شمارهٔ ۱۹
م میلی
0
Altın Yaprak
برده از راه فریبنده نگاه که ترا
راه خلقی زده ای تا زده راه که ترا
ای به هر چشم زدن ساخته صد خانه سیاه
کرده بر هم زده مژگان سیاه که ترا
زلف را سلسله جنبان بلا می کردی
تا درین سلسله انداخته آه که ترا
از حیا هیچ نمی آمدی از خانه برون
کرده بی تاب هوای سر راه که ترا
همچو میلی شده حال تو بدین گونه سیاه
که به خاطر گذرد خال سیاه که ترا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş