حکایت شمارهٔ ۱۱۰
م محمد بن منور
0
Altın Yaprak
آورده اند کی خواجه علی خباز از مرو بمیهنه آمد کی بجانب باورد می شد شیخ ابوسعید در مسجد نشسته بودو خواجه احمد نصر و بسیار مشایخ با هم بودند و سخنی می گفتند در میان سخن حدیث یکی از ابنای دنیا می رفت خواجه علی خباز گفت آری مردی با همت است شیخ گفت جوامردی باید آن را همت نخوانند آن را امنیت بخوانند آنکه مال را نفقه کند آن را امنیت گویند نه همت صاحب همت آن باشد که اندیشۀ او بدون خداوند بهیچ چیز فرو نیاید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş