۵ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی و منهم من یستمعون إلیک و از ایشان کسان اند که می نیوشند بتو أ فأنت تسمع الصم تو هیچ توانی که کران را شنوایی و لو کانوا لا یعقلون ۴۲ ایشان که کرانند نتوانند که دریابند
و منهم من ینظر إلیک و از ایشان کس است که می نگرد بتو أ فأنت تهدی العمی تو هیچ توانی که نابینایان را راه نمایی و لو کانوا لا یبصرون ۴۳ چون توانی و ایشان نمی بینند
إن الله لا یظلم الناس شییا الله بر مردمان ستم نکند هیچ و لکن الناس أنفسهم یظلمون ۴۴ لکن مردمان بر خویشتن ستم میکنند
و یوم یحشرهم و آن روز که ایشان را بهم کنیم و جمع آریم کأن لم یلبثوا گویی که ایشان را درنگ نبود پیش از آن هرگز إلا ساعة من النهار مگر یک ساعت از روز یتعارفون بینهم آشنایی با یکدیگر فرا میدهند قد خسر الذین کذبوا بلقاء الله زیان کار گشتند ایشان که دروغ شمردند رستاخیز را و شدن بخدای و دیدار او و ما کانوا مهتدین ۴۵ و ایشان بر راه نبودند
و إما نرینک و اگر بتو نماییم بعض الذی نعدهم چیزی از آنچه مشرکان قریش را می وعده دهیم أو نتوفینک یا ترا پیش بمیرانیم فإلینا مرجعهم باز گشت ایشان آخر با ما است ثم الله شهید علی ما یفعلون ۴۶ و آن گه الله گواست بر آنچه ایشان میکنند
و لکل أمة رسول هر امتی را پیغامبری است فإذا جاء رسولهم چون رسول آمد بایشان قضی بینهم بالقسط میان ایشان و میان پیغامبر ایشان کار برگزارند بداد و سزا و هم لا یظلمون ۴۷ و بر هیچ کس از ایشان ستم نجویند
و یقولون متی هذا الوعد میگویند که هنگام این خاست از گور کی است إن کنتم صادقین ۴۸ اگر می راست گویید
قل بگو لا أملک لنفسی ضرا من خویشتن را نتوان گزند باز داشتن دارم و لا نفعا و نه توان سود یافتن إلا ما شاء الله مگر آنچه الله خواهد لکل أمة أجل هلاک گشتن و مردن هر گروهی را هنگامی است إذا جاء أجلهم چون هنگام ایشان در رسد فلا یستأخرون ساعة از آن هنگام نه یک ساعت با پس نشیند و لا یستقدمون ۴۹ و نه یک ساعت پیش شوند
قل بگو أ رأیتم إن أتاکم عذابه چون بینید اگر بشما آید عذاب او بیاتا أو نهارا به شبیخون یا بروز ما ذا یستعجل منه المجرمون ۵۰ چه چیز است از آنکه بد کاران و کافران بآن می شتابند
أ ثم إذا ما وقع آمنتم به پس آنکه آن بیفتاد بخواهید گروید بآن
آلآن که اکنون است و قد کنتم به تستعجلون ۵۱ و همه عمر خویش بآن می شتابیدید
ثم قیل للذین ظلموا آن گه ستم کاران را گویند ذوقوا عذاب الخلد چشید عذاب جاویدی هل تجزون إلا بما کنتم تکسبون ۵۲ شما را پاداش دهند مگر بآنچه میکردید
و یستنبیونک خبر می پرسند از تو أ حق هو که خود راست است این خبر رستاخیز قل إی و ربی بگو آری بخدای من إنه لحق که این خبر راست است و ما أنتم بمعجزین ۵۳ و شما پیش نشوید و او را در خود عاجز نیارید
و لو أن لکل نفس ظلمت و اگر هر کسی را که و بر خود ستم کرد ما فی الأرض او را ملک بود هر چه در زمین است لافتدت به خویشتن را بآن باز خرید جوید و نیابد و أسروا الندامة و پشیمانی خویش در دل نهان دارند لما رأوا العذاب آن گه که عذاب بینند و قضی بینهم بالقسط و میان ایشان کار برگزارند بسزا و داد و هم لا یظلمون ۵۴ و بر هیچ کس از ایشان ستم نکنند
ألا آگاه باشید و بدانید
إن لله ما فی السماوات و الأرض که خدای را است هر چه در آسمان و زمین است ألا إن وعد الله حق آگاه باشید که گفت خدا راست است و لکن أکثرهم لا یعلمون ۵۵ لکن بیشتر ایشان نمیدانند
هو یحیی و یمیت اوست که مرده زنده میکند و زنده می میراند و إلیه ترجعون ۵۶ و شما را همه با او خواهند برد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş