شمارهٔ ۲۳۶
م میلی
0
Altın Yaprak
امروز بس که خواریم در چشم گلعذاران
خواهیم بود فردا ننگ گناهکاران
چون آفتاب هرگز یک جا نگیرد آرام
از بس که جای دارد در جان بی قراران
زین سان که از خیالت دلها در اضطرابند
مشکل که رو بر آرد داغ امیدواران
دیدی گناه ما را وز جرم ما گذشتی
داغی دگر نهادی بر جان شرمساران
میلی نهاد خاطر بر محنت غریبی
با صد هزار حسرت رفت از میان یاران
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş