شمارهٔ ۲۶
م میلی
0
Altın Yaprak
دلا رسیده به جایی کمند ناله ما
که خو گرفته به مجنون وشان غزاله ما
به اهل بزم چنان جام دوستی پر داد
که ریخت لای ته شیشه در پیاله ما
به گرد خوان بلا از هجوم آه چو شمع
گره شود به گلو آتشین نواله ما
چو نافه شد دل ما بس که بود چون میلی
اسیر سلسله ای عنبرین غزاله ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş