۶ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و أوحی ربک إلی النحل خداوند تو آگاهی افکند زنبور عسل را أن اتخذی من الجبال بیوتا که خانه گیرید در کوه ها و من الشجر و مما یعرشون ۶۸ و در درخت و در بنایی که سازند ثم کلی من کل الثمرات پس میخورید از گل هر میوه ای فاسلکی سبل ربک در شوید در این راهها که الله تعالی شما را ساخت ذللا فرمانروا خویشتن بیفکنده و مسخر شده یخرج من بطونها می بیرون آید از شکمهای ایشان شراب مختلف ألوانه شرابی رنگارنگ فیه شفاء للناس در آن شرابست شفای مردمان إن فی ذلک لآیة لقوم یتفکرون ۶۹ در آن نشانست ایشان را که در اندیشند و الله خلقکم و الله تعالی بیافرید شما را ثم یتوفاکم پس هم او میراند شما را و منکم من یرد و از شما کس است که او را به پس باز برند إلی أرذل العمر با بترینه عمر و بترینه زندگانی لکی لا یعلم بعد علم شییا تا بنداند و یاد ندارد هیچیز پس آنک یاد داشت و دانست إن الله علیم قدیر ۷۰که الله تعالی داناست و توانا و الله فضل بعضکم علی بعض فی الرزق و خدای فضل داد و افزونی لختی را از شما بر لختی در روزی فما الذین فضلوا برادی رزقهم هر خداونده ای چیزی از آنچ داده با پس نمی باید داد علی ما ملکت أیمانهم با برده خویش فهم فیه سواء تا برده و خداوند در آن یکدیگر را انباز باشند هم سان أ فبنعمة الله یجحدون ۷۱ بکتاب من که الله تعالی ام می منکر شوند و جحود می آرند و الله جعل لکم من أنفسکم أزواجا و الله تعالی آفرید شما را و کرد شما را هم از شما جفتانی و جعل لکم من أزواجکم و شما را آفرید و داد از جفتان شما بنین و حفدة پسران و فرزندزادگان و رزقکم من الطیبات و شما را روزی داد از پاکها و خوشها أ فبالباطل یؤمنون پس به بیهوده و ناچیز می گروند و بنعمت الله هم یکفرون ۷۲ و بخدایی الله تعالی کافر می شوند و یعبدون من دون الله و می پرستند جز از الله تعالی ما لا یملک لهم رزقا من السماوات و الأرض شییا چیزی را که ندارد ایشان را روزی از آسمان و زمین هیچ و لا یستطیعون ۷۳ و نه از آسمان آب توانند آورد و نه از زمین نبات فلا تضربوا لله الأمثال خدای تعالی را انباز مگویید و او را همتا مسازید إن الله یعلم و أنتم لا تعلمون ۷۴ خدای تعالی داند و شما ندانید ضرب الله مثلا مثل زد الله تعالی خویشتن را عبدا مملوکا بنده ای بود درم خریده لا یقدر علی شی ء بر هیچیز از داشت و بند و گشاد نه پادشاه و من رزقناه منا و دیگری که آزاد بود مرو را روزی دادیم رزقا حسنا حالی فراخ و توانی فراخ و جهانی فراخ فهو ینفق منه سرا و جهرا و او می بخشد از آن نهان و آشکارا هل یستوون ایشان هر دو یکسان باشند الحمد لله ستایش نیکو الله تعالی را بل أکثرهم لا یعلمون ۷۵ که بیشتر ایشان نادانانند و ضرب الله مثلا و الله تعالی مثلی زد رجلین أحدهما أبکم دو مرد یکی از ایشان گنگ لا یقدر علی شی ء بر هیچیز نه پادشاه و توانا و هو کل علی مولاه و بر خداوند خویش باری گران أینما یوجهه هر جا که روی کند لا یأت بخیر وی را هیچ نیکی نیارد هل یستوی هو یکسان بود او و من یأمر بالعدل و آن سخن گوی بداد فرمان نیکو گوی و هو علی صراط مستقیم ۷۶ و او بر راه راست و لله غیب السماوات و الأرض و خدای تعالی راست دانش پوشیدههای آسمان و زمین و ما أمر الساعة و نیست کار خاستن رستاخیز که هنگام آید إلا کلمح البصر أو هو أقرب مگر چون تاوش چشم و از آن نزدیکتر إن الله علی کل شی ء قدیر ۷۷ الله تعالی بر همه چیز تواناست و پادشاه

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.