شمارهٔ ۱۷۷
م میلی
0
Altın Yaprak
شرح الم دوری در خامه نمی گنجد
این قصه بی پایان در نامه نمی گنجد
دل می تپد و ترسم از سینه برون افتد
کز شادی غمهایش در جامه نمی گنجد
مکتوب مرا قاصد بیهوده مبر سویش
در بزم طربناکان غمنامه نمی گنجد
حسن تو براندازد صبر و خرد و دین را
در زاویه خلوت هنگامه نمی گنجد
چون عشق به شاگردان تعلیم جنون گوید
در حلقه نادانان علامه نمی گنجد
سر در مکش ای زاهد در غمکده میلی
در مجلس سربازان عمامه نمی گنجد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş