویش بخواهند دید أ فبعذابنا یستعجلون ۱۷۶ باش بعذاب ما می شتابند فإذا نزل بساحتهم آن گه که عذاب بدر سرایهای ایشان فرو آید فساء صباح المنذرین ۱۷۷ بدا بامداد آگاه کردگان بیم نمودگان و تول عنهم روی گردان ازیشان حتی حین ۱۷۸ تا یک چندی و أبصر فسوف یبصرون ۱۷۹ و می نگر تا بینی که ایشان چه روز بینند سبحان ربک پاکی و بی عیبی خداوند ترا رب العزة خداوند توانایی و خداوند بی همتایی عما یصفون ۱۸۰ از ان چونیها که دشمنان می گویند و سلام علی المرسلین ۱۸۱ و درود بر فرستادگان او و الحمد لله رب العالمین ۱۸۲ و ستایش نیکو الله را خداوند جهانیان

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.