شمارهٔ ۱۳
م میلی
0
Altın Yaprak
بی قرار است دل اندر بدن کشته عشق
دیگر از یار ندانم چه تمنا دارد
امتحان نام نهد دل ستمی کز تو کشد
خویش را چند به این حیله شکیبا دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş