شمارهٔ ۸۹
م میلی
0
Altın Yaprak
چو یار از من رمید آرام جان من که خواهد شد
چو او نامهربان شد مهربان من که خواهد شد
چو من از ناکسی بدخواه را هم رفتم از خاطر
به طعنه منفعل ساز کسان من که خواهد شد
مرا بی طاقتی ناخوانده چون آرد به بزم تو
پی رفع خجالت همزبان من که خواهد شد
ز مستی در تواضع آمد و ز اندیشه می سوزم
که دامنگیر عاشق مهربان من که خواهد شد
گمان دارم که خواهد شد شهید گلرخان میلی
نمی دانم یقین ساز گمان من که خواهد شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş