شمارهٔ ۱۱۵
م میلی
0
Altın Yaprak
هر دشمنیی که بخت بد کرد
عشق تو هم آمد و مدد کرد
دیوانگی دلم یقین شد
زان روز که دعوی خرد کرد
بدخواه متاع دوستی را
سرمایه کینه وحسد کرد
آخر بخرید بنده ای را
کاول به هزار عیب رد کرد
ای مرگ برو که غمزه او
تا آمدن تو کار خود کرد
در خواب ندیده بود میلی
آسودگیی که در لحد کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş