شمارهٔ ۱۷۱
م میلی
0
Altın Yaprak
با او سخنی ز من که گوید
از همچو منی سخن که گوید
با الفت و کلفت تو با دل
ز آمیزش جان و تن که گوید
مقصود تویی ز هجر یا وصل
ن که گوید
از خار و خس چمن که گوید
گر وصف تو در لباس نبود
از یوسف و پیرهن که گوید
با من که نه مرده ام نه زنده
از پیرهن و کفن که گوید
میلی سگ او مگوی خود را
خودگو که ز خویشتن که گوید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş