۶ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و من أعرض عن ذکری هر که روی گرداند از باد و سخن من فإن له معیشة ضنکا او راست زیستی بتنگی و سختی و نحشره یوم القیامة أعمی ۱۲۴ و بینگیزیم فردا او را چنان که نه حجت بیند خود را نه عذر قال رب لم حشرتنی أعمی گوید خداوند من چرا مرا چنین انگیختی و قد کنت بصیرا ۱۲۵ و من چاره خویش و حجت و دسترس خویش دیدمی قال کذلک أتتک الله گوید او را هم چنان که بتو آمد آیاتنا فنسیتها پیغامها و بگذاشتی آن را و کذلک الیوم تنسی ۱۲۶ امروز هم چنان ترا بگذاریم و کذلک نجزی من أسرف و هم چنان پاداش دهیم آن کس را که بگزاف رود و لم یؤمن بآیات ربه و بنگرود بسخنان خداوند خویش و لعذاب الآخرة أشد و أبقی ۱۲۷ و عذاب آن جهان سخت تر پاینده تر از عذاب این جهان أ فلم یهد لهم باز ننمود بایشان کم أهلکنا قبلهم من القرون که چند هلاک کردیم پیش از ایشان از گروه گروه یمشون فی مساکنهم می روند در جایگاه های گذاشته پس ایشان إن فی ذلک لآیات لأولی النهی ۱۲۸ درین که نمودیم نشانهاست زیرکان را و خردمندان را و لو لا کلمة سبقت من ربک گرنه سخنی بودی پیش رفته از خداوند تو لکان لزاما در پیچیدندی در ایشان و در رسیدندی و فرو گرفتندی عذاب خداوند تو و أجل مسمی ۱۲۹ و اگر نه روزهای پسین نام زد کرده بودی فاصبر علی ما یقولون شکیبایی کن بر آنچه ترا میگویند و سبح بحمد ربک بپاکی بستای و بسزاواری یاد کن و پاک دان خداوند خویش را قبل طلوع الشمس و قبل غروبها پیش از بر آمدن آفتاب و پیش از فرو شدن آن و من آناء اللیل فسبح و از ساعتهای شب هم بستای او را و نماز کن و أطراف النهار و بر گوشه های روز لعلک ترضی ۱۳۰ تا مگر ترا خشنود کند تا خشنود شوی و لا تمدن عینیک و مکش نگرستن دو چشم خویش را إلی ما متعنا به بآنچه بر خود دار کردیم و فرا داشتیم بآن أزواجا منهم مردی چند وزنی چند از ایشان زهرة الحیاة الدنیا شکوفه این جهانی که بیفروزد و به نپاید لنفتنهم فیه تا ایشان را بآن فنته می کنیم و می آزماییم و رزق ربک خیر و أبقی ۱۳۱ و روزی خداوند تو روز بروز به و برکت آن پاینده تر و أمر أهلک بالصلاة و کسان خویش را بنماز فرمای و اصطبر علیها و خود بر نماز کردن شکیبایی کن لا نسیلک رزقا از تو نمی خواهیم که داشت خودساز و خود را روزی ده نحن نرزقک ما خود ترا داریم و روزی رسانیم و العاقبة للتقوی ۱۳۲ و سرانجام پیروزی بپرهیزگاری است و قالوا لو لا یأتینا بآیة من ربه میگویند چرا بما نشانی و معجزه ای نیارد از خداوند خویش أ و لم تأتهم نرسید بایشان بینة ما فی الصحف الأولی ۱۳۳ خبر درست من از کتابهای پیشین و لو أنا أهلکناهم بعذاب من قبله و اگر ما ایشان را هلاک کردیمی بعذابی پیش از پیغام لقالوا ربنا ایشان گفتندی خداوند ما لو لا أرسلت إلینا رسولا چرا رسولی نفرستادی بما فنتبع آیاتک تا ما پذیرفتیمی و متابعت کردیمی سخنان تو من قبل أن نذل و نخزی ۱۳۴ پیش از آنکه ما خوار گشتیمی و رسوا قل کل متربص فتربصوا بگوی ما چشم داریم و شما می دارید فستعلمون آری بدانید من أصحاب الصراط السوی که خداوندان راه راست که اند و من اهتدی ۱۳۵ و بدانید که راهبران بصواب که اند

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.