شمارهٔ ۱۸۸
م میلی
0
Altın Yaprak
با آنکه هر زمان شوم از غصه زارتر
گردم زمان زمان به تو امیدوارتر
چون بیندم ز گریه مستانه شرمسار
در خنده می شود که شوم شرمسارتر
رنجاندم ز وعده خلافی ولی چه سود
از رنجشی ز وعده او بی مدارتر
با شوخیای چنین که نگیری دمی قرار
در دل گذر مکن که شود بی قرارتر
تا ذوق خواری از دگران بیشتر برم
از من کسی مباد به کوی تو خوارتر
غمنامه ام به غیر نمایی به این غرض
کز ناامیدی ام شود امیدوارتر
بی اعتبار پیش تو خلقی به جرم عشق
بیچاره میلی از همه بی اعتبارتر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş