شمارهٔ ۶
م میلی
0
Altın Yaprak
دلا بی طاقتی کم کن چو شیدا کرده ای خود را
که امروز است یا فردا که رسوا کرده ای خود را
ز انکار محبت خویش را بازی مده چندین
که بازی بازی ای دل گرم سودا کرده ای خود را
برای شکوه من رفته ای ای غیر سوی او
به این تقریب باری پیش او جا کرده ای خود را
کنی هردم شتاب نامه بردن پیش او قاصد
بدان ماند که رفته رفته شیدا کرده ای خود را
دلا پایت نمی آید ز شادی بر زمین گویا
چو میلی صید فتراک تمنا کرده ای خود را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş