شمارهٔ ۲۱۹
م میلی
0
Altın Yaprak
دوش مستی را هم آغوش جنون می ساختم
بهر خود اسباب رسوایی فزون می ساختم
ز آتش می صحبت ما با رقیبان گرم بود
هر زمان افسرده ای را گرمخون می ساختم
بس که می دیدم ز مستی گوش بر حرف خودش
هر دم اظهار محبت را فزون می ساختم
گر خبر می داشتم از تلخکامیهای بزم
با خمار آلودگیهای برون می ساختم
تا شدم افسرده میلی حیرتی دارم که من
با چنان سوزی تمام عمر چون می ساختم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş