بخش ۲۸ - ۸ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قول تعالی و ظللنا علیکم الغمام و سایه کردیم بر شما میغ و أنزلنا علیکم فرو فرستادیم بر شما از میغ المن و السلوی ترنجبین و مرغ سلوی کلوا من طیبات ما رزقناکم میخورید از پاکیها و خوشیها از آنچه شما را روزی کردیم بی رنج بردن و بی جستن و ما ظلمونا و ستم نه بر ما کردند و لکن کانوا أنفسهم یظلمون لکن ستم بر خویشتن کردند و إذ قلنا ادخلوا و گفتیم ایشان را که در روید هذه القریة درین شهر بیت المقدس فکلوا منها میخورید از آن حیث شیتم هر جا که خواهید رغدا آسان و فراخ و ادخلوا الباب سجدا و چون در روید پشت خم داده در روید و قولوا حطة و می گویید حطه حطه فرو نه از ما گناهان نغفر لکم خطایاکم تا بیامرزیم شما را گناهان شما و سنزید المحسنین و ما نیکو کاران را به نیکویی بیفزاییم فبدل الذین ظلموا بدل کردند آن ستمکاران آن سخن که ایشان را فرمودیم قولا غیر الذی قیل لهم بسخنی جز زانک ایشان را گفتند فأنزلنا علی الذین ظلموا فرو فرستادیم بر ایشان که بر خود ستم کردند رجزا من السماء عذابی از آسمان بما کانوا یفسقون بآنچه از فرمان بیرون شدند و إذ استسقی موسی لقومه موسی آب خواست قوم خویش را در تیه فقلنا گفتیم او را اضرب بعصاک الحجر عصای خود بر سنک زن فانفجرت منه پس از آن بیرون گشاد اثنتا عشرة عینا دوازده چشمه قد علم کل أناس مشربهم مردمان همه میدانستند هر سبطی آبشخور ایشان کلوا و اشربوا ایشان را گفتند میخورید و می آشامید من رزق الله از آنچه روزی داد الله شما را بی رنج و بی جستن و لا تعثوا فی الأرض مفسدین و بگزاف و تباهکاری و خود کامی در زمین مروید و إذ قلتم یا موسی موسی را گفتید لن نصبر علی طعام واحد شکیبایی نمیتوانیم کرد بر یک طعام فادع لنا ربک خداوند خود را خوان و از وی خواه یخرج لنا تا بیرون آرد ما را مما تنبت الأرض از آنچه زمین رویاند از خود من بقلها از تره آن و قثایها و خیار آن و فومها و گندم آن و عدسها و دانچه آن و بصلها و پیاز آن قال گفت أ تستبدلون می بدل جویید الذی هو أدنی آنچه بدتر است بالذی هو خیر از آن چیزی که بهست اهبطوا مصرا از آن تیه و بیابان فروشید در شهر فإن لکم ما سألتم که شما را دهند آنچه میخواهید و ضربت علیهم الذلة و بریشان زدند خواری در دلهای خلق و سستی در چشمها و المسکنة و فرومایگی و فروتنی و باؤ بغضب من الله و خویشتن بخشم خدا آوردند و بخشم خدا باز گشتند ذلک بأنهم کانوا یکفرون بآیات الله آن بدان بود که بآیات و سخنان خداوند خویش کافر می شدند و یقتلون النبیین بغیر الحق و میکشتند پیغامبران خود را بجور و دلیری نه بحق ذلک بما عصوا این آن بود که سر کشیدند از پذیرفتن حق و کانوا یعتدون و اندازه می درگذشتند

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.