فی مدح زینب الکبری رثائها سلام الله علیها

م محمدحسین غروی اصفهانی
0 Altın Yaprak
شاهباز طمعم باز عندلیب شیدا شد یا که طوطی نطقم طوطی شکرخا شد رفرف خیالم رفت تا مقام او ادنی یا براق عقلم را جا بعرش اعلی شد مشتری شدم از جان مدح زهره روییرا منشی عطارد را خامه عنبر آسا شد گوهری نمایان شد از خزانۀ غیبی وز کتاب لاریبی آیه ای هویدا شد از معانی بکرم زال چرخ شد واله حسن دختر فکرم باز در تجلی شد یکه تاز فکرت را باز شد دو ته زانو تا بمحدت بانو همچو چرخ پویا شد در حریم آن خاتون ره نیابد افلاطون اسم اعظم مکنون رسم آن مسمی شد اوست بانوی مطلق در حرمسرای حق بزم غیب را رونق آن جمال زیبا شد برج عصمت کبری دخت زهرۀ زهرا کو بغرۀ غراء مهر عالم آرا شد از فصاحت گفتار و ز ملاحت رفتار سر حیدر کرار در وی آشکارا شد گلشن امامت را گلبن کرامت بود باغ استقامت را رشک شاخ طوبی شد طور علم ربانی طور حکم سبحانی با کمال انسانی در جمال حورا شد عقل بندۀ کویش عشق زندۀ بویش وامق مه رویش صد هزار عذرا شد عرش فرش درگاهش پیش کرسی جاهش در پناه هرگاهش کل ما سوی الله شد آسمان زمین بوسش ماه شمع فانوسش پرده دار ناموسش ساره بود و حوا شد کعبه الامانی بود رکنها الیمانی بود مستجار جانی بود لیک اسیر اعدا شد شد بر اشتر عریان با دلی ز غم بریان مهد عصمتش گریان ز انقلاب دنیا شد حکم بر منایا داشت مرکز بلایا گشت قبله البرایا بود کعبه الرزایا شد در سرادق عصمت در حجاب عزت بود بی حجاب و بی خرگه کوه و دشت پیما شد شد عقیلۀ عالم رهسپار شام غم چشم چشمۀ زمزم خونفشان به بطحا شد یکه شاهد وحدت دخت خسرو اسلام شمع محفل جمعی بدتر از نصاریٰ شد آنکه آستانش بود رشک جنه المأوی همچو گنج شایانش در خرابه مأوی شد

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.