۵ - النوبة الثانیة
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی یمحوا الله ما یشاء و یثبت مخفف قرایت ابن کثیر است و ابو عمرو و یعقوب و عاصم و مشدد قراءت باقی و عنده أم الکتاب یعنی اللوح المحفوظ یمحو منه ما یشاء و یثبت منه ما یشاء می گوید لوح محفوظ که اصل کتابها است و مایه نسختها بنزدیک اوست محو و اثبات می کند چنانک خود خواهد قومی گفتند آیت بر عموم است و تخصیص در آن نیست سعادت و شقاوت و اجل و رزق و حیاة و موت و غیر آن محو و اثبات بر همه می رود و دلیل برین قول عمر خطاب است رضی الله عنه که گفت الهی ان کنت کتبتنی شقیا فامحنی و اکتبنی سعیدا فانک قلت یمحو الله ما یشاء و یثبت و همچنین روایت کنند از عبد الله مسعود که گفت اللهم ان کنت کتبتنی فی السعداء فاثبتنی فیهم و ان کنت کتبتنی فی الاشقیاء فامحنی من الاشقیاء و اثبتنی فی السعداء فانک تمحو ما یشاء و تثبت و عندک ام الکتاب
و روی عن النبی ص انه قال الصدقة علی وجهها ای یرید بها ما عند الله و بر الوالدین و اصطناع المعروف و صلة الرحم تحول الشقا السعادة و تزید فی العمر و تقی مصارع السوء
بعضی علماء دین تخصیص درین عموم آوردند و گفتند یمحو الله ما یشاء و یثبت الا ستا الخلق و الخلق و الرزق و الاجل و السعادة و الشقاوة و هو قول ابن عباس و روی نافع عن ابن عمر قال قال رسول الله ص یمحو الله ما یشاء و یثبت الا الشقاء و السعادة و الحیاة و الموت
عکرمه روایت کند از ابن عباس که گفت هما کتابان کتاب سوی ام الکتاب یمحو الله منه ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب الذی لا یغیر منه شی ء و لا یبدل و عن علی بن ابی طلحة عن ابن عباس قال المراد به المنسوخ و الناسخ یمحوا الله یعنی یبدل الله من القرآن ما یشاء فینسخه و یثبت ما یشاء فلا یبدله و عنده أم الکتاب ای جملة ذلک و عنده فی ام الکتاب الناسخ و المنسوخ
کلبی گفت محو آنست که فریشتگان حفظه هر روز پنج شنبه جریده اعمال و اقوال بندگان بر الله تعالی عرضه کنند و کردار و گفتار ایشان رمزات و لحظات ایشان همه نبشته هر چه در آن ثواب و عقاب نبود چنانک بنده بسر زبان فرا گوید که اکلت و شربت دخلت و خرجت وی در آن راست گوی بود و در آن هیچ ثواب و عقاب نبود آن همه محو کنند از دیوان وی و آنچ در آن ثواب و عقاب بود اثبات کنند
عکرمه گفت محو آنست که چون بنده عاصی توبه کند رب العزه آن معاصی از دیوان وی بر گیرد و اثبات آنست که بجای آن معاصی حسنات نهد چنانک گفت فأولیک یبدل الله سییاتهم حسنات و گفته اند یمحو الله ما یشاء من الباطل و یثبت ما یشاء من الحق همانست که جای دیگر گفت جاء الحق و زهق الباطل
امیر المؤمنین علی ع گفت یمحو الله ما یشاء من القرون
کقوله و کم أهلکنا قبلهم من قرن و یثبت ما یشاء من القرون کقوله ثم أنشأنا من بعدهم قرنا آخرین
قومی جهانداران ازین جهان می برد آن محو است دیگران بجای ایشان می نشاند آن اثبات است همانست که پدران می روند و پسران بجای ایشان می نشینند
محمد بن کعب القرظی همین گفت اذا ولد الانسان اثبت اجله و رزقه و اذا مات محی اجله و رزقه
سدی گفت یمحو الله ما یشاء یعنی القمر و یثبت یعنی الشمس بیانه فی قوله تعالی فمحونا آیة اللیل و جعلنا آیة النهار مبصرة و گفته اند محو و اثبات فناء دنیاست و بقاء عقبی کقوله ما عندکم ینفد و ما عند الله باق
و قیل یمحو ما یشاء من اعضاء الاموات فی قبورهم و ابشارهم و شعورهم و یثبت الارواح فلا تغیرها عن حالها حتی یردها الی النفوس و قیل یمحو الله ما یشاء و یثبت یعنی یمحق الله الربا و یربی الصدقات و گفته اند این محو و اثبات را روزی و وقتی معین نام زد نیست که رب العزه می گوید کل یوم هو فی شأن یعنی محوا و اثباتا قومی گفتند روز پنج شنبه است چنانک بیان کردیم در اقوال قومی گفتند دهم ماه رجب است قومی گفتند شب قدر است یعنی لیلة التقدیر و درست آنست که مصطفی ص گفت بروایت ابو الدرداء و جماعتی صحابه و خبر در صحیح است قال رسول الله ص ینزل الله تعالی فی آخر ثلث ساعات یبقین من اللیل فیفتح الذکر فی الساعة الاولی الذی لا یراه احد غیره فیمحو ما یشاء و یثبت ثم ینزل فی الساعة الثانیة الی جنة عدن و هی داره التی لم ترها غیره و لم یخطر علی قلب بشر و هی مسکنه لا یسکنها من بنی آدم غیر ثلاثة النبیین و الصدیقین و الشهداء ثم یقول طوبی لمن دخلک ثم ینزل فی الساعة الثالثة الی السماء الدنیا بروحه و ملایکته فتنتفض فیقول قومی بعزتی فیطلع الی عباده یقول الا هل من مستغفر یستغفرنی فاغفر له الا هل من سایل یسیلنی فاعطیه الا هل من داع یدعونی فاجیبه حتی یکون صلاة الفجر
و لذلک یقول الله عز و جل و قرآن الفجر إن قرآن الفجر کان مشهودا یشهده الله و ملایکة اللیل و ملایکة النهار و عنده أم الکتاب یعنی اللوح المحفوظ و هو اصل کل کتاب فیه ما خلق و ما لم یخلق و عن عطاء عن ابن عباس قال ان الله تعالی لوحا محفوظا مسیرة خمس مایة عام من درة بیضاء لها دفتان من یاقوتة لله فیه کل یوم ثلاثمایة و ستون لحظة یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب
و إن ما نرینک یعنی ان اریناک بعض الذی نعدهم من العذاب و قیل من اظهار دین الاسلام علی الدین کله أو نتوفینک قبل ان نریک ذلک فلیس علیک الا البلاغ کفروا هم به او آمنوا ای لیس علیک الا البلاغ کیف ما صارت حالهم فإنما علیک البلاغ یرید تبلیغ الرسالة و علینا الحساب المجازاة
أ و لم یروا این آیت بیان تحقیق آن وعده است که ایشان را داد از عذاب دشمن و نصرت رسول و مؤمنان و اظهار دین اسلام بر دینها أ و لم یروا یعنی اهل مکة أنا نأتی الأرض ای نفتح کل یوم للمسلمین شییا فشییا فننقص من بلاد الکفر و نزید فی بلاد الاسلام فینقص الکفار و یزید المسلمون فکیف لا یعتبرن نظیره قوله أ فلا یرون أنا نأتی الأرض ننقصها من أطرافها أ فهم الغالبون عکرمه و مجاهد و ابن عباس گفتند ننقصها من أطرافها آنست که هر چه در دنیا آباد است از آن شهر شهر و جای جای بروزگار خراب می شود و خلق می کاهد و از ثمار و نبات برکت می رود تا آن گه که در عالم خود یک گوشه آبادان نماند و در بعضی اخبار آورده اند که رسول خدا ص جبرییل را گفت بعد از من هیچ دانسته ای که ترا بزمین فرستند یا نه گفت یا رسول الله سه بار فرو آیم یک بار فرود آیم و شفقت و مهربانی از دلها بر گیرم دیگر بار فرو آیم و امانت و برکت از میان خلق بردارم سوم بار فرو آیم و قرآن از میان خلق بآسمان باز برم
و قیل هذه الآیة و عد من الله عز و جل بخراب الدنیا و فناء اهلها کقوله تعالی کل من علیها فان و قال تعالی کل شی ء هالک إلا وجهه و قیل ننقصها من أطرافها بموت العلماء و الفقهاء و فی ذلک ما
روی ابو هریرة قال قال رسول الله ص فی قوله نأتی الأرض ننقصها من أطرافها قال ذهاب العلماء
و عن ابی الدرداء قال قال رسول الله ص خذوا العلم قبل ان یذهب قلنا فکیف یذهب العلم و القرآن بین اظهرنا قد اثبته الله فی قلوبنا و اثبتناه فی مصاحفنا نقرأه و نقریه ابناینا فغضب ثم قال و هل ضلت الیهود و النصاری الا و التوراة بین اظهرهم ذهاب العلم ذهاب العلماء
و عن عبد الله بن عمرو بن العاص قال سمعت رسول الله ص یقول ان الله لا یقبض العلم انتزاعا ینتزعه من الناس و لکن یقبض العلم بقبض العلماء حتی اذا لم یبق عالم اتخذوا الناس رؤسا جهالا فسیلوا فافتوا بغیر علم فضلوا و اضلوا
و عن ابی الدرداء انه قال یا اهل حمص ما لی اری علماء کم یذهبون و جهالکم لا یتعلمون و اراکم قد اقبلتم علی ما تکفل لکم و ضیعتم ما وکلتم به اعملوا قبل ان یرفع العلم فان رفع العلم بذهاب العلماء
و قال علی ع انما مثل العلماء کمثل الاکف اذا قطعت کف لم تعد
و قال ابن مسعود موت العالم ثلمة فی الاسلام لا یسدها شی ء ما اختلف اللیل و النهار
و سیل سعید بن جبیر ما علامة هلاک الناس قال هلاک علمایهم و الله یحکم لا معقب لحکمه التعقیب رد الحکم بعد فصله أی لا احد یتبع ما حکم فیغیره و المعنی لا ناقض لحکمه و لا راد لقضایه و امره و لا مغیر لارادته و هو سریع الحساب حسابه لاعمالهم اسرع من لمح البصر لا یشغله محاسبة احدهم عن محاسبة الآخرین لا یحتاج الی تأمل و تفکر و عقد بالید و قیل سریع الحساب سریع الجزاء
و قد مکر الذین من قبلهم یعنی کفار الامم الحالیة کفروا و مکروا بانبیایهم و احتالوا فی ابطال دین الله و المکر ارادة المکروه فی خفیة میگوید پیش از مشرکان مکه کافران بودند که با پیغامبران خویش مکر ساختند و در ابطال دین حق ساز بد نهانی بر دست گرفتند چنانک این مشرکان با تو ساز بد می سازند آن گه گفت فلله المکر جمیعا ای المکر المؤثر مکره ای محمد مکر که تأثیر کند مکر خدای است که اسباب مکر همه بید خدای تعالی است فبیده الخیر و الشر و النفع و الضر فلا یضر مکر احد احدا الا من اراد الله ضره و فی الخبر عن ابن عباس قال کان النبی ص یدعو بهذا الدعاء رب اعنی و لا تعن علی و انصرنی و لا تنصر علی و امکر لی و لا تمکر علی
و قیل المکر من الله سبحانه التدبیر بالحق مکر چون اضافت با حق جل جلاله کنند از تراجع پاک بود و مکر مخلوق نه همچنین تعجب اضافت با حق کنند و از استنکار پاک بود و تعجب مخلوق نه و صبر حق از عجز پاک بود و صبر مخلوق نه و غضب حق از ضجر پاک بود و غضب مخلوق نه هم نامی هست اما هم صفتی نیست که چون وی جل جلاله هیچ کس و هیچیز نیست لیس کمثله شی ء یعلم ما تکسب کل نفس لا یخفی علیه مکرهم فیجازیهم علیه و سیعلم الکافر بلفظ الواحد قرأه ابن کثیر و ابو عمرو و هو ابلیس یعلم جواب قوله أنا خیر منه و قرأ الباقون بلفظ الجمع سیعلم الکفار و هم قریش حین قالت أی الفریقین خیر مقاما و أحسن ندیا لمن عقبی الدار هذه اللام تدل علی العاقبة المحمودة کما ان علی تدل علی المذمومة و هذا وعید الکفار ای سیعلمون اذا قدموا علی ربهم لمن العاقبة المحمودة لهم ام للمسلمین
