حکایت شمارهٔ ۸۳
م محمد بن منور
0
Altın Yaprak
شیخ را پرسیدند که هر پیری را پیری بوده است پیر تو که بوده است و پیران خود را از مجاهده ضعیف کرده اند و گردن تو در زه پیرهن نمی گنجد و پیران حج کرده اند و توحج نکردۀ سبب چیست شیخ جواب داد کی می پرسی کی هر پیر را پیری بوده است پیر تو که بوده است ذلک مما علمنی ربی و آنچ می پرسی کی پیران به مجاهده خود را نحیف کرده اند و گردن تو بدین گونه که در زه پیرهن نمی گنجد ما را عجب از آن می آید کی گردن مادر هفت آسمان و زمین چون می گنجد بدینچه خدای ما را ارزانی فرموده است و آنچ می گویی که پیران سفر حجاز کرده اند و تو حج نکردۀ بس کاری نبود کی هزار فرسنگ زمین بزیر پای بازگذاری تاخانۀ زیارت کنی مرد آن مرد باشد کی اینجا نشسته بود در شبانروزی چنین خانۀ معمور زبر سر وی طواف می کند بنگریستند هرکه حاضر بود بدید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş