۸ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولیاء بعض مؤمنان مردان و زنان یاران یکدیگراند یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر میفرمایند بپسندیده و می باز زنند از ناپسندیده و یقیمون الصلاة و نماز بپای میدارند و یؤتون الزکاة و از مال زکاة می دهند و یطیعون الله و رسوله و فرمان می برند خدای را و رسول او را أولیک سیرحمهم الله ایشان آنند که خدای ور ایشان رحمت کند إن الله عزیز حکیم ۷۱ خدای تواناست و دانا وعد الله المؤمنین و المؤمنات وعده داد خدای گرویدگان را زنان و مردان جنات تجری من تحتها الأنهار بهشتهایی که میرود زیر درختان آن جویهای روان خالدین فیها جاوید در آن و مساکن طیبة بر آرامگاهها و نشستگاههای خوش فی جنات عدن در بهشتهای پایندگی و رضوان من الله أکبر و خشنودی از خدای که ایشان را پسندید از همه مه ذلک هو الفوز العظیم ۷۲ آنست آن پیروزی بزرگوار یا أیها النبی ای پیغامبر جاهد الکفار و المنافقین واکوش وا کافران و با منافقان و اغلظ علیهم و درشت باش ور ایشان و مأواهم جهنم و بازگشتگاه ایشان دوزخ و بیس المصیر ۷۳ و بد جایگاه و بد شدن گاه یحلفون بالله سوگند میخورند بخدای ما قالوا که آن نگفتند و لقد قالوا کلمة الکفر و گفتند کلمه کفر و کفروا بعد إسلامهم و کافر شدند پس مسلمانی خویش و هموا بما لم ینالوا و نهیب بردند و آهنگ کردند بآن چیز که بآن می نرسیدند و بدست نیامد و ما نقموا و کین باز نخواستند و کین نگرفتند و ناپسندیدند إلا أن أغناهم الله و رسوله من فضله مگر آنکه بی نیاز کرد خدای ایشان را و رسول او از فضل خویش فإن یتوبوا یک خیرا لهم اگر توبت کنند آن به ایشان را و إن یتولوا و اگر بر گردند از توبه و پشیمانی یعذبهم الله عذابا ألیما فی الدنیا و الآخرة عذاب کند ایشان را خدای عذابی دردناک در دنیا و آخرت و ما لهم فی الأرض من ولی و لا نصیر ۷۴ و ایشان را نیست در زمین نه پشتی وانی و نه یاری و منهم من عاهد الله و از ایشان کس است که پیمان کرد با خدای لین آتانا من فضله و گفت اگر ما را از فضل خویش چیزی دهد لنصدقن ما بهمه حال صدقه دهیم و لنکونن من الصالحین ۷۵ و در آن مال از نیکان باشیم فلما آتاهم من فضله چون بداد خدای ایشان را از فضل خویش بخلوا به بآن فضل او بخیل آمدند و تولوا و از آن پیمان و عهد برگشتند و هم معرضون ۷۶ و از وفا روی گردانیدند فأعقبهم نفاقا فی قلوبهم بر پی آن عهد شکستن ایشان خدای در دل ایشان نفاق افکند إلی یوم یلقونه تا که می بود و آن نفاق در دل ایشان تا آن روز که با آن او را بیند بما أخلفوا الله ما وعدوه بآنچه با خدای خلف آوردند و پیمان شکستند در آن عهد که با وی کرده بودند و بما کانوا یکذبون ۷۷ و بآن دروغ که میگفتند أ لم یعلموا نمیدانند أن الله یعلم سرهم و نجواهم که خدای میداند پوشیده ایشان و راز ایشان و أن الله علام الغیوب ۷۸ و خدای دانا است بهمه پوشیده ها

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.