و یقول الذین کفروا لست مرسلا این کعب اشرف است و اصحاب وی ازین سران جهودان که نبوت مصطفی را منکر بودند و می گفتند لست مرسلا و عن ابن عباس قال قدم علی رسول الله ص اسقف من الیمن فقال له رسول الله ص هل تجدنی فی الانجیل رسولا قال لا فانزل الله تعالی قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم انی رسوله الیکم و شهیدا منصوب علی التمییز و قیل علی الحال و قیل الشهید فی هذا الموضع بمعنی الحکم سوغ ذلک و اجازه ان الحکومات لا تقوم الا بالشهادات و من عنده علم الکتاب هو عبد الله بن سلام و سلمان و تمیم الداری و من آمن من اهل الکتابین التوراة و الانجیل
گفته اند که الله تعالی در قرآن چهار جای عبد الله سلام را ستوده و کرامت و نواخت بر وی نهاده امام اهل تورات بود در شام چون خبر بعثت مصطفی ص شنید برخاست و قصد مدینه کرد و در تورات نعت و صفت مصطفی ص نیک شناخته بود و دانسته بیامد تا از وی مسایل پرسد و خبر عیان گردد و علم الیقین بنبوت و رسالت وی حاصل شود و در راه که می آمد کاروانی دید از مسلمانان که سوی شام می شدند یکی از یاران رسول این آیت می خواند یا أیها الذین أوتوا الکتاب آمنوا بما نزلنا مصدقا لما معکم من قبل أن نطمس وجوها آن خواندن در وی اثر کرد و او را در صحت نبوت مصطفی ص یقین افزود و دست بروی خود می برد که مبادا که روی من مسخ کنند ایمان بوی نیاورده چون بمدینه آمد نزدیک رسول خدا از وی مسیله ها پرسید چنانک در اخبار بیارند گویند چهل مسیله پرسید و گویند که هزار مسیله پرسید و رسول خدا ص همه از وحی جواب میداد آن گه مسلمان شد و گفت یا رسول الله قومی از پی من می آیند چون در رسند ایشان را باسلام دعوت کن تا مگر ایشان نیز مسلمان شوند چون آن قوم بیامدند رسول خدا عبد الله سلام را در خانه ای بنشاند و ایشان را پرسید که در عبد الله چه گویید ایشان بر وی ثناها کردند و نیکوییها گفتند که امامنا و سیدنا و اعلم من بقی علی وجه الارض بالتوریة عبد الله از خانه بیرون آمد و گفت ای قوم بدانید که آنچ در تورات خوانده ایم و دانسته از نعت و صفت پیغامبر آخر الزمان همه صفت و نعت محمدست و بدرستی و راستی که پیغامبر است و من که عبد الله ام بنبوت و رسالت وی گواهی میدهم اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله ایشان همه برمیدند و سخن در حق وی باز گردانیدند و ناسزا گفتند که هو سفیهنا و شرنا پس رب العالمین در مقابل آن جفاهای ایشان بر وی ثنا گفت و او را بستود و آیتها در قرآن بشأن وی فرو فرستاد یکی اینست که و من عنده علم الکتاب یعنی عبد الله بن سلام و قیل هو علی بن ابی طالب ع و قیل هو الله عز و جل و تقدیره کفی بالله الذی عنده علم الکتاب شهیدا بینی و بینکم و دلیله قراءة من قرأ و من عنده علم الکتاب و باین قراءت معنی آنست که میان من و شما داور و گواه الله تعالی است خداوندی که از نزدیک اوست علم دین و قرآن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş