شمارهٔ ۱۹۲
م میلی
0
Altın Yaprak
بیا و تازه خدنگی برین خراب انداز
مرا به خاک و دلم را در اضطراب انداز
دلم که پیشتر از لطف گرم بود اکنون
به انتقام درو آتش عتاب انداز
مرا ز لذت نظاره تا کنی محروم
به یک سوال در اندیشه جواب انداز
ز بهر دعوی خون کشتگان چو شمع شوند
بیا و تفرقه در مجمع حساب انداز
بود اگر هوس سرفرازی ات میلی
سری به پای شهنشاه کامیاب انداز
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş