۶ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی یا أیها الناس ای مردمان قد جاءتکم موعظة من ربکم آمد بشما پندی از خداوند شما و شفاء لما فی الصدور و شفا و آسانی آن را که در دلها بود و هدی و رحمة للمؤمنین ۵۷ و راه نمونی و مهربانی گرویدگان را
قل بفضل الله و برحمته گوی بفضل خدای و رحمت او فبذلک فلیفرحوا بآن شاد باشید و خرم هو خیر مما یجمعون ۵۸ فضل خدای به است از آنچه شما گرد میکنید در دنیا
قل أ رأیتم گوی چه بینید ما أنزل الله لکم من رزق آنچه الله شما را فرستاد از آسمان از روزی فجعلتم منه حراما و حلالا شما فرا ایستادید و از آن بخویشتن حرام ساختید و حلال ساختید قل آلله أذن لکم گوی الله شما را دستوری داد أم علی الله تفترون ۵۹ یا بر الله دروغ می سازید
و ما ظن الذین یفترون علی الله الکذب چه می پندارند ایشان که بر خدای می دروغ سازند یوم القیامة روز رستاخیز
إن الله لذو فضل علی الناس الله با فضل است بر مردمان و لکن أکثرهم لا یشکرون ۶۰ لکن بیشتر ایشان از الله بآزادی نه اند نه با او آشنااند
و ما تکون فی شأن در هیچ کار نباشی تو و ما تتلوا منه من قرآن و ازین قرآن هیچ چیز نخوانی و لا تعملون من عمل و هیچ کار نکنید إلا کنا علیکم شهودا مگر ما بر شما گواه باشیم إذ تفیضون فیه آن گه که می باشید در کار و میروید در آن و ما یعزب عن ربک و دور نیست و غایب از خداوند تو من مثقال ذرة هام سنگ یک ذره فی الأرض و لا فی السماء نه در زمین و نه در آسمان و لا أصغر من ذلک و لا أکبر و نه کم از ذره ای و نه مه از آن إلا فی کتاب مبین ۶۱ مگر که در نوشته ایست پیدای روشن درست
ألا إن أولیاء الله آگاه بید که اولیای خدا آنند که باو گروند لا خوف علیهم و لا هم یحزنون ۶۲ ور ایشان فردا نه بیم است و نه اندوهگن باشند
الذین آمنوا ایشان که باو بگرویدند و کانوا یتقون ۶۳ و آزرم میداشتند و پرهیزگار بودند
لهم البشری فی الحیاة الدنیا و فی الآخرة ایشان را بشارت است درین جهان و در آن جهان لا تبدیل لکلمات الله بدل کردن نیست سخنان خدای را و وعدهای او ذٰلک هو الفوز العظیم ۶۴ آنست پیروزی بزرگوار
و لا یحزنک قولهم اندوهگن مکناد ترا سخن ایشان إن العزة لله جمیعا خدایی الله راست بهمگی و توانایی در همه کار و توانستن با همه کس هو السمیع العلیم ۶۵ او شنواست دانا
ألا إن لله من فی السماوات و من فی الأرض آگاه بید که الله راست هر چه در آسمان و زمین چیز و کس است و ما یتبع الذین یدعون من دون الله شرکاء بچه چیزی می پی برند ایشان که جز از الله انبازان می خوانند إن یتبعون إلا الظن بر چه اعتماد میکنند جز از پندار که پی می برند و إن هم إلا یخرصون ۶۶ و جز از دروغ روشن که میگویند
هو الذی جعل لکم اللیل اوست که شما را شب آفرید لتسکنوا فیه تا درو بیارامید و النهار مبصرا و روز روشن آفرید تا درو بینند إن فی ذلک لآیات در آن نشانهای روشن است توانایی و دانایی الله را لقوم یسمعون ۶۷ ایشان را که بشنوند
قالوا اتخذ الله ولدا گفتند که الله فرزند گرفت سبحانه پاکی و بی عیبی و بی فرزندی الله راست هو الغنی او بی نیاز است و پاک است له ما فی السماوات و ما فی الأرض او راست هر چه در هفت آسمان و هفت زمین است إن عندکم من سلطان بهذا نیست بنزدیک شما این سخن را هیچ عذر و هیچ حجت أ تقولون علی الله ما لا تعلمون ۶۸ بر خدای چیزی می گویید که آن را ندانید
قل إن الذین یفترون علی الله الکذب بگوی ایشان که بر خدای دروغ می سازند لا یفلحون ۶۹ نیک نیابند
متاع فی الدنیا یک چند ایشان را درین جهان فرا دارند ثم إلینا مرجعهم و آن گه بازگشت ایشان با ما ثم نذیقهم العذاب الشدید و آن گه بچشانیم ایشان را عذاب سخت بما کانوا یکفرون ۷۰ بآنچه حق فرا می پوشیدند و کافر می شدند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş