شمارهٔ ۲۹
م محتشم کاشانی
0
Altın Yaprak
وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک
خاک هجران بر سر وصلی که باشد مشترک
کی نشیند در زمان وصل بر خاطر غبار
گر نه بیزد خاک شرکت بر سر عاشق فلک
وصل نامخصوص یار آدم کش است ای همدمان
خاصه یاری کش بود حسن پری خلق ملک
یار را با غیر دیدن مرگ اهل غیرت است
غیر بی غیرت درین معنی کسی را نیست شک
هرکجا گرمست از تیغ دو کس بازار وصل
می زنند آنجا حریفان نقد غیرت بر محک
عاشقی ریش است و وصل دلبران مرهم برآن
وصل چون شد مشترک می گردد آن مرهم نمک
بر سر هر نامه طغراییست لازم محتشم
کی بود زیبنده گر باشد دو سر را تاج یک
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş