شمارهٔ ۱۹۸
م میلی
0
Altın Yaprak
درین غمم که مباد از نگاه دم به دمش
به آشنایی پنهان کنند متهمش
ز نامه حالت عاشق نمی توان دانست
که غیر نام تو بیرون نیاید از قلمش
ز دردمندی من غیر شاد و من خوشدل
که در نیافته بی درد لذت المش
رسیده خواری ام آنجا که بی تو هم از رشک
به پیش غیر توانم فتاد در قدمش
نیاردم به نظر از غرور و پندارد
که می روم به سر راه انتظار کمش
به این غرض ز ستم ناله می کند میلی
که یار بشنود و یاد آرد از ستمش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş