شمارهٔ ۳۶۷
م محتشم کاشانی
0
Altın Yaprak
دهد اگرچه برون در بی شمار صدف
تو آن دری که برون ناید از هزار صدف
برای چون تو دری شاید ای چکیده صنع
اگر دهان بگشاید هزار بار صدف
عجب که تا به قیامت محیط هستی را
گران شود به چنین در شاهوار صدف
توان گرفت بزر ز احترام گوشی را
که در راز تو را باشد ای نگار صدف
شدست معتبر از خلعت تو مادر دهر
بلی ز پرتو در دارد اعتبار صدف
به جنبش آمده تا بحر هستی از اثرش
چنین دری نفکنده است برکنار صدف
به عهد محتشم از عقد نظم گوش جهان
چنان پر است که از در شاهوار صدف
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş