شمارهٔ ۵۸۶
م محتشم کاشانی
0
Altın Yaprak
ساقیا چون جام جمشیدی پر از می می کنی
گرنه این دم فکر برگی می کنی کی می کنی
من نه آنم کز تو پیوند محبت بگسلم
بند بندم گر به تیغ قهر چون نی می کنی
آنچه در دل بردن از لطف دمادم می کنند
این فسون سازان تو از جور پیاپی می کنی
سر به صحرا می دهی ای قبله لیلی وشان
هرکه را مجنون صفت آواره از حی می کنی
ساقیا طی کن بساط غم در آن بحر نشاط
کز نم فیضش گذار از حاتم طی می کنی
محمل لیلی به سرعت می بری ای ساربان
گر بدانی حال مجنون ناقه را پی می کنی
محتشم از ضعف چون گیتی چنانی این زمان
جای آن دارد اگر جا در دل و پی می کنی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş