بخش ۹۲ - ۲۹ - النوبة الثانیة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و من الناس من یتخذ من دون الله أندادا سدی گفت باین هامتایان سران و پیش روان ایشان خواهد که ایشان را در معصیت خالق طاعت میداشتند آن گه ایشان را چنان دوست میداشتند که مؤمنان الله را دوست تر دارند و هم مؤمنان خدای را دوست تر دارند که ایشان پیشوایان خود را ابن کیسان و زجاج گفتند انداد بتان اند و معنی آنست که یسوون بین الاصنام و بین الله فی المحبة و الذین آمنوا أشد ای اثبت و ادوم حبا لله گفت ایشان بتان را و خدای را عز و جل در دوستی یکسان دارند چنانک امروز بتی آرایند و پرستند و فردا دیگر بتی که در دوستی شان ثبات و دوام نیست خدای را هم چنان دوست دارند رب العزة گفت و الذین آمنوا أشد حبا لله و مؤمنان مرا به از آن دوست دارند که از ما هرگز برنگردند و بدیگری نگرایند سعید جبیر ازینجا گفت ان الله تعالی یأمر یوم القیمة من احرق نفسه فی الدنیا علی رؤیة الاصنام ان یدخلوا جهنم مع اصنامهم فیأبون لعلمهم ان عذاب جهنم علی الدوام و یقول للمؤمنین بین ایدی الکافرین ان کنتم احبایی فادخلوا جهنم فیقتحم المؤمنون النار و ینادی مناد من تحت العرش و الذین آمنوا أشد حبا لله و لو یری الذین ظلموا إذ یرون العذاب أن القوة قراءة بیشترین قراء چنین است بفتح الف و درین قراءة لو در جای اذا است بر موضع هنگام نه در معنی شرط میگوید وانگه که بینند که ایشان بر خود ستم کردند درین جهان به پرستش بتان آن گه که عذاب دوزخ بینند که قوت و توانایی همه خدایراست و قری و لو تری الذین ظلموا اذ یرون العذاب ان القوة لله جمیعا و ان الله شدید العذاب درین قراءة معنی آنست که تو بینی ظالمان را آن گه که عذاب بینند و این بر سبیل تعظیم و ترقیق و تعجیب گفت و سخن تمام شد پس ابتدا کرد و گفت أن القوة لله جمیعا و قری و لو تری الذین ظلموا اذ یرون العذاب ان القوة میگوید اگر تو بینید هم بر سبیل تعجیب و ترقیق اگر تو بینید ظالمان را آن گه که و ایشان نمایند در آن عذاب و بآن عذاب که قوت خدایراست بهمگی و خدای آنست که سخت عذابست بیان معنی آیت را قراءة قراء درهم بستم اما بتفصیل آنست که و لو تری الذین ظلموا بتاء مخاطبه مدنی و شامی و یعقوب خوانند باقی قراء بیا خوانند إذ یرون بضم یا شامی خواند باقی بفتح یا خوانند أن القوة و ان الله بکسر الف قراءة یعقوب است باقی بفتح الف خوانند عطا گفت تفسیر آیت آنست که اگر این ظالمان بینند روز قیامت آن گه که دوزخ از پانصد ساله راه روی بایشان آرد و چنانک مرغ دانه چیند ایشان را بر چیند آن گه بدانند که قوت و قدرت خداوندی و بزرگواری و پادشاهی همه الله راست و سخت عذاب و سخت گیر است إذ تبرأ الذین اتبعوا الآیة آن گه که پیشوایان بیزاری کنند و برگردند از پس روان ایشان یعنی روز قیامت آن گه که عذاب خداوند بینند پیشوایان سران و مهتران مشرکان اند و پس روان ضعفا و سفله ایشان که امروز بر پی آنان میروند و بگفت و فعل و اشارت ایشان از راه می افتند فردا در قیامت آن مهتران ایشان را گویند لم ندعکم الی الضلالة ما شما را بر بیراهی نخواندیم و نه فرمودیم و شیاطین همچنین از آدمیان بیزاری گیرند و مهتر شیاطین گوید ما أنا بمصرخکم و ما أنتم بمصرخی قوله و تقطعت بهم الأسباب الباء هاهنا بمعنی عن کقوله تعالی فسیل به خبیرا ای عنه ای و تقطعت عنهم الوصلات التی کانت بینهم فی الدنیا من العهود و المواثیق و الارحام و المودات و الانساب و الاسباب هر پیوندی که میان ایشان بود در دنیا از عهد و پیمان و دوستی و خویشی و نسب و سبب همه بریده گردد قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم کل سبب و نسب منقطع یوم القیمة إلا سببی و نسبی سدی گفت این اسباب که بریده میگردد اعمال کافرانست که فرو گذارند و ایشان را در آن ثواب ندهند همانست که جای دیگر گفت الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله أضل أعمالهم و قال تعالی و قدمنا إلی ما عملوا من عمل الآیة و قال الذین اتبعوا لو أن لنا کرة لو اینجا بمعنی لیت است پس روان گویند ای کاشک ما را باز گشتی بودی با جهان پیشین تا چنانک ایشان امروز از ما برگشتند و بیزاری کردند ما نیز ازیشان برگشتیم و بیزاری کردیم و کافران آن گه که اعمال خود را ضایع بینند همین گویند یا لیتنا نرد و لا نکذب بآیات ربنا و نکون من المؤمنین ربنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل صالحا ربنا أخرجنا نعمل صالحا غیر الذی کنا نعمل رب العزة ایشان را در آنچه گفتند دروغ زن گردانید گفت و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه و إنهم لکاذبون و این آن گه گویند که بهشت بایشان نمایند و گویند ایشان را که اگر شما مؤمنان بودید این بهشت شما را مسکن و منزل بودی پس بمیراث بمؤمنان دهند و ایشان دریغ و تحسر میخورند اینست که رب العالمین گفت کذلک یریهم الله أعمالهم حسرات علیهم و گفته اند این اعمال که در آن حسرت و پشیمانی خورند شرک ایشانست و پرستش بتان بر امید آنک تقریب است بخدای عز و جل و ذلک فی قوله ما نعبدهم إلا لیقربونا إلی الله زلفی پس چون نومیدی و عذاب بینند ایشان را حسرت باشد و حقیقت حسرت در لغت عرب بریدن است مردی که در راه منقطع شود او را منحسر گویند یعنی رفتن برو بریده گشت و بازمانده و ما هم بخارجین من النار و ایشان هرگز از آتش بیرون نیایند که نه در شمار مسلمانان اند نه آن تابع و نه آن متبوع قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم یرسل علی اهل النار البکاء فیبکون حتی تنقطع الدموع ثم یبکون الدم حتی یری فی وجوههم کهییة الا خدود لو ارسلت فیه السفن لجرت و ان الحمیم لیصب علی رؤسهم فینفذ الجمجمة حتی یخلص الی جوفه فیسیل ما فی جوفه حتی یمرق من قدمیه و هو الصهر ثم یعاد کما کان

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.