شمارهٔ ۸۰
م محمدحسین غروی اصفهانی
0
Altın Yaprak
فرۀ غرای تو چشم مرا خیره کرد
طرۀ زیبای تو عقل مرا تیره کرد
برد به شیرین لبی شیرۀ جان مرا
کام مرا شکرین بردن آن شیره کرد
سلسلۀ موی تو یافت چه آشفتگی
رشتۀ عمر مرا حلقۀ زنجیره کرد
حسن تو ای مه جبین رهرو عشقم نمود
لطف تو ای نازنین طبع مرا چیره کرد
شیوۀ عاشق کشی سیرۀ معشوق ما است
آنچه به من می کند آن روش و سیره کرد
از پس عمری بزد جامۀ تقوا به نیل
مفتقر از بس که از روی و ریا زیره کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş